KAHIBARO
Discord Login Register

4.10.2. تفاوت واقعیت، نظر و استدلال

مقدمه

در سطح B2 یکی از توانایی‌های مهم، تشخیص این است که گوینده «چه چیزی» می‌گوید و «چطور» آن را بیان می‌کند. برای خواندن و شنیدن انتقادی، باید بتوانید سه چیز را از هم جدا کنید: واقعیت، نظر، و استدلال. در این فصل روی تفاوت این سه تمرکز می‌کنیم تا هنگام کار با متن‌ها و خبرهای آلمانی، فریب فرم ظاهری جمله‌ها را نخورید.

تعریف واقعیت (Fakt)

«واقعیت» یا در آلمانی Fakt، جمله‌ای است که می‌توان آن را از نظر درست یا نادرست بودن بررسی و «اثبات» یا «رد» کرد. واقعیت مستقل از احساس و سلیقه‌ی شخصی است و در اصل باید برای همه، به یک معنا قابل درک باشد.

برای تشخیص واقعیت در متن آلمانی، به این نشانه‌ها دقت کنید:

واقعیت معمولا شامل اطلاعات قابل اندازه‌گیری یا قابل بررسی است، مانند تاریخ، عدد، مکان، آمار، نتایج آزمایش، یا وقایعی که ثبت شده‌اند.
در زبان آلمانی معمولا با افعال ساده‌ی اخباری بیان می‌شود، مثل: ist, hat, gibt, liegt, beträgt و غیره.
وجود قیدهایی مثل heute, gestern, im Jahr 2020, seit 10 Jahren اغلب نشان می‌دهد که گوینده در حال توصیف یک وضعیت عینی است.

یک مثال ساده:

آلمانیترجمه فارسینوع
Berlin ist die Hauptstadt von Deutschland.برلین پایتخت آلمان است.واقعیت
In Deutschland leben über 80 Millionen Menschen.در آلمان بیش از ۸۰ میلیون نفر زندگی می‌کنند.واقعیت

در هر دو جمله، می‌توان با منابع رسمی، درست یا نادرست بودن را بررسی کرد. احساس شخصی یا قضاوت ارزشی در آن‌ها دیده نمی‌شود.

قاعده مهم:
هر جمله‌ای که «قابل بررسی» و «مستقل از سلیقه و احساس» باشد، در دسته‌ی Fakt قرار می‌گیرد، حتی اگر در عمل نادرست باشد. اشتباه بودن =/= نظر شخصی.

تعریف نظر (Meinung)

«نظر» یا Meinung، بیان «ارزش‌گذاری» یا «احساس» یک فرد است، نه یک حقیقت قابل اثبات. نظر می‌تواند درست یا غلط «برای من» باشد، اما از نظر منطقی نه اثبات‌پذیر است و نه قابل رد، چون بر پایه‌ی سلیقه، تجربه‌ی شخصی، یا نظام ارزشی است.

در آلمانی، نظر را اغلب از روی کلمات و ساختارهای زیر تشخیص می‌دهید:

افعال نظر دادن: finden, glauben, denken, meinen, behaupten
عبارت‌های کلیشه‌ای:
Meiner Meinung nach …
Ich finde, dass …
Ich denke, …
Ich bin der Meinung, dass …
صفت‌های ارزشی: gut, schlecht, wichtig, gefährlich, sinnvoll, langweilig, schön, hässlich
قیدهای ارزش‌گذار: leider, zum Glück, interessanterweise, erstaunlicherweise

مثال‌ها:

آلمانیترجمه فارسینوع
Ich finde, dass Berlin eine sehr spannende Stadt ist.من فکر می‌کنم برلین شهر بسیار هیجان‌انگیزی است.نظر
Meiner Meinung nach sind Online-Nachrichten oft oberflächlich.به نظر من اخبار آنلاین اغلب سطحی هستند.نظر

«هیجان‌انگیز» و «سطحی» ارزش‌گذاری هستند. این‌که شما برلین را هیجان‌انگیز بدانید، قابل «اندازه‌گیری» یا «اثبات» نیست.

قاعده مهم:
هر جمله‌ای که شامل قضاوت ارزشی باشد، مثل «خوب، بد، مهم، خطرناک، جذاب، بی‌فایده»، یک Meinung است، حتی اگر در متن خبری ظاهر شود.

تعریف استدلال (Argument)

«استدلال» یا Argument، پلی است بین واقعیت و نظر. استدلال زمانی شکل می‌گیرد که کسی برای حمایت از یک نظر یا نتیجه، به یک یا چند دلیل (معمولا مبتنی بر واقعیت یا قوانین منطقی) تکیه می‌کند.

ساختار ساده‌ی استدلال این است:

$$
\text{دلیل/مقدمه} \rightarrow \text{نتیجه}
$$

در زبان آلمانی، استدلال اغلب با کلمات و ساختارهای خاصی نشان داده می‌شود که رابطه‌ی علت و معلول، یا دلیل و نتیجه را مشخص می‌کنند، مانند:

denn, weil, da
deshalb, deswegen, darum, daher
also, folglich, somit
aus diesem Grund, aus meiner Sicht, wenn …, dann …

مثال:

آلمانیترجمه فارسیتحلیل
Viele Menschen informieren sich nur über soziale Medien. Deshalb verbreiten sich Falschinformationen sehr schnell.بسیاری از مردم فقط از طریق شبکه‌های اجتماعی خود را مطلع می‌کنند. به همین دلیل، اطلاعات نادرست خیلی سریع پخش می‌شوند.استدلال: جمله‌ی اول = دلیل، جمله‌ی دوم = نتیجه

در این‌جا جمله‌ی دوم بدون جمله‌ی اول، فقط یک نظر یا مشاهده است. زمانی که با «deshalb» به جمله‌ی اول وصل می‌شود، تبدیل به یک استدلال می‌شود.

قاعده مهم:
هر وقت در متن رابطه‌ی «چرا» و «بنابراین» دیدید، با Argument طرف هستید.
دلیل + بنابراین + نتیجه = استدلال.

تفاوت واقعیت و نظر در متن‌های آلمانی

در متن‌های خبری و رسانه‌ای آلمانی معمولا تلاش می‌شود که واقعیت و نظر از هم جدا بمانند، اما در عمل این دو گاهی با هم مخلوط می‌شوند. برای خواندن انتقادی باید بتوانید تشخیص دهید که در هر جمله، نویسنده دارد «گزارش می‌دهد» یا «قضاوت می‌کند».

یک روش مفید، «حذف صفت‌ها و قیدهای ارزشی» است. اگر جمله بعد از حذف این واژه‌ها باز هم یک اطلاع خنثی و قابل بررسی بدهد، هسته‌ی جمله یک واقعیت است.

نمونه:

جمله آلمانیتحلیل
Die Regierung hat gestern ein sehr umstrittenes Gesetz verabschiedet.بخش «Die Regierung hat gestern ein Gesetz verabschiedet.» = واقعیت. واژه‌ی «umstrittenes» = قضاوت/نظر.

گاهی نویسنده بدون استفاده از افعال نظر دادن، با انتخاب واژگان، نظر خود را وارد متن می‌کند. مثلا:

ein strenges Gesetz
eine mutige Entscheidung
eine katastrophale Entwicklung

این صفت‌ها حاوی برداشت و قضاوت نویسنده هستند و جمله را از یک توصیف خنثی به ترکیبی از واقعیت + نظر تبدیل می‌کنند.

در مقابل، در گزارش‌های علمی و رسمی آلمانی معمولا از صفات خنثی و دقیق استفاده می‌شود، مانند:

signifikant, messbar, statistisch, durchschnittlich, nachweisbar

این واژگان به سمت «واقعیت» و توصیف عینی نزدیک‌تر هستند.

نقش استدلال در متون رسانه‌ای

در رسانه‌ها، فقط با فهرستی از واقعیت‌ها یا نظرها روبه‌رو نیستیم. نویسنده معمولا با کمک استدلال، شما را به یک نتیجه‌ی خاص هدایت می‌کند. برای درک انتقادی باید بتوانید این مسیر را ببینید:

  1. چه واقعیت‌هایی انتخاب شده‌اند (و چه چیزهایی حذف شده‌اند).
  2. این واقعیت‌ها چگونه به هم وصل شده‌اند.
  3. چه نتیجه‌ای از آن‌ها گرفته می‌شود.

در آلمانی، این اتصال‌ها اغلب با کلمات و عبارات مشخص نشان داده می‌شوند:

weil, da برای بیان علت.
deshalb, deswegen, daher, darum برای بیان نتیجه.
obwohl, trotzdem برای نشان دادن تضاد.
einerseits … andererseits … برای نشان دادن دو جنبه‌ی مختلف.

مثال ساده از یک استدلال رسانه‌ای:

Immer mehr Menschen lesen Nachrichten im Internet, weil es schnell und kostenlos ist. Deshalb verlieren viele Zeitungen ihre Abonnenten.

در این استدلال، یک زنجیره داریم:

واقعیت ۱: مردم بیشتر خبر را آنلاین می‌خوانند.
دلیل ادعایی: خبر در اینترنت سریع و رایگان است.
نتیجه: روزنامه‌ها مشترک‌های خود را از دست می‌دهند.

نویسنده با «weil» و «deshalb» نشان می‌دهد که این سه جمله باید به صورت یک استدلال خوانده شوند، نه سه جمله‌ی جدا.

ترکیب واقعیت، نظر و استدلال در یک متن

در عمل، متن‌های آلمانی به ندرت فقط شامل یکی از این سه نوع باشند. معمولا ترکیبی می‌بینید:

واقعیت‌ها برای ساختن زمینه.
نظر برای نشان دادن موضع نویسنده.
استدلال برای قانع‌کردن خواننده.

یک الگوی بسیار رایج در مقاله‌ها و یادداشت‌های تحلیلی آلمانی چنین است:

  1. شروع با یک واقعیت یا مثال:
    In den letzten Jahren ist die Nutzung von Smartphones stark gestiegen.
  2. بیان یک نظر:
    Ich bin der Meinung, dass diese Entwicklung sowohl Chancen als auch Risiken bringt.
  3. آوردن استدلال‌ها:
    Einerseits …, andererseits …, deshalb …

به عنوان زبان‌آموز B2 باید بتوانید در چنین متنی:

هسته‌ی واقعی اطلاعات (Fakten) را جدا کنید.
نظرهای نویسنده (Meinungen) را شناسایی کنید، حتی اگر مستقیم نگفته باشد «Ich finde …».
استدلال‌ها (Argumente) و قوی یا ضعیف بودن آن‌ها را تشخیص دهید.

اشتباه‌های رایج در تشخیص این سه مفهوم

برای فارسی‌زبانان چند خطای رایج در تشخیص واقعیت، نظر و استدلال در متون آلمانی وجود دارد.

اول، گاهی جمله‌هایی که «خیلی محکم» بیان شده‌اند، با واقعیت اشتباه گرفته می‌شوند، حتی اگر در اصل نظر باشند. مثلا:

Soziale Medien sind schlecht für die Gesellschaft.

از نظر دستوری جمله مثل یک واقعیت ساده است، اما واژه‌ی «schlecht» آن را کاملا به حوزه‌ی نظر می‌برد. هیچ معیار علمی مشترکی وجود ندارد که «بد بودن برای جامعه» را دقیق و جهانی ثابت کند.

دوم، برعکس، گاهی جمله‌هایی که با افعال نظر دادن می‌آیند ولی در اصل فقط «دیدن یک واقعیت» هستند، کاملا در دسته‌ی نظر قرار داده می‌شوند. مثلا:

Ich denke, dass die Zahl der Arbeitslosen im letzten Jahr gestiegen ist.

اینجا از نظر ساختمانی «Ich denke, dass …» وجود دارد، اما «Zahl der Arbeitslosen im letzten Jahr» چیزی است که در اصل با آمار قابل بررسی است. این جمله در واقع ترکیبی است از «نظر شخص درباره‌ی یک واقعیت قابل سنجش».

سوم، عوضی گرفتن «فهرست دلیل‌ها» با «واقعیت‌های جداگانه» است. اگر نویسنده چند جمله پشت سر هم می‌آورد و با کلماتی مثل deshalb, dadurch, so, denn به هم وصل می‌کند، شما با یک استدلال طرف هستید، نه با چند واقعیت مستقل.

نکته کلیدی برای سطح B2:
در هر متن آلمانی از خود بپرسید:
۱. کدام بخش‌ها اطلاعات قابل بررسی می‌دهند؟ (Fakten)
۲. کجا نویسنده ارزش‌گذاری می‌کند؟ (Meinungen)
۳. کجا بین آن‌ها رابطه‌ی علت و معلول برقرار می‌کند؟ (Argumente)

تمرین ذهنی هنگام خواندن و شنیدن

برای تقویت مهارت تشخیص این سه نوع جمله در آلمانی، می‌توانید یک تمرین ساده و دائمی انجام دهید. هر بار که یک پاراگراف آلمانی می‌خوانید یا به یک پادکست / گزارش خبری گوش می‌دهید، در ذهن خود برای هر جمله یکی از سه برچسب زیر را بگذارید:

F = Fakt
M = Meinung
A = Argument

مثلا در یک متن کوتاه، در حاشیه کتاب یا روی برگه‌تان بنویسید:

۱. F
۲. F + M (اگر واقعیت و نظر مخلوط شده‌اند)
۳. A

کم‌کم مغز شما به صورت خودکار شروع می‌کند به تشخیص واژگان و ساختارهایی که به هر دسته تعلق دارند، مثل Ich finde …, Meiner Meinung nach … برای نظر، یا weil, denn, deshalb برای استدلال.

این مهارت در ادامه‌ی فصل‌های «تحلیل اخبار و تبلیغات» و «ارزیابی منابع» برای شما ضروری خواهد بود، چون بدون تفکیک واقعیت، نظر و استدلال، نقد منصفانه و دقیق متن‌های آلمانی تقریبا غیرممکن است.

Views: 2

Comments

Please login to add a comment.

Don't have an account? Register now!