2.4.3. مراجعه به پزشک
Table of Contents
واژگان پایه برای مراجعه به پزشک
در سطح A2 شما باید بتوانید در موقعیتهای ساده پزشکی منظور خود را به زبان آلمانی برسانید. برای این کار، چند واژه و عبارت پایه بسیار مهم است.
در آلمانی، کلمه «پزشک» معمولا به صورت عمومی با واژهی «Arzt» به کار میرود. برای خانم پزشک از «Ärztin» استفاده میشود و فرم جمع آنها «Ärzte / Ärztinnen» است. اگر درباره مطب یا مرکز پزشکی صحبت میکنیم، معمولا از «Praxis» به معنی مطب و از «Krankenhaus» برای بیمارستان استفاده میشود. واژه «Klinik» بیشتر برای کلینیک تخصصی به کار میرود.
در جدول زیر چند واژه پرکاربرد را میبینید:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| der Arzt | پزشک (مرد) |
| die Ärztin | پزشک (زن) |
| die Praxis | مطب |
| das Krankenhaus | بیمارستان |
| die Klinik | کلینیک |
| der Patient | بیمار (مرد) |
| die Patientin | بیمار (زن) |
| die Sprechstunde | ساعت پذیرش / ویزیت |
| das Rezept | نسخه |
| die Apotheke | داروخانه |
| die Tablette | قرص |
| der Termin | وقت (نوبت) |
بهتر است این واژهها را همراه با حرف تعریف یاد بگیرید، چون بعدا در حالتهای آکوزاتیو و داتیو به آنها نیاز دارید.
نکته مهم:
«Praxis» به معنی «مطب» است، اما در جمع معمولا به صورت «Praxen» میآید، نه «Praxisse».
توصیف مشکل و علائم
وقتی نزد پزشک میروید باید بتوانید بگویید چه مشکلی دارید. در آلمانی برای این کار چند ساختار بسیار رایج وجود دارد که یادگیری آنها در سطح A2 ضروری است.
سادهترین جمله برای شروع توضیح مشکل این است:
«Ich habe …» به معنی «من … دارم». بعد از این ساختار، اسم علامت را میآوریم.
مثالها:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Ich habe Kopfschmerzen. | من سردرد دارم. |
| Ich habe Bauchschmerzen. | من دلدرد دارم. |
| Ich habe Halsschmerzen. | من گلودرد دارم. |
| Ich habe Fieber. | من تب دارم. |
| Ich habe Husten. | من سرفه دارم. |
| Ich habe Schnupfen. | من آبریزش بینی / سرماخوردگی دارم. |
عبارت دیگر، استفاده از فعل «tut weh» است به معنی «درد میکند».
ساختار آن این است:
$Dativ +$ tut / tun + weh.
اگر عضو بدن مفرد است از «tut» و اگر جمع است از «tun» استفاده میکنیم.
مثال:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Mein Kopf tut weh. | سرم درد میکند. |
| Mein Rücken tut weh. | کمرم درد میکند. |
| Meine Augen tun weh. | چشمانم درد میکنند. |
| Meine Knie tun weh. | زانوهایم درد میکنند. |
الگوی مهم توصیف درد:
- با «haben»:
$Ich\ habe\ +$ اسم علامت
مثال:
Ich habe Kopfschmerzen. - با «weh tun»:
$Possessivpronomen + Körperteil + tut/tun\ weh$
مثال:
Mein Kopf tut weh.
Meine Augen tun weh.
برای گفتن مدت زمان مشکل از ساختارهای زمانی ساده استفاده میکنید، که در این فصل فقط اشاره کوتاه میکنیم:
«seit drei Tagen» به معنی «از سه روز پیش تا حالا»
«seit einer Woche» به معنی «از یک هفته پیش تا حالا»
ترکیب با جمله:
Ich habe seit drei Tagen Kopfschmerzen.
سه روز است سردرد دارم.
همچنین چند جمله مفید برای بیان وضعیت کلی:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Mir ist schlecht. | حالم بد است. |
| Mir ist schwindlig. | سرم گیج میرود. |
| Ich bin müde. | خسته هستم. |
| Ich fühle mich nicht gut. | حالم خوب نیست. |
در اینجا «mir» داتیو است و به معنی «به من» یا «برای من» است.
جملهها و سؤالهای رایج در مطب
در مطب پزشک مجموعهای از جملهها و سؤالهای تکراری وجود دارد که دانستن آنها به شما کمک میکند متوجه شوید پزشک چه میگوید و شما چه بگویید.
پزشک ممکن است بپرسد:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Was fehlt Ihnen? | چه مشکلی دارید؟ |
| Seit wann haben Sie die Schmerzen? | از چه زمانی این درد را دارید؟ |
| Wo tut es weh? | کجا درد میکند؟ |
| Haben Sie Fieber? | تب دارید؟ |
| Haben Sie Husten oder Schnupfen? | سرفه یا آبریزش بینی دارید؟ |
| Nehmen Sie Medikamente? | دارو مصرف میکنید؟ |
| Sind Sie allergisch gegen etwas? | به چیزی حساسیت دارید؟ |
اگر پزشک با شما غیررسمی صحبت کند (مثلا کودکان یا دوست)، به جای «Sie» از «du» استفاده میکند:
| رسمی (Sie) | دوستانه (du) |
|---|---|
| Was fehlt Ihnen? | Was fehlt dir? |
| Seit wann haben Sie Fieber? | Seit wann hast du Fieber? |
برای پاسخ دادن میتوانید از الگوهای ساده استفاده کنید:
Ich habe seit zwei Tagen Husten.
دو روز است سرفه دارم.
Es tut hier weh.
اینجا درد میکند.
Ich nehme keine Medikamente.
من دارویی مصرف نمیکنم.
اگر خوب متوجه نشدید، میتوانید بگویید:
Können Sie das bitte wiederholen?
میتوانید لطفا آن را تکرار کنید؟
یا:
Können Sie bitte langsamer sprechen?
میتوانید لطفا آهستهتر صحبت کنید؟
این دو جمله در هر موقعیت پزشکی بسیار مفید هستند.
گرفتن نسخه و توصیههای پزشک
پس از معاینه، پزشک معمولا به شما نسخه میدهد و چند توصیه میکند. واژه «Rezept» برای نسخه و «Medikament» برای دارو بسیار مهم است.
نمونه جملههای پزشک:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Ich verschreibe Ihnen ein Medikament. | من برای شما یک دارو مینویسم. |
| Sie bekommen ein Rezept für die Apotheke. | شما یک نسخه برای داروخانه دریافت میکنید. |
| Nehmen Sie die Tabletten dreimal am Tag. | این قرصها را روزی سه بار مصرف کنید. |
| Nehmen Sie die Tropfen vor dem Essen. | این قطرهها را قبل از غذا مصرف کنید. |
| Bleiben Sie ein paar Tage im Bett. | چند روز در تخت استراحت کنید. |
| Trinken Sie viel Wasser. | آب زیاد بنوشید. |
اینجا پزشک از حالت امری رسمی استفاده میکند، مثل «Nehmen Sie …» و «Bleiben Sie …» که دستور مودبانه است. ساختار دقیق حالت امری در فصل دیگری توضیح داده میشود، در اینجا فقط آشنا میشوید.
وقتی نسخه را در دست دارید و به داروخانه میروید، میتوانید بگویید:
Ich brauche dieses Rezept.
من این نسخه را نیاز دارم / میخواهم از روی این نسخه دارو بگیرم.
در داروخانه معمولا میشنوید:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Wie oft sollen Sie das Medikament nehmen? | هر چند وقت یک بار باید این دارو را مصرف کنید؟ |
| Morgens, mittags und abends je eine Tablette. | صبح، ظهر و شب هر بار یک قرص. |
| Vor / nach dem Essen. | قبل / بعد از غذا. |
عبارتهای بسیار پرکاربرد در نسخه و دارو:
- dreimal am Tag
سه بار در روز. - vor dem Essen / nach dem Essen
قبل از غذا / بعد از غذا. - eine Tablette morgens / abends
یک قرص صبح / شب.
این عبارتها را مانند یک فرمول حفظ کنید.
اگر توصیه پزشک را فهمیدید، میتوانید بگویید:
Ja, danke. Ich mache das.
بله، ممنون. این کار را انجام میدهم.
اگر نیاز به مرخصی برای کار دارید، ممکن است پزشک به شما «Krankschreibung» یا «Arbeitsunfähigkeitsbescheinigung» بدهد، که سند مرخصی استعلاجی است. برای سطح A2 دانستن واژه سادهتر کافی است:
Ich brauche eine Krankschreibung.
من یک گواهی مرخصی بیماری لازم دارم.
تجربههای خود در گذشته
در سطح A2 شما همچنین باید بتوانید درباره تجربههای پزشکی خود در گذشته صحبت کنید. برای این کار از زمان گذشته Perfekt استفاده میشود، ولی در این فصل فقط چند جمله نمونه میآوریم و توضیح کامل زمانها در فصلهای مخصوص گذشته است.
برای گفتن «من دیروز نزد دکتر رفتم» در آلمانی میگوییم:
Ich bin gestern zum Arzt gegangen.
من دیروز نزد پزشک رفتم.
در این جمله فعل «gehen» با «sein» گذشته شده است. برای گفتن این که بیمار بودید:
Ich war letzte Woche krank.
من هفته پیش بیمار بودم.
چند مثال دیگر:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Ich hatte letzte Woche Fieber. | من هفته پیش تب داشتم. |
| Ich habe Medikamente genommen. | من دارو مصرف کردهام. |
| Ich bin ins Krankenhaus gefahren. | من به بیمارستان رفتهام. |
| Der Arzt hat mir ein Rezept gegeben. | پزشک به من یک نسخه داده است. |
ترکیب این جملهها با عبارتهای زمانی ساده مانند «gestern» (دیروز)، «letzte Woche» (هفته گذشته) و «vor zwei Monaten» (دو ماه پیش) به شما کمک میکند تجربههای خود را به شکل کوتاه و قابل فهم توضیح دهید.
میتوانید تمرین کنید که یک داستان بسیار کوتاه درباره آخرین باری که بیمار بودید تعریف کنید. مثلا:
Ich war vor zwei Monaten krank. Ich hatte Fieber und Husten. Ich bin zum Arzt gegangen. Der Arzt hat mir Medikamente gegeben und ich habe drei Tage im Bett gelegen.
با تمرین این ساختارها، مراجعه به پزشک در کشورهای آلمانیزبان برای شما سادهتر و کماسترستر خواهد شد.
Views: 3
KAHIBARO