4.14.3. خواندن متنهای پیچیده
Table of Contents
درک کلی متنهای پیچیده در سطح B2
در سطح B2 شما دیگر با متنهای ساده روزمره سر و کار ندارید، بلکه باید بتوانید متنهایی را بخوانید که چند پاراگراف طولانی دارند، استدلالهای چندمرحلهای ارائه میکنند، و از واژگان نسبتاً تخصصی استفاده میکنند. این متنها میتوانند گزارش خبری، مقاله مجله، متن دانشگاهی ساده، نقد هنری، یادداشت تحلیلی، یا دستورالعملهای رسمی باشند.
هدف اصلی در این سطح، فقط «فهمیدن تکتک کلمات» نیست، بلکه «درک ایده اصلی، ساختار استدلال، و هدف نویسنده» است. بنابراین هنگام خواندن، تمرکز شما باید روی پیام کلی، ارتباط بین پاراگرافها، و نشانههای زبانی باشد که به شما نشان میدهند متن چگونه پیش میرود.
در این سطح، سرعت خواندن شما هم مهم است. شما باید بتوانید بین «خواندن سریع برای دیدن کلیات» و «خواندن دقیق برای جزئیات» جابهجا شوید و بدانید چه زمانی کدام روش را انتخاب کنید.
اصل اساسی در سطح B2:
در متنهای پیچیده، بیشتر انرژی ذهنی خود را روی «ساختار متن و ایدههای اصلی» بگذارید، نه روی ترجمه تکتک جملهها به فارسی.
انواع متنهای پیچیده در آزمون B2
در آزمونها و موقعیتهای واقعی، معمولاً با چند نوع متن اصلی روبهرو میشوید. شناخت نوع متن، به شما کمک میکند حدس بزنید چه جور اطلاعاتی در آن میآید و چگونه باید آن را بخوانید.
متنهای رایج سطح B2 را میتوان به طور کلی به صورت زیر دستهبندی کرد:
| نوع متن | ویژگیها | مثالها |
|---|---|---|
| گزارش خبری | لحن نسبتاً رسمی، اطلاعات عینی، تاریخ، مکان، نقل قول | خبر روزنامه، گزارش وبسایت رسمی |
| مقاله تحلیلی | نظر و استدلال، مثالها، مقایسه، نتیجهگیری | یادداشت تحلیلی درباره شبکههای اجتماعی |
| متن توضیحی | توضیح فرایند، تعریف اصطلاح، ساختار منطقی و مرحلهای | متن درباره یک فناوری جدید |
| متن نظر شخصی | لحن شخصیتر، استفاده از «ich»، ارزیابی و احساسات | وبلاگ، نامه به سردبیر |
| متن رسمی | واژگان رسمی، جملات طولانیتر، ساختار منظم | اطلاعیه، دستورالعمل، متن اداری ساده |
| متن فرهنگی / ادبی ساده | توصیف، استعاره ساده، تمرکز بر فضا و احساس | بخش کوتاهی از رمان یا داستان |
وقتی نوع متن را تشخیص میدهید، راحتتر میتوانید حدس بزنید نویسنده به دنبال چیست: اطلاعرسانی، قانع کردن، بیان احساس، یا توضیح یک موضوع.
مهارت خواندن گزینشی: Skimming و Scanning
دو مهارت کلیدی برای برخورد با متنهای طولانی، Skimming و Scanning است. در سطح B2 باید بتوانید آگاهانه از این دو روش استفاده کنید.
Skimming یعنی «خواندن سریع برای گرفتن ایده کلی متن». در این روش شما به جزئیات و واژههای ناشناخته توجه زیادی نمیکنید، بلکه دنبال این چیزها هستید: موضوع کلی، نظر اصلی نویسنده، ساختار کلی متن، و لحن.
برای Skimming، معمولاً کارهای زیر را انجام میدهید:
ابتدا عنوان، زیرعنوانها، و شاید اولین و آخرین پاراگراف را میخوانید.
در هر پاراگراف، فقط جمله اول و دوم و گاهی جمله آخر را با دقت میخوانید و بقیه را سریعتر رد میکنید.
به کلمات راهنما مانند «erstens, außerdem, dagegen, zum Schluss» توجه میکنید که ساختار را نشان میدهند.
Scanning یعنی «خواندن سریع برای پیدا کردن یک اطلاعات مشخص». مثلاً دنبال تاریخ، عدد، نام شخص، یا پاسخ یک سؤال خاص میگردید. در این روش حتی ممکن است معنای جمله کامل را نفهمید، ولی آن عدد یا واژه کلیدی را پیدا میکنید.
برای Scanning، معمولاً:
سؤال یا نوع اطلاعات مورد نیاز را کاملاً برای خود روشن میکنید.
در متن به دنبال همان واژه یا واژههای مشابه (مترادف) میگردید.
فقط همان قسمت لازم را کمی دقیقتر میخوانید و از بقیه متن سریع عبور میکنید.
قاعده مهم:
Skimming برای «فهمیدن متن در کل» است.
Scanning برای «پیدا کردن یک چیز خاص در متن» است.
در آزمونهای B2، تقریباً همیشه باید هر دو را ترکیب کنید:
اول Skimming، بعد Scanning برای پاسخ به سؤالات.
شناسایی ساختار متن و پاراگرافها
یکی از تفاوتهای اصلی بین متن ساده و متن پیچیده، ساختار داخلی متن است. در سطح B2 شما باید بتوانید این ساختار را سریع ببینید و از آن برای فهم بهتر استفاده کنید.
بیشتر متنهای خوب، ساختاری شبیه این دارند:
- مقدمه: معرفی موضوع، طرح مسئله، طرح یک سؤال یا بیان یک نظر کلی.
- بدنه: چند پاراگراف که هر کدام یک جنبه از موضوع را توضیح میدهد، مثال میآورد، یا استدلال میکند.
- نتیجهگیری: خلاصه، نتیجه، پیشنهاد، پیشبینی آینده، یا بیان نهایی نظر نویسنده.
در سطح پاراگراف، معمولاً الگوی زیر را میبینید:
در جمله اول، ایده اصلی پاراگراف معرفی میشود. این جمله را اصطلاحاً «Hauptsatz» یا «Themensatz» پاراگراف مینامند.
در جملههای بعدی، توضیح، مثال، دلیل، یا جزئیات مرتبط با همان ایده میآیند.
گاهی جمله آخر، جمعبندی کوتاه یا ارتباط با پاراگراف بعدی را نشان میدهد.
اگر در خواندن گم میشوید، دوباره برگردید و فقط جملههای اول هر پاراگراف را بخوانید. با این کار «ستون فقرات» متن را میبینید. بعد اگر لازم بود به سراغ جزئیات بروید.
استفاده از فهرستهای شمارهدار یا نکتههای پشت سر هم در متنهای آلمانی هم رایج است. نویسنده ممکن است بنویسد: «Erstens … Zweitens … Drittens …» یا از ساختارهایی مانند «auf der einen Seite … auf der anderen Seite …» استفاده کند. این نشانهها به شما کمک میکند بدانید در کجای استدلال هستید.
استفاده از کلمات راهنما (Signalwörter)
برای فهمیدن منطق متن آلمانی، شناخت کلمات راهنما بسیار مهم است. این کلمات به شما میگویند جمله بعدی چه نوع رابطهای با قبلی دارد: علت، نتیجه، تضاد، مثال، جمعبندی و غیره.
در جدول زیر برخی از مهمترین کلمات راهنما و کارکرد آنها آمده است:
| نوع رابطه | کلمه / عبارت راهنما آلمانی | معنای تقریبی فارسی |
|---|---|---|
| افزودن (اضافهکردن) | außerdem, zudem, darüber hinaus, auch | علاوه بر این، همچنین |
| دلیل | weil, da, denn | چون، زیرا |
| نتیجه | deshalb, daher, deswegen, darum, also, folglich | بنابراین، در نتیجه |
| تضاد | aber, jedoch, allerdings, trotzdem, dennoch, obwohl | اما، با این حال، هرچند |
| مثال | zum Beispiel, etwa, wie, beispielsweise | مثلاً، برای مثال |
| جمعبندی | zusammenfassend, insgesamt, abschließend, zum Schluss | در مجموع، در پایان |
| تأکید | besonders, vor allem, insbesondere | بهخصوص، مخصوصاً |
| مقایسه | wie, als, im Vergleich zu | مثل، نسبت به، در مقایسه با |
| ترتیب | zuerst, dann, danach, später, schließlich | اول، بعد، سپس، در نهایت |
وقتی این کلمات را ببینید، لازم نیست حتماً تمام واژههای جمله را بفهمید تا بدانید نقش آن جمله در متن چیست. همین شناخت، در آزمون به شما کمک میکند سؤالهایی مانند «هدف این پاراگراف چیست؟» یا «کدام جمله نتیجه است؟» را پاسخ دهید.
نکته کلیدی:
در متنهای پیچیده، همیشه به Signalwörter توجه کنید.
حتی اگر نیمی از واژههای یک جمله را ندانید، با دیدن کلماتی مثل «jedoch» یا «deshalb» میتوانید حدس بزنید که جمله، «تضاد» است یا «نتیجه».
حدسزدن معنای واژگان ناآشنا از متن
در متنهای سطح B2 تقریباً همیشه با واژههایی روبهرو میشوید که آنها را نمیدانید. هدف در این سطح این نیست که همه واژهها را بلد باشید، بلکه این است که بتوانید معنا یا نقش بسیاری از آنها را از روی «زمینه» حدس بزنید.
برای حدس زدن معنی، چند ابزار در اختیار دارید:
اول، زمینه معنایی. ببینید جمله درباره چیست، جملههای قبل و بعد چه میگویند، و واژه ناآشنا احتمالاً در چه گروه معنایی قرار میگیرد. مثلاً اگر متن درباره اینترنت و شبکههای اجتماعی است و واژه ناشناخته وسط فهرستی از کلمات «Smartphone, Computer, Tablet, …» آمده، احتمالاً نام یک وسیله دیجیتال است.
دوم، ساختار واژه. در سطح B2 باید کمکم با پیشوندها و پسوندهای آلمانی آشنا باشید، هرچند شرح دقیق آنها در فصل دیگری است. اما همین که ببینید کلمه با «un-» شروع میشود، میتوانید حدس بزنید احتمالاً معنی منفی دارد، مثلاً «unzufrieden» در برابر «zufrieden». یا اگر «-heit» یا «-keit» در آخر کلمه آمد، میتوانید حدس بزنید آن کلمه اسم انتزاعی است، مثل «Möglichkeit» یا «Freiheit».
سوم، نقش دستوری. اگر بدانید این کلمه در جمله چه نقشی دارد، حداقل میفهمید اسم است، فعل است، یا صفت است. این را میتوانید از روی حرف تعریف قبل از آن، یا صرف فعل، یا جایگاهش در جمله حدس بزنید. همین مقدار شناخت، برای پاسخ دادن به بسیاری از سؤالهای درک مطلب کافی است، حتی اگر معنای دقیق را ندانید.
چهارم، مثالها و توضیحات داخل متن. در بعضی متنها، نویسنده بعد از یک واژه دشوار، آن را توضیح میدهد یا مثال میآورد. مثلاً: «… das sogenannte „Homeoffice“, also das Arbeiten von zu Hause aus». در اینجا شما میتوانید معنای «Homeoffice» را از توضیح بعدی بفهمید.
مهم است که در متنهای امتحانی، وقت خود را با توقفهای زیاد برای هر واژه ناشناخته تلف نکنید. اگر آن واژه برای فهمیدن ایده اصلی یا پاسخ به سؤال ضروری باشد، معمولاً متن سرنخهای کافی به شما میدهد. اگر نه، میتوانید موقتاً از آن بگذرید.
مدیریت زمان و استراتژی آزمون در بخش خواندن
بخش خواندن در آزمونهای B2 معمولاً زمان محدودی دارد و متنها نسبتاً طولانی هستند. برای موفقیت، فقط مهارت زبانی کافی نیست، بلکه باید استراتژی زمان هم داشته باشید.
یک الگوی رایج برای برخورد با هر متن این است:
گام اول، نگاه کلی سریع. عنوان، زیرعنوانها، شکلها یا نمودارها، و تعداد پاراگرافها را ببینید. حدود ۳۰ تا ۶۰ ثانیه.
گام دوم، Skimming برای فهم موضوع اصلی و ساختار. حدود ۲ تا ۳ دقیقه، بسته به طول متن.
گام سوم، خواندن سؤالها. قبل از اینکه متن را دقیق بخوانید، ابتدا سؤالها و نوع آنها را ببینید: درست/نادرست، چندگزینهای، وصلکردن تیترها، یا جای خالی.
گام چهارم، برگشت به متن با Scanning هدفمند. برای هر سؤال، به دنبال بخش مرتبط در متن بگردید. لازم نیست کل متن را بسیار دقیق بخوانید، فقط قسمتهای مرتبط با سؤالها را با دقت بیشتر بخوانید.
گام پنجم، بررسی پاسخها. در پایان چند دقیقه برای مرور سریع پاسخها و تصحیح جوابهایی که از نظر منطقی با متن سازگار نیستند، کنار بگذارید.
یک اشتباه رایج این است که داوطلبان از جمله اول تا آخر متن را با جزئیات میخوانند و بعد تازه سراغ سؤالها میروند. این کار وقت زیادی میگیرد و بخش زیادی از آنچه خواندهاید، در حافظهتان نمیماند.
قانون زمانبندی:
- اول متن را «کلی» ببینید.
- بعد سؤالها را بخوانید.
- سپس فقط بخشهای لازم متن را دقیق بخوانید.
هیچوقت از همان اول، جملهبهجمله و با ترجمه در ذهن، سراغ متن نروید.
برخورد با جملات طولانی و ساختارهای دشوار
در سطح B2 جملات آلمانی معمولاً بلندتر میشوند، چند بند وابسته دارند، و از حروف ربطی مثل «weil, obwohl, während, sodass, damit, …» زیاد استفاده میشود. همچنین ممکن است با جملات موصولی، مجهول، و ساختارهای اسمی روبهرو شوید.
هنگام روبهرو شدن با یک جمله خیلی طولانی، سعی کنید آن را به چند «قطعه» تقسیم کنید:
ابتدا فعل صرفشده اصلی را پیدا کنید. در زبان آلمانی، در جمله خبری این فعل معمولاً در جایگاه دوم قرار دارد، حتی اگر جمله چندین جزء دیگر هم داشته باشد.
فاعل را کنار آن فعل در ذهن مشخص کنید. اگر فاعل خیلی طولانی است، آن را به عنوان یک واحد در نظر بگیرید.
بندهای وابسته را تشخیص دهید. این بندها معمولاً با حروف ربطی مانند «weil, dass, wenn, obwohl» یا ضمایر موصولی مانند «der, die, das» شروع میشوند و فعل صرفشدهشان در انتهای همان بند میآید.
اگر لازم شد، در ذهن خود ترتیب جمله را کمی به شکل فارسی سادهتر کنید. مثلاً جمله را به دو یا سه جمله کوتاهتر تبدیل کنید.
برای نمونه، یک جمله فرضی را در نظر بگیرید:
«Viele Menschen, die in großen Städten leben und täglich lange zur Arbeit pendeln müssen, fühlen sich oft gestresst, obwohl sie gleichzeitig viele Freizeitangebote nutzen können.»
لازم نیست یکباره تمام جزئیات این جمله را بفهمید. میتوانید آن را اینگونه تقسیم کنید:
بخش اصلی: «Viele Menschen … fühlen sich oft gestresst.»
بند موصولی: «die in großen Städten leben und täglich lange zur Arbeit pendeln müssen»
بند تضادی: «obwohl sie gleichzeitig viele Freizeitangebote nutzen können».
با این کار حداقل ایده کلی را دارید: بسیاری از مردم، که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند و روزانه راه طولانی تا سر کار دارند، اغلب احساس استرس دارند، هرچند میتوانند پیشنهادهای تفریحی زیادی را استفاده کنند.
برای پاسخ به بیشتر سؤالهای درک مطلب، همین سطح درک کافی است.
پرهیز از ترجمه کلمهبهکلمه هنگام خواندن
یکی از بزرگترین موانع درک متنهای پیچیده برای فارسیزبانان، **عادت به ترجمه کلمهبهکلمه» در ذهن است. این عادت در متنهای ساده شاید تا حدی کار کند، اما در متنهای طولانی و پیچیده، شما را خسته و کند میکند و باعث میشود ساختار متن را از دست بدهید.
خواندن مؤثر در سطح B2، یک فعالیت مستقیم در زبان آلمانی است، نه یک فرایند که در آن هر جمله آلمانی را به فارسی تبدیل کنید. به جای فکر کردن «این کلمه یعنی چه؟» سعی کنید فکر کنید «این جمله در کل چه میگوید؟» یا «این پاراگراف چه نقشی در متن دارد؟».
اگر حس میکنید ناخودآگاه در حال ترجمه هر چیز به فارسی هستید، میتوانید تمرینهایی انجام دهید، مثل:
خواندن متنهای کوتاه و بعد خلاصه کردن آنها به آلمانی بسیار ساده، حتی اگر جملاتتان کامل نباشد.
علامت زدن فقط کلمات کلیدی و نادیده گرفتن جزئیات.
با صدای ملایم و بدون مکث زیاد، متن را بلند خواندن تا مغز شما به «جریان زبان آلمانی» عادت کند.
قاعده مهم برای سطح B2:
اگر هنگام خواندن، برای هر جمله به یک ترجمه فارسی در ذهن نیاز دارید، سرعت و درک کلی شما به شدت افت میکند.
هدف این است که «مستقیم به آلمانی فکر کنید»، حتی اگر واژه به واژه را نتوانید ترجمه کنید.
برنامه تمرین مستقل برای تقویت خواندن
برای اینکه واقعاً در خواندن متنهای پیچیده پیشرفت کنید، لازم است تمرین منظم داشته باشید، نه فقط نمونه سؤالات آزمون. میتوانید برای خود یک برنامه ساده هفتگی طراحی کنید که در آن انواع متن و مهارتها را تمرین کنید.
مثلاً:
هفتهای دو یا سه بار یک خبر کوتاه از یک سایت آلمانی ساده بخوانید. اول Skimming، بعد چند جمله را دقیقتر بخوانید و سعی کنید موضوع را در چند جمله آلمانی برای خودتان خلاصه کنید.
هفتهای یک متن کمی طولانیتر از مجله، وبلاگ، یا وبسایتهای یادگیری آلمانی انتخاب کنید. سعی کنید ساختار متن را پیدا کنید، عنوانهای احتمالی برای هر پاراگراف بسازید، و کلمات راهنما را مشخص کنید.
گاهبهگاه، یک متن رسمی مانند اطلاعیه، دستورالعمل، یا نامه رسمی ساده را تمرین کنید تا با واژگان رسمی آشنا شوید.
برای آزمون، از نمونههای واقعی استفاده کنید و حتماً بعد از حل سؤالها، به جوابهای درست نگاه کنید و تحلیل کنید که در کجا متن را اشتباه فهمیدهاید: واژه، ساختار، یا سؤال.
اگر در ابتدا متنهای اصلی روزنامهها برای شما خیلی دشوار است، میتوانید از نسخههای سادهشده خبری یا متون آموزشی ویژه زبانآموزان استفاده کنید و کمکم سطح خود را بالا ببرید. مهمترین نکته این است که خواندن به زبان آلمانی برای شما به یک عادت تبدیل شود، نه فقط کاری که چند هفته قبل از آزمون انجام میدهید.
Views: 2
KAHIBARO