KAHIBARO
Discord Login Register

4.9.6. پرهیز از ترجمه تحت‌اللفظی از فارسی

مقدمه

در سطح B2 شما معمولاً می‌توانید «هر چیزی را somehow» به آلمانی بگویید. مشکل اصلی دیگر فقط کمبود واژه نیست، بلکه این است که جمله‌هایتان «آلمانی به نظر نمی‌رسند» و بوی ترجمه‌ی کلمه به کلمه از فارسی می‌دهند. در این فصل یاد می‌گیرید چطور از ترجمه‌ی تحت‌اللفظی فاصله بگیرید و متن واقعاً آلمانی بنویسید، مخصوصاً در فضای دانشگاهی و رسمی.

قاعده‌ی طلایی:
هیچ‌وقت جمله‌ی فارسی را کلمه‌به‌کلمه به آلمانی تبدیل نکنید.
اول «معنا» و «نقش جمله در متن» را بفهمید، بعد با ساختارها و عبارت‌های رایج آلمانی آن معنا را بسازید.

تفاوت تفکر زبانی فارسی و آلمانی

برای پرهیز از ترجمه‌ی تحت‌اللفظی، باید قبول کنید که فارسی و آلمانی جهان را با «لنزهای دستوری و واژگانی» متفاوتی می‌بینند. در فارسی جمله‌ها اغلب آزادترند، ضمیرها حذف می‌شوند، زمان‌ها ساده‌ترند و بسیاری از روابط معنایی با لحن و بافت فهمیده می‌شود. در آلمانی، ساختار جمله، حروف اضافه، صرف فعل و انتخاب اسم یا فعل، بار معنایی خیلی دقیقی دارند و اگر آن‌ها را درست به کار نبرید، جمله هرچند «قابل فهم» باشد، بومی و دانشگاهی به نظر نمی‌رسد.

برای مثال، در فارسی طبیعی است بگوییم: «من خیلی به این موضوع علاقه دارم.» اگر کلمه‌به‌کلمه ترجمه کنید شاید بنویسید: Ich habe viel Interesse zu diesem Thema. این جمله برای آلمانی‌زبان عجیب است. ساختار رایج آلمانی این معنا را معمولاً با فعل می‌سازد، نه با اسم Interesse:
Ich interessiere mich sehr für dieses Thema.

بنابراین همیشه از خودتان بپرسید: این معنا در آلمانی بیشتر با «فعل» بیان می‌شود یا با «اسم»، با «حرف اضافه» یا با «حرف ربط»، با جمله‌ی ساده یا جمله‌ی وصفی و غیره.

الگوهای خطرناک ترجمه‌ی تحت‌اللفظی

بسیاری از اشتباه‌های فارسی‌زبانان در متن‌های دانشگاهی نتیجه‌ی چند الگوی کلی هستند. شناخت این الگوها کمک می‌کند به محض این‌که در حال تکرارشان هستید، هشدار درونی بگیرید و جمله را دوباره طراحی کنید.

یکی از الگوهای خطرناک، حفظ ترتیب واژه‌ی فارسی است. در فارسی می‌گوییم: «یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که جامعه‌ی امروز با آن روبه‌رو است…». اگر همان ترتیب را نگه دارید به جمله‌ی بسیار سنگین و غیرطبیعی آلمانی می‌رسید. در آلمانی اغلب ترجیح داده می‌شود جمله را زودتر به فعل برسانیم و از ساختارهای موصولی و ترتیب متفاوت استفاده کنیم. مثلاً:
Eines der größten Probleme, mit denen die heutige Gesellschaft konfrontiert ist, …
اینجا جای ضمیر موصولی، حرف اضافه، و صفت‌ها همه طبق منطق آلمانی تنظیم شده‌اند و هیچ ربطی به ترتیب فارسی ندارند.

الگوی دیگر، حفظ تمام «کلمات انتزاعی» است. فارسی پر از ترکیب‌هایی است مثل «در ارتباط با»، «در زمینه‌ی»، «از لحاظ»، «به نوعی»، «به طور کلی»، «در واقع» و غیره. اگر همه را با برابری مانند im Zusammenhang mit, im Bereich, in Bezug auf, in gewisser Weise، im Allgemeinen، eigentlich ترجمه کنید، متن‌تان شدیداً سنگین، تکراری و گاهی خنده‌دار می‌شود. در آلمانی دانشگاهی، بسیاری از این عبارت‌ها اصلاً حذف می‌شوند و فقط هسته‌ی معنایی باقی می‌ماند.

معادل معنایی، نه معادل واژه‌به‌واژه

در متن دانشگاهی آلمانی مهم‌ترین مهارت این است که برای هر «نقش معنایی» در جمله، یک «ساختار معمول و پذیرفته‌شده‌ی آلمانی» پیدا کنید. این کار نیازمند «معادل معنایی» است نه «معادل لغوی».

مثلاً نقش «بیان هدف» در فارسی معمولاً با «برای این‌که» یا «تا این‌که» یا «به منظورِ» بیان می‌شود. شما نباید همیشه آن را با für dass یا für zu ترجمه کنید، که اصولاً غلط است. در آلمانی ساختار دانشگاهی رایج برای بیان هدف، استفاده از مصدر با zu است:

$$
\text{um} + \text{…} + \text{zu} + \text{Infinitiv}
$$

بنابراین:

«برای این‌که این موضوع را بهتر درک کنیم، ابتدا تعاریف پایه را بررسی می‌کنیم.»
به‌آلمانی به شکل طبیعی و دانشگاهی می‌شود:
Um dieses Thema besser zu verstehen, werden zunächst die grundlegenden Definitionen erläutert.

در اینجا شما مفهوم «برای این‌که» را با ساختار um … zu ترجمه کرده‌اید، نه با معنای واژه به واژه‌ی «برای + این‌که».

یک مثال دیگر «نقش علت» است. فارسی اغلب می‌گوید: «به دلیل این‌که»، «از آن‌جا که»، «چون»، «به خاطرِ». برای متن دانشگاهی آلمانی شما معمولاً باید به ساختارهای weil, da, zumal یا ساختار اسمی مانند aufgrund + Genitiv فکر کنید. این که کدام را انتخاب کنید بستگی به رسمی بودن سبک و جایگاه جمله در متن دارد، نه فقط به ظاهر واژه‌ی فارسی.

ساخت جمله بر اساس نقش‌ معنایی، نه متن فارسی

یکی از روش‌های عملی برای فرار از ترجمه‌ی کلمه‌به‌کلمه این است که اصلاً هنگام نوشتن آلمانی، متن فارسی را جلوی چشم نداشته باشید. فقط «طرح معنایی» جمله را در ذهن نگه دارید و طبق منطق آلمانی آن را بسازید.

فرض کنید جمله‌ فارسی شما در طرح معنایی‌اش شامل این نقش‌هاست:
موضوع تحقیق، هدف، روش، نتیجه‌ی کلی. اگر بخواهید متن را آلمانی بنویسید، لازم نیست به ترتیب فارسی پای‌بند باشید، بلکه باید از الگوهای استاندارد آلمانی برای توصیف این چهار نقش استفاده کنید.

برای مثال طرح ذهنی فارسی:
«در این تحقیق، تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر یادگیری زبان آلمانی بررسی می‌شود. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل رابطه‌ی بین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی و پیشرفت زبان‌آموزان است.»

در آلمانی دانشگاهی می‌توانید این را به شکل زیر بازسازی کنید، بدون نگاه‌کردن به متن فارسی:

In der vorliegenden Studie wird der Einfluss sozialer Netzwerke auf das Erlernen der deutschen Sprache untersucht. Ziel der Untersuchung ist es, den Zusammenhang zwischen der Nutzung sozialer Netzwerke und dem Fortschritt der Lernenden zu analysieren.

توجه کنید که شما اینجا چند تصمیم «آلمانی» گرفته‌اید: استفاده از vorliegende Studie، استفاده از ساختار مجهول برای جمله‌ی اول، و ساختار اسمی Ziel der Untersuchung ist es, …، بدون آن‌که به ترتیب فارسی متعهد باشید.

اصل مهم در نوشتن دانشگاهی به آلمانی:
۱. نقش‌های معنایی جمله را جدا کنید، مثل «هدف»، «روش»، «نتیجه»، «محدودیت».
۲. برای هر نقش، یک الگوی استاندارد آلمانی حفظ کنید.
۳. جمله را از نو، فقط با این الگوها بسازید، نه روی اسکلت جمله‌ی فارسی.

واژه‌سازی و انتخاب بین فعل و اسم

یکی از تفاوت‌های مهم فارسی و آلمانی در این است که فارسی معمولاً با «فعل ساده + مفعول/متمم» کار را انجام می‌دهد، اما آلمانی دانشگاهی تمایل بسیاری به «سبک اسمی» دارد، یعنی بیان مطالب با اسم‌ها و گروه‌های اسمی پیچیده.

در فارسی می‌گوییم: «ما این موضوع را بررسی می‌کنیم» یا «در این فصل به این پرسش پاسخ می‌دهیم». اگر این‌ها را به شکل کاملاً فعلی و تحت‌اللفظی ترجمه کنید، جملات بدی نخواهید داشت، اما کاملاً دانشگاهی هم نخواهند بود. آلمانی اغلب می‌گوید:
In diesem Kapitel erfolgt eine Analyse dieses Themas.
یا
In diesem Abschnitt wird diese Fragestellung beantwortet.

تفاوت مهم در این است که فعل‌های «انجام دادن» و «بررسی کردن» به شکل اسمی درآمده‌اند: Analyse, Beantwortung, Durchführung, Untersuchung, Bewertung و غیره.

جدول زیر چند جفت متداول فارسی / آلمانی را نشان می‌دهد که اگر آن‌ها را فعل به فعل ترجمه کنید، جمله‌تان خیلی «آلمانی» به نظر نخواهد رسید.

نقش فارسیترجمه‌ی تحت‌اللفظی نامناسبساختار آلمانی طبیعی
انجام تحقیقwir forschen diese Fragewir führen eine Untersuchung durch
بررسی موضوعwir untersuchen dieses Thema (قبول است، اما نه همیشه کافی)wir nehmen eine Analyse dieses Themas vor
ارائه‌ی نتایجwir präsentieren die Resultatedie Ergebnisse werden präsentiert / die Ergebnisdarstellung
پاسخ به پرسشwir antworten auf diese Fragewir geben eine Antwort auf diese Frage / die Beantwortung dieser Frage

در متن دانشگاهی گاهی بهتر است آگاهانه بین ساختار فعلی و ساختار اسمی جابه‌جا شوید تا از تکرار و سبک ابتدایی دور شوید. اما این کار نباید به صورت ترجمه‌ی مکانیکی هر اسم فارسی به یک اسم آلمانی انجام شود. شما باید ببینید در متون آلمانی رشته‌ی شما کدام الگوها رایج است.

حروف اضافه و عبارت‌های ثابت، نه ترجمه‌ی آزاد

یکی از خطرناک‌ترین جاهایی که ترجمه‌ی تحت‌اللفظی به شما خیانت می‌کند، حروف اضافه و عبارت‌های ثابت هستند. فارسی در خیلی از موارد از «از، به، با، در، برای» استفاده می‌کند و شما اگر بخواهید آن را به von, zu, mit, in, für ترجمه کنید، خیلی جاها اشتباه می‌کنید.

در آلمانی بسیاری از ترکیب‌ها ثابت هستند و باید آن‌ها را مثل یک واحد واژگانی مستقل حفظ کنید. برای مثال:

فارسیترجمه‌ی تحت‌اللفظی اشتباهشکل درست آلمانی
علاقه به چیزیInteresse zu etwasInteresse an etwas
تأثیر بر چیزیEinfluss auf etwas (درست)Einfluss auf etwas
وابسته به چیزیabhängig von etwasabhängig von etwas
در مقایسه باim Vergleich zuim Vergleich zu
در ارتباط باin Verbindung mit یا im Zusammenhang mitبسته به متن، یکی از این‌ها

اگر این ترکیب‌ها را نشناسید، به راحتی چیزی شبیه Interesse für, abhängig zu, یا im Vergleich mit می‌نویسید که یا غلط است یا غیرطبیعی.

برای متن دانشگاهی توصیه می‌شود که یک «دفترچه‌ی عبارت‌های ثابت» برای خودتان بسازید و از متون آلمانی رشته‌تان عبارت‌هایی را که زیاد تکرار می‌شوند جدا کنید. هدف این است که وقتی می‌خواهید بگویید «در این زمینه»، به جای این‌که از صفر شروع کنید و «در = in، زمینه = Bereich» را به هم بچسبانید، به صورت آماده در ذهن‌تان in diesem Bereich یا auf diesem Gebiet داشته باشید.

قاعده‌ی مهم درباره‌ی حروف اضافه:
اگر یک اسم یا فعل آلمانی را به‌تنهایی یاد بگیرید، نصف کار را انجام داده‌اید.
برای زبان دانشگاهی، اسم یا فعل را همیشه «همراه با حرف اضافه‌ی ثابت آن» یاد بگیرید:
Interesse an, Einfluss auf, abhängig von, führen zu, bestehen aus و غیره.

واژگان انتزاعی و «کلمات پُرکننده» فارسی

فارسی دانشگاهی و رسمی پر از عبارت‌هایی است که نقش اصلی‌شان «زیادکردن رسمیت و طول جمله» است، نه انتقال معنای دقیق. عبارت‌هایی مثل:
«در واقع»، «در حقیقت»، «به نوعی»، «از یک طرف»، «از طرف دیگر»، «در رابطه با»، «در زمینه‌ی»، «در این خصوص»، «لازم به ذکر است که»، «باید توجه داشت که» و…

اگر همه‌ی این‌ها را از روی ظاهر به آلمانی ترجمه کنید، متن‌تان به شدت سنگین و گاهی نادرست می‌شود. در آلمانی دانشگاهی بسیار رایج است که بسیاری از این عبارت‌ها کاملاً حذف شوند و فقط محتوای اصلی باقی بماند. وقتی هم نیاز به گذار بین جمله‌ها هست، معمولاً از چند رابط مشخص استفاده می‌شود، نه ده‌ها عبارت گوناگون.

برای مثال:

«لازم به ذکر است که این تحقیق محدودیت‌هایی نیز دارد.»
ترجمه‌ی تحت‌اللفظی:
Es ist nötig zu erwähnen, dass diese Untersuchung auch einige Einschränkungen hat.
این جمله از نظر دستوری قابل قبول است، اما سبک آن بیش از حد فارسی است. متن دانشگاهی آلمانی معمولاً ساده‌تر می‌گوید:
Diese Untersuchung weist jedoch auch einige Einschränkungen auf.
یا
Allerdings hat diese Untersuchung auch einige Einschränkungen.

در اینجا نقش «لازم به ذکر است که» فقط این است که جمله‌ی جدید را نرم و محترمانه شروع کند؛ در آلمانی اغلب همین نقش را یک jedoch یا allerdings کوتاه ایفا می‌کند.

جدولی از برخی عبارت‌های رایج فارسی و گزینه‌های معقول آلمانی (گاهی همراه با حذف):

فارسیترجمه‌ی رایج و نسبتاً طبیعی آلمانیاستراتژی بهتر در بسیاری موارد
در واقعin Wirklichkeit, eigentlichاغلب حذف کامل، مگر برای تأکید واقعی
به طور کلیim Allgemeinenفقط وقتی واقعاً «کلی‌سازی» می‌کنید، وگرنه حذف
از یک طرف / از طرف دیگرeinerseits / andererseitsبسیار مفید، اما نه در هر بند
لازم به ذکر است کهes ist erwähnenswert, dassاغلب حذف و شروع مستقیم جمله‌ی اصلی
باید توجه داشت کهes ist zu beachten, dassگاهی مفید، ولی اغلب با wichtig ist, dass یا ساختار ساده‌تر جایگزین می‌شود

کلید کار این است که هر وقت با عبارت طولانی فارسی روبه‌رو می‌شوید، سه سؤال بپرسید:
آیا این عبارت معنای مستقلی دارد، یا فقط جمله را «رسمی» می‌کند؟
اگر معنای مستقلی دارد، چه ساختار استاندارد آلمانی آن را بیان می‌کند؟
اگر معنای مستقلی ندارد، در آلمانی می‌توانم آن را حذف کنم یا با یک واژه‌ی کوتاه جایگزین کنم؟

بازنویسی (Paraphrasieren) به جای چسبیدن به متن فارسی

در نوشتار دانشگاهی آلمانی، مهارت «بازنویسی» بسیار مهم است، هم برای خلاصه‌نویسی و هم برای پرهیز از سرقت ادبی. برای فارسی‌زبانان، این مهارت یک فایده‌ی دیگر هم دارد: کمک می‌کند از ترجمه‌ی تحت‌اللفظی فرار کنند.

به جای این‌که سعی کنید یک جمله‌ی فارسی را جزء به جزء ترجمه کنید، ابتدا آن را در ذهن خودتان به یک جمله‌ی ساده‌تر و بی‌تکلّف فارسی بازنویسی کنید، بعد آن نسخه‌ی ساده را به آلمانی بنویسید. این کار فاصله‌ی ذهنی شما با ساختار اصلی فارسی را بیشتر می‌کند و احتمال ترجمه‌ی مکانیکی را کم می‌کند.

مثال:
«از آن‌جا که آموزش زبان در سال‌های اخیر دچار تغییرات بنیادینی شده است، لازم است نقش فناوری‌های نوین به دقت مورد بررسی قرار گیرد.»

بازنویسی فارسی ساده‌تر:
«در سال‌های اخیر، آموزش زبان خیلی تغییر کرده است. به همین دلیل، باید نقش فناوری‌های جدید را دقیق بررسی کنیم.»

حال این نسخه‌ی ساده را به آلمانی دانشگاهی تبدیل کنید:

In den letzten Jahren hat sich der Fremdsprachenunterricht stark verändert. Daher ist es notwendig, die Rolle neuer Technologien genauer zu untersuchen.

می‌بینید که نه ترتیب فارسی حفظ شده است، نه از عبارت‌های سنگین فارسی تقلید شده است، اما معنا به طور کامل منتقل شده و سبک، طبیعی و دانشگاهی است.

راهبرد عملی:
۱. جمله‌ی پیچیده‌ی فارسی را برای خودتان ساده و کوتاه کنید.
۲. نسخه‌ی ساده را ببینید، نه نسخه‌ی اصلی را.
۳. نسخه‌ی ساده را با الگوهای استاندارد آلمانی بازنویسی کنید.
این سه‌مرحله، قوی‌ترین «ضدترجمه‌ی تحت‌اللفظی» است.

استفاده از الگوهای آماده‌ی دانشگاهی به زبان آلمانی

برای این‌که مجبور نشوید از روی فارسی جمله بسازید، بهتر است یک «بانک الگوی آلمانی» برای خودتان درست کنید. مثلاً برای معرفی موضوع، هدف، ساختار متن، اشاره به منابع، نقل‌قول غیرمستقیم، مقایسه، نتیجه‌گیری و محدودیت‌ها.

وقتی این الگوها را بلد باشید، به جای آن‌که در فارسی فکر کنید «حالا چطور بگویم: در این فصل به بررسی می‌پردازیم»، مستقیماً به یکی از این الگوها مراجعه می‌کنید، مثل:

In diesem Kapitel wird … untersucht.
Im folgenden Abschnitt wird gezeigt, dass …
Ziel dieser Arbeit ist es, …
Die vorliegende Studie beschäftigt sich mit …
Zusammenfassend lässt sich sagen, dass …

در این صورت، حتی اگر متن اولیه‌ی شما فارسی باشد، در هنگام نوشتن آلمانی، ذهن شما بیشتر به این الگوهای آماده متکی خواهد بود تا به ساختار جمله‌ی فارسی. به بیان دیگر، شما «مستقیماً به آلمانی فکر می‌کنید»، هرچند هنوز در سطح B2 هستید.

کنترل نهایی: آزمون طبیعی‌بودن متن

در نهایت، برای این‌که مطمئن شوید متن‌تان بوی ترجمه‌ی مستقیم نمی‌دهد، لازم است یک «کنترل طبیعی‌بودن» انجام دهید. این کنترل شامل چند سؤال است که می‌توانید پس از نوشتن هر پاراگراف از خودتان بپرسید:

آیا در این پاراگراف، ترتیب واژگان به طرز مشکوکی شبیه فارسی است؟
آیا از عبارت‌های بسیار کلی و مبهم استفاده کرده‌ام که شبیه ترجمه‌ی مستقیم هستند، مثل es gibt viele Sachen, in dieser Hinsicht, in dem Bereich von بدون ضرورت؟
آیا فعل‌ها و اسم‌هایم در کنار حروف اضافه‌ی درست آمده‌اند؟
آیا می‌توانم برای یک یا دو جمله، معادل بسیار طبیعی‌تری در یک متن آلمانی علمی پیدا کنم؟ اگر بله، جمله‌ام را بازنویسی کنم.
آیا اگر این پاراگراف را با صدای بلند بخوانم، ریتم جمله‌ها خیلی طولانی و تودرتو است، مثل فارسی رسمی؟

اگر پاسخ یکی از این سؤال‌ها شما را مردّد کرد، بهتر است آن جمله یا پاراگراف را «از صفر به آلمانی» دوباره طراحی کنید، با تکیه بر الگوها و عبارت‌هایی که در متون بومی دیده‌اید، نه با تکیه بر نسخه‌ی فارسی.

هدف نهایی این فصل این است که یاد بگیرید به فارسی «فکر کنید»، اما به آلمانی «بنویسید»، نه این‌که فقط فارسی را کلمه‌به‌کلمه لباس آلمانی بپوشانید.

Views: 2

Comments

Please login to add a comment.

Don't have an account? Register now!