3.1.3. عبارتهای زمانی مربوط به گذشته
Table of Contents
مقدمه
در سطح B1 شما میتوانید درباره گذشته صحبت کنید، داستان بگویید و زندگینامه بنویسید. برای این کار فقط دانستن زمانهای گذشته کافی نیست، بلکه باید عبارتهای زمانی را هم بشناسید تا بتوانید ترتیب رویدادها، طول مدت، شروع و پایان و فاصله زمانی را دقیق بیان کنید. در این فصل روی همین عبارتها تمرکز میکنیم، بدون این که خود زمانهای دستوری را دوباره توضیح دهیم، چون در فصلهای دیگر به آنها پرداخته میشود.
عبارتهای کلی برای «گذشته» به طور عمومی
گاهی لازم است فقط بگویید که چیزی «در گذشته» اتفاق افتاده است، بدون این که زمان دقیقی بدهید.
عبارتهای پرکاربرد:
| آلمانی | ترجمه تقریبی فارسی |
|---|---|
| früher | قبلاً، در گذشته، قدیمها |
| damals | آن موقع، آن زمان |
| vor langer Zeit | خیلی وقت پیش |
| in der Vergangenheit | در گذشته |
| bis vor kurzem | تا همین اواخر، تا مدت کمی پیش |
مثالها:
Ich habe früher in Berlin gewohnt.
من قبلاً در برلین زندگی میکردم.
Damals war ich noch Student.
آن موقع هنوز دانشجو بودم.
بیان «چند وقت پیش» با ساختار vor + Dativ
یکی از مهمترین ساختارها برای صحبت درباره گذشته، الگوی «x وقت پیش» است که در آلمانی با vor + Dativ ساخته میشود.
قاعده مهم
«… وقت پیش» در آلمانی
$$\text{vor} + \text{Dativ (Zeitangabe)}$$
نمونهها:
vor einem Jahr, vor zwei Wochen, vor drei Tagen, vor einer Stunde
چند نمونه پرکاربرد:
| آلمانی | نقش |
|---|---|
| vor einem Jahr | یک سال پیش |
| vor zwei Jahren | دو سال پیش |
| vor drei Monaten | سه ماه پیش |
| vor einer Woche | یک هفته پیش |
| vor zwei Wochen | دو هفته پیش |
| vor drei Tagen | سه روز پیش |
| vor einer Stunde | یک ساعت پیش |
مثالها:
Ich bin vor einem Jahr nach Deutschland gekommen.
من یک سال پیش به آلمان آمدم.
Sie hat vor zwei Wochen ihren neuen Job angefangen.
او دو هفته پیش کار جدیدش را شروع کرد.
Wir haben uns vor langer Zeit kennengelernt.
ما خیلی وقت پیش همدیگر را شناختیم.
به تفاوت فارسی و آلمانی دقت کنید:
در فارسی میگوییم «یک سال پیش»، در آلمانی ترتیب برعکس نیست، بلکه حرف اضافه vor همیشه قبل از مقدار زمان میآید: vor einem Jahr.
بازههای زمانی کلی در گذشته
برای توصیف دورهها و بازههای کلی در گذشته، عبارتهای زیر بسیار مفید هستند:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| in meiner Kindheit | در کودکیام |
| in meiner Jugend | در دوران نوجوانیام |
| als Kind | وقتی بچه بودم |
| als Teenager | وقتی نوجوان بودم |
| in den 1990er Jahren | در دهه ۱۹۹۰ |
| in den achtziger Jahren | در دهه هشتاد |
| damals, als … | آن زمان که … |
| in dieser Zeit | در آن دوره، در این زمان |
مثالها:
In meiner Kindheit habe ich auf dem Land gewohnt.
در کودکیام در روستا زندگی میکردم.
Als Teenager habe ich viel Musik gehört.
وقتی نوجوان بودم، زیاد موسیقی گوش میدادم.
Er war in den 1990er Jahren in Österreich.
او در دهه ۱۹۹۰ در اتریش بود.
ترتیب رویدادها: قبل، بعد، اول، بعداً
برای تعریف زندگینامه یا یک سرگذشت، لازم است بتوانید ترتیب رویدادها را مشخص کنید. در اینجا با زمان دستوری کار نداریم، فقط با قیدهای زمانی و ترکیبهای رایج.
قیدهای اصلی ترتیب:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| zuerst | اول، در ابتدا |
| dann | بعد، سپس |
| danach | بعد از آن |
| später | بعداً، بعدتر |
| vorher | قبل از آن، قبلاً |
| nachher | بعد از آن |
همچنین دو حرف اضافه بسیار مهم هستند:
| آلمانی | ساختار | معنی |
|---|---|---|
| vor | vor + Dativ | قبل ازِ |
| nach | nach + Dativ | بعد ازِ |
مثالها در جمله:
Zuerst habe ich in Teheran studiert, danach bin ich nach Hamburg umgezogen.
اول در تهران تحصیل کردم، بعد از آن به هامبورگ اسبابکشی کردم.
Vor dem Studium habe ich ein Praktikum gemacht.
قبل از تحصیل، یک کارآموزی انجام دادم.
Nach der Schule bin ich nach Hause gegangen.
بعد از مدرسه به خانه رفتم.
Er hat vorher in einer kleinen Firma gearbeitet und ist später Manager geworden.
او قبلاً در یک شرکت کوچک کار میکرد و بعداً مدیر شد.
برای زندگینامه، یکی از الگوهای بسیار مفید چنین است:
الگوی ساده برای ترتیب رویدادها
Zuerst … .
Dann / Danach … .
Später … .
Schließlich / Am Ende … .
مثال:
Zuerst habe ich eine Ausbildung gemacht.
Dann habe ich an der Universität studiert.
Später habe ich meine erste Stelle gefunden.
Schließlich habe ich meine eigene Firma gegründet.
طول مدت در گذشته: «مدت …»
برای بیان این که یک کار «چقدر طول کشیده»، در آلمانی معمولاً از für + Akkusativ استفاده میشود. تمرکز ما در این فصل بر خود عبارت زمانی است، نه بر زمان دستوری فعل.
قاعده مهم طول مدت
«به مدت …» در آلمانی
$$\text{für} + \text{Akkusativ (Zeitangabe)}$$
مانند: für ein Jahr, für zwei Monate, für drei Wochen
عبارتهای رایج:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| für ein Jahr | به مدت یک سال |
| für zwei Jahre | به مدت دو سال |
| für drei Monate | سه ماه (تمام) |
| für eine Woche | یک هفته کامل |
| die ganze Zeit | تمام مدت |
| eine Zeit lang | مدتی، یک مدت |
مثالها:
Ich habe für zwei Jahre in München gewohnt.
من به مدت دو سال در مونیخ زندگی کردم.
Sie war ein Jahr lang arbeitslos.
او به مدت یک سال بیکار بود.
Wir haben die ganze Zeit Deutsch gesprochen.
ما تمام مدت آلمانی صحبت کردیم.
تفاوت دو ساختار مهم:
| ساختار | معنی معمولی |
|---|---|
| zwei Jahre | دو سال (میتواند گذشته، حال یا آینده باشد، بستگی به فعل دارد) |
| für zwei Jahre | تاکید روی طول مدت دو سال، معمولاً در گذشته یا آینده معین |
شروع یک کار در گذشته و ادامه تا حال: seit و seitdem
در زندگینامه یا سرگذشت، بسیار پیش میآید که بگویید کاری از گذشته شروع شده و هنوز ادامه دارد. در آلمانی برای این مفهوم از seit و seitdem استفاده میشود.
قاعده مهم
«از (فلان وقت تا حالا)» در آلمانی
$$\text{seit} + \text{Dativ (Zeitpunkt)}$$
یا قید زمانی: seit 2015, seit zwei Jahren, seit Dienstag
نمونهها:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| seit 2010 | از سال ۲۰۱۰ |
| seit zwei Jahren | دو سال است که … |
| seit meiner Kindheit | از کودکیام |
| seit damals | از آن زمان به بعد |
مثالها:
Ich lebe seit 2015 in Deutschland.
من از سال ۲۰۱۵ در آلمان زندگی میکنم.
Sie arbeitet seit zwei Jahren in dieser Firma.
او دو سال است که در این شرکت کار میکند.
Seit meiner Kindheit interessiere ich mich für Computer.
از کودکی به کامپیوتر علاقه دارم.
تفاوت مهم فارسی و آلمانی این است که در فارسی اغلب میگوییم «ده سال است که …» و در آلمانی از ساختار seit + مدت استفاده میکنیم، مثلاً:
Ich lerne seit zehn Jahren Deutsch.
ده سال است که آلمانی یاد میگیرم.
از seitdem معمولاً در ابتدای جمله دوم استفاده میکنید تا بگویید «از آن موقع تا حالا».
Beispiel:
Ich bin 2018 nach Wien gezogen.
Seitdem habe ich viele neue Freunde gefunden.
من در سال ۲۰۱۸ به وین نقل مکان کردم. از آن موقع تا حالا دوستان جدید زیادی پیدا کردهام.
بیان تکرار در گذشته
برای گفتن این که یک کار «بارها» یا «چند بار» در گذشته اتفاق افتاده، به قیدهای تکرار نیاز دارید. این قیدها به شما کمک میکنند وضعیت را دقیقتر توصیف کنید، بدون آن که لازم باشد نحوۀ صرف فعل را در این فصل بررسی کنیم.
قیدهای مهم:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| oft | اغلب، زیاد |
| häufig | مکرراً، زیاد |
| manchmal | گاهی |
| selten | به ندرت |
| immer | همیشه |
| nie | هرگز |
| früher oft | قبلاً زیاد |
| früher nie | قبلاً هرگز |
و ترکیب با تعداد دفعات:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| einmal | یک بار |
| zweimal | دو بار |
| dreimal | سه بار |
| viele Male | بارهای زیادی |
| ein paar Mal | چند بار |
مثالها:
Ich bin früher oft ins Kino gegangen.
من قبلاً زیاد به سینما میرفتم.
Wir haben uns ein paar Mal getroffen.
ما چند بار همدیگر را دیدیم.
Sie hat nie Alkohol getrunken.
او هرگز الکل ننوشیده است.
پیوند عبارتهای زمانی در متنهای روایی
وقتی سرگذشت یا زندگینامه مینویسید، معمولاً بیش از یک عبارت زمانی در یک متن به کار میبرید. در سطح B1 مهم است یاد بگیرید چند عبارت زمانی را منطقی کنار هم قرار دهید تا داستان شما روان و قابلفهم باشد.
به این مثال توجه کنید. تمرکز فقط روی عبارتهای زمانی است:
Früher habe ich in einem kleinen Dorf gelebt.
In meiner Kindheit bin ich oft mit meinen Freunden im Wald spazieren gegangen.
Mit 18 Jahren bin ich in die Stadt gezogen. Zuerst habe ich in einer WG gewohnt, später in einer eigenen Wohnung.
Vor fünf Jahren habe ich meinen Mann kennengelernt. Seitdem leben wir zusammen in Hamburg.
در این متن کوتاه، از چند نوع عبارت زمانی استفاده شده است:
| نوع | مثال |
|---|---|
| اشاره کلی به گذشته | Früher |
| دورهی زندگی | In meiner Kindheit, Mit 18 Jahren |
| ترتیب رویدادها | zuerst, später |
| «وقت پیش» | vor fünf Jahren |
| «از آن زمان تا حالا» | seitdem |
کافی است شما هم هنگام نوشتن، از هر دسته چند عبارت بلد باشید تا متن شما منظم و طبیعی به نظر برسد.
اشاره به سالها، تاریخها و سن در گذشته
گرچه بحث سال و تاریخ در فصلهای دیگر (تاریخ و قرار ملاقات) به طور کامل آمده است، در سرگذشت و زندگینامه معمولاً به سالها و سن در گذشته اشاره میکنید. در اینجا فقط روی عبارتهای زمانی تمرکز میکنیم، نه روی جزئیات عددی و نحوه نوشتن تاریخها.
عبارتهای رایج:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| 2010 | در ۲۰۱۰ |
| im Jahr 2010 | در سال ۲۰۱۰ |
| mit 10 Jahren | در ۱۰ سالگی |
| mit 18 | در ۱۸ سالگی |
| mit Anfang 20 | در اوایل دهه بیست سالگی |
مثالها:
Im Jahr 2010 habe ich mein Studium begonnen.
در سال ۲۰۱۰ تحصیلم را شروع کردم.
Mit 10 Jahren habe ich schwimmen gelernt.
در ۱۰ سالگی شنا یاد گرفتم.
Mit 18 bin ich nach Deutschland gekommen.
در ۱۸ سالگی به آلمان آمدم.
این نوع عبارتها در کنار سایر قیدهای زمانی که در این فصل یاد گرفتید، اسکلت زمانی یک زندگینامه را میسازند.
جمعبندی
در این فصل با مهمترین عبارتهای زمانی مربوط به گذشته آشنا شدید که در سطح B1 برای تعریف سرگذشت و نوشتن زندگینامه ضروری هستند. این عبارتها به شما کمک میکنند:
زمان کلی گذشته را نشان دهید،
فاصله زمانی را با ساختار vor بیان کنید،
بازههای زمانی مانند کودکی و نوجوانی را نام ببرید،
ترتیب رویدادها را با قیدهایی مثل zuerst, dann, später روشن کنید،
طول مدت را با für + Akkusativ مشخص کنید،
ادامه از گذشته تا حال را با seit و seitdem توضیح دهید،
و در نهایت، با استفاده از این ابزارها یک متن منظم و قابلفهم درباره گذشته خودتان بنویسید.
در فصلهای دیگر همین بخش، زمانهای دستوری گذشته و کاربرد دقیق آنها به طور جداگانه تمرین خواهد شد. در کنار آنها، همین عبارتهای زمانی ستون اصلی روایت شما از گذشته خواهند بود.
Views: 2
KAHIBARO