2.4.1. اعضای بدن
Table of Contents
مقدمه
در این فصل با واژگان پایه مربوط به اعضای بدن در زبان آلمانی آشنا میشوید. هدف این است که بتوانید در موقعیتهای روزمره مثل مراجعه به پزشک، توصیف درد یا صحبت درباره سلامتی، از این واژهها به شکل ساده و درست استفاده کنید. روی واژههای پرکاربرد تمرکز میکنیم و به جنسیت اسمها و شکل جمع آنها هم اشاره میکنیم، چون در سطح A2 برای ساختن جملههای درست به آنها نیاز دارید.
نکات کلی درباره اسمهای اعضای بدن
تقریباً همه اسمهای مربوط به اعضای بدن در آلمانی با حرف تعریف معین همراه میشوند، مثل «سر»، «دست»، «پا». دانستن جنسیت این اسمها بسیار مهم است، چون روی حرف تعریف و بعداً روی صفتها و ضمایر ملکی اثر میگذارد.
برای یادگیری هر عضو بدن، همیشه آن را همراه با حرف تعریف حفظ کنید:
- der برای اسمهای مذکر
- die برای اسمهای مؤنث
- das برای اسمهای خنثی
مثال:
der Kopf, die Hand, das Bein
همچنین باید حواستان باشد که در بسیاری از ساختارهای پزشکی و روزمره در آلمانی، به جای ضمیر ملکی، بیشتر از حرف تعریف مشخص استفاده میشود، مانند:
Ich habe Kopfschmerzen.
به معنای «سرم درد میکند» است، نه «من یک درد سر دارم».
اعضای اصلی بدن
در جدول زیر مهمترین اعضای کلی بدن و شکل مفرد و جمع آنها را میبینید. این واژهها پایه صحبت درباره سلامتی شما هستند.
| آلمانی | جمع آلمانی | حرف تعریف | معنی فارسی |
|---|---|---|---|
| der Körper | die Körper | مذکر | بدن |
| der Kopf | die Köpfe | مذکر | سر |
| das Gesicht | die Gesichter | خنثی | صورت |
| der Hals | die Hälse | مذکر | گردن، گلو |
| der Rücken | die Rücken | مذکر | کمر، پشت |
| die Brust | die Brüste | مؤنث | سینه |
| der Bauch | die Bäuche | مذکر | شکم |
| das Bein | die Beine | خنثی | پا (از ران تا مچ) |
| der Fuß | die Füße | مذکر | پا (کف پا) |
| der Arm | die Arme | مذکر | بازو، دست (بهطور کلی) |
| die Hand | die Hände | مؤنث | دست (کف و انگشتها) |
| die Schulter | die Schultern | مؤنث | شانه |
نکته مهم این است که در آلمانی برای «پا» دو واژه به کار میرود: Bein برای کل پا، و Fuß برای بخش پایینی، یعنی کف پا. در فارسی هر دو را «پا» میگوییم، اما در جملههای دقیق آلمانی این تفاوت مهم است، مخصوصاً هنگام صحبت با پزشک.
اجزای صورت
برای بیان علائم و توصیف چهره، باید اجزای صورت را بشناسید. این واژهها علاوه بر موضوع سلامتی، در توصیف ظاهر هم به کار میروند.
| آلمانی | جمع آلمانی | حرف تعریف | معنی فارسی |
|---|---|---|---|
| das Auge | die Augen | خنثی | چشم |
| das Ohr | die Ohren | خنثی | گوش |
| die Nase | die Nasen | مؤنث | بینی |
| der Mund | die Münder | مذکر | دهان |
| die Lippe | die Lippen | مؤنث | لب |
| der Zahn | die Zähne | مذکر | دندان |
| die Zunge | die Zungen | مؤنث | زبان |
| die Wange | die Wangen | مؤنث | گونه |
| das Kinn | die Kinne | خنثی | چانه |
| die Stirn | die Stirnen | مؤنث | پیشانی |
| das Haar | die Haare | خنثی | مو |
در محاوره، برای «مو» معمولا از جمع استفاده میشود: die Haare.
ترکیبهای پرکاربرد:
- die Augen tun weh. یعنی «چشمهایم درد میکنند.»
- Ich habe Zahnschmerzen. یعنی «دندان درد دارم.»
اندامهای حرکتی و جزئیات دست و پا
برای توضیح دقیقتر مکان درد، باید بتوانید بخشهای کوچکتر دست و پا را هم نام ببرید. این موضوع در فرمهای پزشکی یا هنگام شرح تصادف و آسیبدیدگی مهم است.
| آلمانی | جمع آلمانی | حرف تعریف | معنی فارسی |
|---|---|---|---|
| der Finger | die Finger | مذکر | انگشت دست |
| der Daumen | die Daumen | مذکر | شست دست |
| der Nagel | die Nägel | مذکر | ناخن |
| das Knie | die Knie | خنثی | زانو |
| der Zeh / der Zeh(e) | die Zehen | مذکر | انگشت پا |
| der Ellbogen / der Ellenbogen | die Ellbogen | مذکر | آرنج |
| das Handgelenk | die Handgelenke | خنثی | مچ دست |
| das Fußgelenk | die Fußgelenke | خنثی | مچ پا |
| die Ferse | die Fersen | مؤنث | پاشنه |
| die Hüfte | die Hüften | مؤنث | لگن |
در آلمانی اغلب برای تعریف محل درد، از ترکیب عضو بدن + «-schmerzen» هم استفاده میشود. مثلا:
Knieschmerzen, Rückenschmerzen, Zahnschmerzen.
اما برای بخشهایی مثل Finger یا Zeh، بیشتر از ساختار «Der Finger tut weh.» یا «Die Finger tun weh.» استفاده میشود.
اندامهای داخلی پرکاربرد در سطح A2
در سطح A2 لازم نیست همه واژههای تخصصی پزشکی را بدانید، اما چند اندام داخلی بسیار پرکاربرد هستند که در صحبتهای روزمره و نسخههای ساده پزشکی دیده میشوند.
| آلمانی | جمع آلمانی | حرف تعریف | معنی فارسی |
|---|---|---|---|
| das Herz | die Herzen | خنثی | قلب |
| die Lunge | die Lungen | مؤنث | ریه |
| der Magen | die Mägen | مذکر | معده |
| der Darm | die Därme | مذکر | روده |
| die Leber | die Lebern | مؤنث | کبد |
| die Niere | die Nieren | مؤنث | کلیه |
| die Blase | die Blasen | مؤنث | مثانه |
در مکالمات ساده بیشتر با ترکیبهایی مثل Magenprobleme، Herzprobleme، Nierenprobleme برخورد میکنید، و لازم است حداقل معنی این اسمها را تشخیص دهید تا فرمهای پزشکی یا توضیحات دکتر را تا حدی درک کنید.
استفاده از اعضای بدن در جملههای ساده
برای صحبت درباره درد یا مشکل، چند ساختار پایه بسیار مهم هستند که باید همراه با واژگان اعضای بدن یاد بگیرید.
۱. ساختار «درد داشتن» با فعل haben و واژه Kopfschmerzen و مانند آن:
Ich habe Kopfschmerzen.
Ich habe Rückenschmerzen.
Ich habe Bauchschmerzen.
الگوی کلی را میتوان اینطور نوشت:
$$
\text{Ich habe } + \text{[اسمِ درد با -schmerzen]}.
$$
۲. ساختار «درد کردن» با فعل tun و عضو بدن:
برای مفرد:
Der Rücken tut weh.
Das Bein tut weh.
برای جمع:
Die Augen tun weh.
Die Knie tun weh.
الگوی کلی:
برای مفرد:
$$
\text{[عضو بدن مفرد]} + \text{tut weh}.
$$
برای جمع:
$$
\text{[عضو بدن جمع]} + \text{tun weh}.
$$
تفاوت tun در مفرد و جمع مهم است، چون فعل بر اساس فاعل جمله که همان عضو بدن است صرف میشود.
۳. ساختارهای رایج دیگر در سطح A2:
Ich habe Probleme mit dem Rücken.
Ich habe Schmerzen im Knie.
در این ساختارها میبینید که بعد از mit حالت داتیو میآید و بعد از in نیز اغلب در چنین جملههایی داتیو به کار میرود، چون درباره موقعیت ثابت صحبت میکنیم، نه حرکت. توضیح کامل داتیو و حروف اضافه در فصلهای دیگر خواهد آمد، اینجا فقط هدف این است که ساختارها را بشناسید و درک کلی داشته باشید.
تفاوتهای رایج میان فارسی و آلمانی
چند تفاوت کاربردی میان فارسی و آلمانی در زمینه اعضای بدن وجود دارد که اگر به آنها توجه نکنید، جملههایتان طبیعی به نظر نمیرسد.
اول این که در فارسی میگوییم «دستم درد میکند»، اما در آلمانی به طور رایج میگویند:
Die Hand tut weh.
یا
Ich habe Schmerzen in der Hand.
در اینجا از ضمیر ملکی «meine» استفاده نشده است، بلکه از حرف تعریف معین «die / der» استفاده شده است. ضمایر ملکی در فصل جداگانه به طور کامل توضیح داده میشوند، اما از الان به این نکته توجه کنید که در جملههای مربوط به درد، خیلی وقتها فقط عضو بدن با حرف تعریف میآید.
دوم این که در فارسی واژه «پا» خیلی کلی است، اما در آلمانی باید بین Bein و Fuß تفاوت بگذارید. جمله «پایم درد میکند» بسته به محل درد میتواند این دو شکل را داشته باشد:
Das Bein tut weh.
یا
Der Fuß tut weh.
سوم این که در فارسی اغلب از جمع استفاده نمیکنیم، مثلاً میگوییم «چشم درد دارم»، اما در آلمانی معمولاً از جمع استفاده میشود:
Ich habe Augenschmerzen.
یا
Die Augen tun weh.
چهارم این که در آلمانی اعضای بدن همیشه با حرف بزرگ نوشته میشوند، چون اسم هستند:
das Auge, der Kopf, der Rücken.
نوشتن با حرف کوچک در متن آلمانی غلط املایی محسوب میشود.
جمعبندی
در این فصل، با مهمترین واژههای مربوط به اعضای بدن، از سطح کلی بدن تا اجزای صورت، دست و پا و چند اندام داخلی پرکاربرد آشنا شدید. همچنین دیدید که چگونه این واژگان در ساختارهای ساده برای بیان درد و مشکل سلامتی استفاده میشوند، مانند Ich habe Kopfschmerzen و Der Rücken tut weh. برای تسلط بیشتر، پیشنهاد میشود یک فهرست شخصی از این واژهها تهیه کنید، آنها را همراه با حرف تعریف و شکل جمع حفظ کنید و تلاش کنید در جملههای ساده روزمره به کار ببرید، تا برای فصلهای بعدی «علائم و بیماریها» و «مراجعه به پزشک» آماده باشید.
Views: 2
KAHIBARO