4.6.4. حقوق و مسئولیتها
Table of Contents
مقدمه
در سطح B2 شما فقط واژگان روزمره را یاد نمیگیرید، بلکه باید بتوانید درباره ساختار جامعه، قانون، حقوق شهروندی و مسئولیتهای فرد در یک کشور آلمانیزبان صحبت کنید. در این فصل تمرکز ما روی این است که بتوانید درباره حقوق و مسئولیتها به آلمانی توضیح دهید، نظر بدهید و مثال بزنید، بدون اینکه وارد جزئیات حقوقی تخصصی شوید.
واژگان کلیدی حقوق و مسئولیتها
برای صحبت درباره این موضوع به یک شبکه واژگانی مشخص نیاز دارید. آشنایی با این واژهها کمک میکند متنهای خبری، بروشورهای اداری و بحثهای سیاسی ساده را بهتر بفهمید و خودتان هم فعالانه شرکت کنید.
در جدول زیر چند گروه واژگانی مهم میبینید:
| حوزه | آلمانی | ترجمه تقریبی |
|---|---|---|
| مفهوم کلی | das Recht | حق، قانون (به طور کلی) |
| die Pflicht | وظیفه، تکلیف | |
| die Verantwortung | مسئولیت | |
| شهروندی | der Bürger / die Bürgerin | شهروند |
| die Staatsangehörigkeit | تابعیت | |
| die Bürgerrechte | حقوق شهروندی | |
| قانون و دولت | das Gesetz | قانون (مصوب) |
| die Verfassung | قانون اساسی | |
| die Demokratie | دموکراسی | |
| die Menschenrechte | حقوق بشر | |
| مشارکت | wählen, die Wahl | رأی دادن، انتخابات |
| wählen gehen | به رأی دادن رفتن | |
| die Stimme | رأی، صدا | |
| کار و تأمین اجتماعی | die Arbeitserlaubnis | اجازه کار |
| die Sozialversicherung | بیمه اجتماعی | |
| die Krankenversicherung | بیمه درمانی | |
| die Rente | بازنشستگی، مستمری | |
| زندگی روزمره | der Mietvertrag | قرارداد اجاره |
| die Meldepflicht | الزام ثبت نشانی | |
| der Ausweis | کارت شناسایی |
نکته مهم واژگانی
«Recht» به معنی «حق» یا «حق قانونی» است، اما «Gesetz» به معنی «قانونِ نوشته شده» است.
«Pflicht» همیشه بار «باید» و الزام دارد، برخلاف «Verantwortung» که بیشتر حس اخلاقی مسئولیت را منتقل میکند.
حقوق اساسی در زندگی روزمره
در کشورهای آلمانیزبان، به ویژه آلمان، بسیاری از حقوق اساسی در قانون اساسی (Grundgesetz) نوشته شدهاند. شما لازم نیست متن حقوقی حفظ کنید، اما باید بتوانید چند حق اساسی را نام ببرید و به زبان ساده توضیح دهید.
نمونههایی از حقوقی که در مکالمه سطح B2 کاربرد دارند:
حق آزادی بیان:
Man hat das Recht auf Meinungsfreiheit.
«آدم حق آزادی بیان دارد.»
حق آزادی دین:
Jeder darf seine Religion frei ausüben.
«هر کسی میتواند دین خود را آزادانه انجام دهد.»
حق حریم خصوصی:
Die Wohnung ist unverletzlich.
«حریم خانه دستنخورده و محترم است.» (پلیس بدون اجازه یا حکم نمیتواند وارد شود.)
حق برابری:
Alle Menschen sind vor dem Gesetz gleich.
«همه انسانها در برابر قانون برابرند.»
حق حمایت اجتماعی پایه:
Der Staat schützt die Familie. Der Staat sorgt für soziale Sicherheit.
«دولت از خانواده حمایت میکند. دولت برای امنیت اجتماعی (تأمین اجتماعی) مراقبت میکند.»
در بحثهای کلاسی یا امتحان B2، اغلب باید بتوانید با ساختارهایی مثل «Recht auf … haben» و «Anspruch auf … haben» کار کنید:
| ساختار | مثال آلمانی | ترجمه |
|---|---|---|
| Recht auf + Akkusativ haben | Jeder hat das Recht auf Bildung. | هر کسی حق تحصیل دارد. |
| Anspruch auf + Akkusativ haben | Viele Menschen haben Anspruch auf Kindergeld. | خیلیها حق دریافت کمک هزینهی فرزند دارند. |
الگوی مهم
برای بیان «حقِ چیزی را داشتن» از الگوی زیر استفاده میشود:
$$\text{jemand} + \text{hat} + \text{das Recht / Anspruch auf} + \text{Akkusativ}$$
مثال:
Sie hat das Recht auf Informationen.
Er hat Anspruch auf Unterstützung.
مسئولیتهای شهروندان و ساکنان
کنار هر حق، معمولا یک مسئولیت هم وجود دارد. برای توصیف مسئولیتها، در آلمانی به شکلهای زیر زیاد برمیخورید: «Pflicht haben», «verpflichtet sein», «müssen».
نمونههایی از مسئولیتهای عمومی که به درد مکالمه میخورند:
پرداخت مالیات:
Die Bürger sind verpflichtet, Steuern zu zahlen.
«شهروندان موظفاند مالیات بپردازند.»
رعایت قانون:
Jeder muss sich an die Gesetze halten.
«هر کسی باید قوانین را رعایت کند.»
احترام به دیگران:
Man hat die Verantwortung, andere Menschen zu respektieren.
«آدم مسئولیت دارد به دیگران احترام بگذارد.»
محافظت از محیط زیست:
Wir alle haben die Pflicht, die Umwelt zu schützen.
«همهی ما وظیفه داریم از محیط زیست محافظت کنیم.»
در سطح B2 از شما انتظار میرود بتوانید درباره «تعادل بین حقوق و وظایف» صحبت کنید. برای این کار عبارات مفیدی وجود دارد، مثلا:
Es gibt nicht nur Rechte, sondern auch Pflichten.
«فقط حقوق وجود ندارد، بلکه وظایف هم هست.»
Zwischen Rechten und Pflichten sollte ein Gleichgewicht bestehen.
«بین حقوق و وظایف باید یک تعادل وجود داشته باشد.»
حقوق و مسئولیتها در محل کار
در زندگی واقعی، بخش زیادی از صحبت درباره حقوق و مسئولیتها به محل کار مربوط میشود. در آلمان و کشورهای مشابه، قوانین کار نسبتا دقیق هستند، اما شما در سطح B2 فقط باید بتوانید اصول را توصیف کنید و مثال بزنید.
نمونه حقوق کارمند:
حق قرارداد کتبی:
Arbeitnehmer haben das Recht auf einen schriftlichen Arbeitsvertrag.
«کارکنان حق دارند یک قرارداد کاریِ کتبی داشته باشند.»
حق دستمزد منصفانه:
Man hat das Recht auf einen fairen Lohn.
«آدم حق دستمزد منصفانه دارد.»
حق مرخصی:
In Deutschland hat man Anspruch auf bezahlten Urlaub.
«در آلمان آدم حق مرخصی با حقوق دارد.»
حق امنیت در محل کار:
Der Arbeitgeber muss für Sicherheit am Arbeitsplatz sorgen.
«کارفرما باید برای امنیت در محل کار مراقبت کند.»
مسئولیتهای کارمند:
Zeit einhalten:
Man ist verpflichtet, pünktlich zur Arbeit zu kommen.
«آدم موظف است سرِ وقت سرِ کار بیاید.»
Aufgaben erfüllen:
Die Mitarbeiter müssen ihre Aufgaben sorgfältig erledigen.
«کارکنان باید وظایف خود را با دقت انجام دهند.»
Regeln respektieren:
Man muss die Arbeitsregeln und Sicherheitsvorschriften beachten.
«باید قوانین کار و مقررات ایمنی را رعایت کرد.»
مسئولیتهای کارفرما:
Vertrag einhalten:
Der Arbeitgeber ist verpflichtet, den Lohn rechtzeitig zu zahlen.
«کارفرما موظف است دستمزد را به موقع بپردازد.»
Schutz der Mitarbeiter:
Der Arbeitgeber trägt die Verantwortung für den Gesundheitsschutz der Mitarbeiter.
«کارفرما مسئولیت حفاظت از سلامت کارکنان را بر عهده دارد.»
حقوق و وظایف در حوزه مسکن و زندگی شهری
وقتی در یک شهر آلمانیزبان زندگی میکنید، بسیاری از حقوق و مسئولیتها به اجارهخانه، همسایگی و شهرداری مربوط میشود. این حوزه معمولا در متون امتحان B2 هم ظاهر میشود، چون کاملا روزمره است.
نمونه حقوق مستأجر:
حق سکونت آرام:
Mieter haben das Recht auf Ruhe und Privatleben.
«مستأجران حق آرامش و حریم خصوصی دارند.»
حق تعمیرات لازم:
Der Vermieter muss notwendige Reparaturen durchführen.
«صاحبخانه باید تعمیرات ضروری را انجام دهد.»
حق اطلاع:
Mieter haben das Recht, rechtzeitig informiert zu werden, wenn der Vermieter in die Wohnung kommen will.
«مستأجران حق دارند به موقع آگاه شوند اگر صاحبخانه میخواهد وارد خانه شود.»
نمونه وظایف مستأجر:
Miete zahlen:
Der Mieter ist verpflichtet, die Miete pünktlich zu zahlen.
«مستأجر موظف است کرایه را به موقع بپردازد.»
Wohnung pflegen:
Man muss die Wohnung sorgfältig behandeln und sauber halten.
«باید با خانه با دقت رفتار کرد و آن را تمیز نگه داشت.»
Hausordnung beachten:
Man hat die Pflicht, die Hausordnung zu respektieren, zum Beispiel Ruhezeiten einzuhalten.
«آدم وظیفه دارد مقررات ساختمان را رعایت کند، مثلا ساعات سکوت را.»
در سطح زبانی B2، توصیف تعارض بین همسایهها هم مهم است. ساختارهای مفید:
Er fühlt sich in seinen Rechten verletzt.
«او احساس میکند حقوقش نقض شده است.»
Sie übernimmt keine Verantwortung für den Lärm.
«او هیچ مسئولیتی برای سر و صدا نمیپذیرد.»
مشارکت سیاسی و مدنی
بخش دیگری از بحث حقوق و مسئولیتها مربوط به نقش فرد در جامعه و سیاست است. در آلمان و کشورهای مشابه، مشارکت شهروندان کلید دموکراسی محسوب میشود.
حقوق مشارکت:
حق رأی:
Als Bürger hat man das Recht zu wählen.
«به عنوان شهروند حق رأی دادن دارید.»
حق کاندیدا شدن:
In einer Demokratie kann man sich unter bestimmten Bedingungen zur Wahl stellen.
«در یک دموکراسی، تحت شرایطی میتوانید خودتان کاندید شوید.»
آزادی تجمع:
Bürger haben das Recht, friedlich zu demonstrieren.
«شهروندان حق دارند به شکل مسالمتآمیز تظاهرات کنند.»
مسئولیتهای مدنی:
اطلاع داشتن:
Man hat die Verantwortung, sich über Politik zu informieren.
«آدم مسئولیت دارد درباره سیاست اطلاع پیدا کند.»
شرکت در انتخابات:
Viele Menschen finden, dass man die Pflicht hat, zur Wahl zu gehen.
«خیلیها معتقدند آدم وظیفه دارد در انتخابات شرکت کند.»
احترام به نظر دیگران:
In einer Demokratie muss man auch andere Meinungen akzeptieren.
«در یک دموکراسی باید نظرهای دیگران را هم بپذیرید.»
اینجا ساختارهای «es ist wichtig, dass …», «es ist meine / deine Verantwortung, …» بسیار پرکاربرد هستند:
Es ist wichtig, dass jeder Verantwortung übernimmt.
«مهم است که هر کسی مسئولیت را به عهده بگیرد.»
Es ist unsere Verantwortung, wählen zu gehen.
«این مسئولیت ما است که به رأی دادن برویم.»
حقوق و مسئولیتها برای مهاجران و تازهواردان
اگر موضوع بحث، ادغام و مهاجرت باشد، معمولا صحبت از این است که چه حقوقی به مهاجران داده میشود و در عین حال چه انتظاراتی از آنها وجود دارد. این دقیقا وسط بحث «مهاجرت و ادغام» در سطح B2 قرار میگیرد.
نمونه حقوق:
Zugang zu Bildung:
Kinder von Migranten haben das Recht auf Schulbildung.
«فرزندان مهاجران حق تحصیل در مدرسه را دارند.»
Schutz durch das Gesetz:
Alle Menschen, egal woher sie kommen, werden vom Gesetz geschützt.
«همه انسانها، فرقی نمیکند از کجا آمدهاند، تحت حمایت قانون هستند.»
Unterstützung beim Spracherwerb:
Viele Migranten haben Anspruch auf einen Integrationskurs.
«بسیاری از مهاجران حق شرکت در دوره ادغام دارند.»
نمونه مسئولیتها:
Sprachlernen:
Migranten sind oft verpflichtet, an einem Integrationskurs teilzunehmen.
«مهاجران اغلب موظفاند در دوره ادغام شرکت کنند.»
Gesetze respektieren:
Wer in Deutschland lebt, muss die Gesetze respektieren.
«هر کس در آلمان زندگی میکند باید قوانین را رعایت کند.»
Kinder zur Schule schicken:
Eltern haben die Pflicht, ihre Kinder zur Schule zu schicken.
«والدین وظیفه دارند فرزندان خود را به مدرسه بفرستند.»
در این زمینه عبارت «sich integrieren» مهم است:
sich integrieren:
Viele denken, dass Migranten die Verantwortung haben, sich zu integrieren.
«خیلیها فکر میکنند مهاجران مسئولیت دارند خود را ادغام کنند.»
بیان نظر و استدلال درباره حقوق و مسئولیتها
در آزمون B2، شما فقط نباید واژهها را بشناسید، بلکه باید بتوانید نظر خود را درباره تعادل بین حقوق و وظایف بیان کنید و آن را توضیح و توجیه کنید. برای این کار، چند الگوی زبانی بسیار مفید وجود دارد.
بیان نظر:
Meiner Meinung nach haben die Menschen heute sehr viele Rechte, aber sie vergessen oft ihre Pflichten.
«به نظر من مردم امروز حقوق بسیار زیادی دارند، اما اغلب وظایف خود را فراموش میکنند.»
Ich bin der Ansicht, dass jeder Einzelne Verantwortung für die Gesellschaft trägt.
«بر این باورم که هر فردی در برابر جامعه مسئولیت دارد.»
Ich finde es wichtig, dass …
Ich bin dagegen, dass …
Ich bin dafür, dass …
استفاده از «weil», «denn», «deshalb» برای توضیح دلیل:
Ich bin dafür, dass jeder das Recht auf Bildung hat, weil Bildung die Grundlage für ein selbstständiges Leben ist.
«من موافقم که هر کسی حق تحصیل داشته باشد، چون تحصیل پایهای برای یک زندگی مستقل است.»
Die Menschen sollten mehr Verantwortung übernehmen, denn nur so kann eine Gesellschaft gut funktionieren.
«مردم باید مسئولیت بیشتری بپذیرند، زیرا فقط در این صورت یک جامعه میتواند خوب کار کند.»
حقوق در تضاد با هم:
Manchmal stehen die Rechte verschiedener Personen im Konflikt miteinander.
«گاهی حقوق افراد مختلف با هم در تضاد قرار میگیرند.»
Zum Beispiel kann das Recht auf Freiheit mit der Sicherheit anderer in Konflikt geraten.
«مثلا حق آزادی میتواند با امنیت دیگران در تضاد قرار بگیرد.»
اینجا لازم است از ساختارهای شرطی ساده هم استفاده کنید:
Wenn jeder nur auf seine eigenen Rechte achtet, funktioniert die Gesellschaft nicht.
«اگر هر کسی فقط به حقوق خودش توجه کند، جامعه کار نمیکند.»
جمعبندی
در این فصل یاد گرفتید چگونه درباره حقوق و مسئولیتها به زبان آلمانی در سطح B2 صحبت کنید. شما با واژگان پایه در حوزه قانون، شهروندی، کار، مسکن، مشارکت سیاسی و مهاجرت آشنا شدید و الگوهای زبانی مهم برای بیان «حق داشتن»، «وظیفه داشتن»، «مسئولیت داشتن» و «نظر دادن» را دیدید. هدف، حقوقدان شدن نیست، بلکه این است که بتوانید در بحثهای روزمره و متون خبری ساده، مفهوم حقوق و مسئولیتها را درک کنید و موضع خود را به شکل روشن و استدلالی بیان کنید.
Views: 3
KAHIBARO