4.9.4. توصیف نمودارها و دادهها
Table of Contents
مقدمه
در محیط دانشگاهی آلمانی، یکی از مهارتهای بسیار مهم، توصیف نمودارها و دادهها به صورت دقیق، روشن و ساختارمند است. این مهارت در ارائههای کلاسی، گزارشهای علمی، پروژهها و مقالات مورد نیاز است. در این فصل، تمرکز بر زبان و ساختارهایی است که برای توصیف انواع نمودارها و جدولها در سطح B2 لازم دارید، بدون ورود عمیق به ساختار متن دانشگاهی که در فصلهای دیگر پوشش داده میشود.
واژگان پایه برای انواع نمودارها و دادهها
برای شروع، لازم است نام انواع نمودارها و شیوههای نمایش دادهها را به آلمانی بدانید، چون این واژهها در جملههای توضیحی مرتب تکرار میشوند.
جدول زیر برخی اصطلاحات پرکاربرد را نشان میدهد:
| آلمانی | ترجمه فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| die Grafik | نمودار، گراف | واژه کلی برای انواع نمودارها |
| die Abbildung (Abb.) | شکل، تصویر | در متنهای علمی برای ارجاع به شکل |
| das Diagramm | دیاگرام، نمودار | به ویژه برای نمایش آماری |
| das Säulendiagramm / Balkendiagramm | نمودار ستونی | برای مقایسه مقادیر |
| das Liniendiagramm | نمودار خطی | برای نشاندادن روند در زمان |
| das Kreisdiagramm | نمودار دایرهای | برای نمایش درصدها و سهمها |
| die Tabelle | جدول | دادهها به صورت ردیف و ستون |
| die Kurve | منحنی، خط نمودار | خط روی نمودار خطی |
| die Achse, die Achsen | محور | محور افقی و عمودی |
| die waagerechte / horizontale Achse | محور افقی | معمولا زمان یا گروهها |
| die senkrechte / vertikale Achse | محور عمودی | معمولا مقدار یا درصد |
| die Daten | دادهها | جمع، همیشه با فعل جمع |
| der Wert | مقدار | یک عدد یا نقطه |
| der Anteil | سهم | معمولا به صورت درصد |
| der Prozentsatz | درصد | مقدار درصدی |
| die Entwicklung | تحول، روند | تغییر در طول زمان |
| der Vergleich | مقایسه | برای تحلیل تفاوتها |
| die Veränderung | تغییر | کلی، افزایش یا کاهش |
قاعده مهم: در متنهای علمی آلمانی معمولا از واژه «die Grafik» یا «die Abbildung» برای اشاره کلی به نمودار استفاده میشود. هنگام اشاره دقیق، شماره دادن بسیار رایج است، مانند: «In Abbildung 1 ist zu sehen, dass …».
شروع توصیف: معرفی نمودار
هر توصیف خوب با معرفی کوتاه نمودار آغاز میشود. در معرفی، معمولا نوع نمودار، موضوع، منبع و بازه زمانی را بیان میکنید. ساختارهای زیر الگوی خوبی برای شروع هستند.
نمونه ساختارهای آغازین:
- معرفی نوع و موضوع:
«Die Grafik zeigt …»
«Das Diagramm gibt einen Überblick über …»
«In der Abbildung wird … dargestellt.»
- افزودن بازه زمانی و مکان:
«Die Grafik zeigt die Entwicklung der Arbeitslosigkeit in Deutschland zwischen 2010 und 2020.»
«Das Diagramm stellt den Energieverbrauch in europäischen Ländern im Jahr 2022 dar.»
- اشاره به منبع:
«Die Daten stammen vom Statistischen Bundesamt.»
«Die Grafik basiert auf einer Umfrage der Universität München.»
برای ساختن جملههای خود، میتوانید این الگوها را به صورت قالب در نظر بگیرید:
| الگو آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Die Grafik zeigt + Akkusativ | نمودار، … را نشان میدهد. |
| Das Diagramm stellt … dar. | نمودار … را نمایش میدهد. |
| In der Grafik ist … zu sehen. | در نمودار میتوان … را دید. |
| Die Daten stammen aus … | دادهها از … به دست آمدهاند. |
نکته کلیدی: در معرفی نمودار، همیشه اسمهای اصلی را با حرف بزرگ بنویسید: «die Grafik», «die Abbildung», «das Diagramm». این اسمها در متن علمی بسیار پرتکرار هستند و غلط نوشتاری در آنها بسیار جلب توجه میکند.
توصیف کلی: نگاه اجمالی به روندها
پس از معرفی نمودار، باید یک «Überblick» یا دید کلی بدهید. در این بخش، از توضیحات ریز و عددهای دقیق خودداری میکنید و فقط به روندها، جهت کلی تغییرات و مقایسههای اصلی اشاره میکنید.
جملههای نمونه برای توصیف کلی:
«Insgesamt ist zu erkennen, dass der Energieverbrauch im Laufe der Jahre deutlich gestiegen ist.»
«Auf den ersten Blick fällt auf, dass Deutschland den höchsten Wert aufweist.»
«Im Allgemeinen lässt sich sagen, dass der Anteil der Jugendlichen, die studieren, zugenommen hat.»
برای بیان کلی روندها، واژههای زیر بسیار مفید هستند:
| آلمانی | فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| insgesamt | در مجموع | شروع دید کلی |
| im Allgemeinen | به طور کلی | جمعبندی ابتدایی |
| auf den ersten Blick | در نگاه اول | اشاره به برداشت اولیه |
| auffallen | جلب توجه کردن | «Es fällt auf, dass …» |
| deutlich | آشکارا، به طور محسوس | توصیف تغییر قوی |
| leicht | کمی، اندکی | توصیف تغییر ضعیف |
| stark | شدیدا، به طور زیاد | همراه فعلهای تغییر |
| kaum | به سختی، تقریبا نه | برای تغییر بسیار کم |
ساختار پرکاربرد:
«Es fällt auf, dass + Nebensatz»
مثال:
«Es fällt auf, dass der Energieverbrauch in den letzten Jahren stark gestiegen ist.»
واژگان و ساختارهای اصلی برای افزایش و کاهش
برای توصیف دادهها، لازم است بتوانید افزایش، کاهش و ثبات را با افعال و اسمهای مناسب بیان کنید. در آلمانی، برای این منظور هم از فعل استفاده میشود و هم از اسم.
افعال پرکاربرد برای تغییر
| فعل آلمانی | ترجمه فارسی | مثال |
|---|---|---|
| steigen | افزایش یافتن | «Die Zahl der Studierenden ist gestiegen.» |
| zunehmen | زیاد شدن | «Der Anteil der Senioren nimmt zu.» |
| wachsen | رشد کردن | «Die Bevölkerung wächst langsam.» |
| sinken | کاهش یافتن | «Die Arbeitslosigkeit ist gesunken.» |
| abnehmen | کم شدن | «Die Nachfrage nach Kohle nimmt ab.» |
| fallen | سقوط کردن، پایین آمدن | «Die Preise sind stark gefallen.» |
| stabil bleiben | ثابت ماندن | «Die Geburtenrate bleibt relativ stabil.» |
این افعال معمولا با فعل کمکی «sein» در Perfekt میآیند:
«Die Zahl ist gestiegen / gesunken / gefallen.»
اسمها و ساختارهای اسمی
در سبک دانشگاهی، استفاده از اسم برای بیان تغییر بسیار رایج است، به ویژه در متنهای نوشتاری.
| ساختار آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| der Anstieg | افزایش |
| der Rückgang | کاهش |
| die Zunahme | افزایش |
| die Abnahme | کاهش |
| die Steigerung | افزایش، تقویت |
| die Senkung | کاهش، کمکردن |
نمونه جملات:
«Es gibt einen deutlichen Anstieg der Studierendenzahlen.»
«Zwischen 2010 und 2020 ist ein leichter Rückgang der Geburtenrate zu beobachten.»
قاعده مهم: برای توصیف تغییر، میتوانید یک الگوی ساده را به خاطر بسپارید:
$$
\text{Es gibt} + \text{Artikel} + \text{Substantiv der Veränderung} + \text{Genitiv}
$$
مثال: «Es gibt einen starken Anstieg der Internetnutzung.»
توصیف دقیقتر: اعداد، درصدها و مقیاسها
بعد از ارائه دید کلی، نوبت به توصیف دقیقتر با استفاده از اعداد، درصدها و بازههای زمانی میرسد. در سطح B2، لازم نیست فرمولهای آماری پیچیده بنویسید، اما باید بتوانید عددها را صحیح بخوانید و به هم ربط دهید.
بیان درصد و سهم
ساختارهای پرکاربرد:
«X Prozent der Befragten …»
«Der Anteil der Frauen liegt bei 40 Prozent.»
«Der Prozentsatz der Raucher ist von 30 auf 20 Prozent gesunken.»
چند الگوی مهم:
- $$X \% + \text{der} + \text{Gruppe} + \text{Verb}$$
«60 Prozent der Studenten arbeiten neben dem Studium.»
- $$\text{Der Anteil} + \text{Genitiv} + \text{liegt bei} + X \%$$
«Der Anteil der Frauen liegt bei 45 Prozent.»
- $$\text{von} + X \% + \text{auf} + Y \%$$
«Die Arbeitslosigkeit ist von 8 auf 5 Prozent gesunken.»
مقایسه عددی
برای مقایسه، از «mehr / weniger / höher / niedriger» استفاده میشود.
نمونهها:
«In Deutschland ist der Anteil der Studierenden höher als in Österreich.»
«Die Zahl der Nichtraucher ist deutlich größer als die Zahl der Raucher.»
«Im Jahr 2020 war der Energieverbrauch niedriger als im Jahr 2010.»
واژگان کلیدی:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| mehr | بیشتر |
| weniger | کمتر |
| höher | بالاتر |
| niedriger | پایینتر |
| größer | بزرگتر |
| kleiner | کوچکتر |
| doppelt so hoch | دو برابر |
| halb so groß | نصف |
توصیف روند در طول زمان
برای نمودارهای خطی و هر نموداری که زمان در محور افقی باشد، توصیف «Entwicklung» یا «Verlauf» بسیار مهم است. در این نوع توصیف، شما ترتیب زمانی را رعایت میکنید و از قیدهای زمانی و ساختارهای مناسب استفاده میکنید.
واژهها و قیدهای زمانی
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| am Anfang | در ابتدا |
| zunächst | در ابتدا، در آغاز |
| dann | سپس |
| danach | بعد از آن |
| anschließend | در ادامه |
| später | بعدا |
| zum Schluss | در پایان |
| im Laufe der Jahre | در طول سالها |
| zwischen 2010 und 2020 | بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ |
| seit 2015 | از سال ۲۰۱۵ به بعد |
الگوی توصیف روند
یک الگوی سه بخشی رایج:
- توضیح وضعیت در آغاز:
«Am Anfang des Beobachtungszeitraums lag der Wert bei 20 Prozent.»
- توصیف تغییر در میانه:
«Zwischen 2010 und 2015 ist der Anteil stark gestiegen und erreichte 2015 seinen Höchststand.»
- توضیح وضعیت در پایان:
«Seit 2015 ist ein leichter Rückgang zu beobachten, sodass der Wert 2020 bei 30 Prozent liegt.»
این نوع ساختار به شما کمک میکند توصیف خود را منظم و قابل دنبال کردن نگه دارید.
توصیف انواع مختلف نمودارها
هر نوع نمودار سبک توصیف مخصوص خود را دارد. در این بخش، تمرکز روی تفاوتهای زبانی است که برای هر نوع لازم است.
نمودار خطی: Liniendiagramm
نمودار خطی معمولا تغییر در طول زمان را نشان میدهد.
واژگان مفید:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| die Kurve steigt | منحنی بالا میرود |
| die Kurve fällt | منحنی پایین میآید |
| ein Anstieg / ein Rückgang | افزایش / کاهش |
| ein Höhepunkt | نقطه اوج |
| ein Tiefpunkt | پایینترین نقطه |
| der Trend | روند |
نمونه توصیف:
«Das Liniendiagramm zeigt die Entwicklung der Studierendenzahlen zwischen 2010 und 2020. Zu Beginn lag die Zahl bei 1 Million. Danach ist sie kontinuierlich gestiegen und erreichte 2018 mit 1,5 Millionen ihren Höhepunkt. In den letzten zwei Jahren ist jedoch ein leichter Rückgang zu beobachten.»
نمودار ستونی: Säulendiagramm / Balkendiagramm
نمودار ستونی برای مقایسه گروهها در یک زمان یا چند زمان محدود استفاده میشود.
واژگان مفید:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| die Säule | ستون |
| die Balken | ستون افقی |
| am höchsten / am niedrigsten | بیشترین / کمترین |
| im Vergleich zu | در مقایسه با |
| verglichen mit | در مقایسه با |
| liegen bei | در حدود … بودن |
نمونه توصیف:
«Das Säulendiagramm gibt einen Überblick über den Energieverbrauch in drei Ländern im Jahr 2020. Deutschland hat mit 300 Einheiten den höchsten Verbrauch. Frankreich liegt mit 200 Einheiten deutlich darunter. Am niedrigsten ist der Verbrauch in Österreich, er beträgt nur 150 Einheiten.»
نمودار دایرهای: Kreisdiagramm
نمودار دایرهای برای نمایش درصدها و سهمها در یک کل استفاده میشود.
واژگان مفید:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| der Anteil | سهم |
| der größte / kleinste Anteil | بزرگترین / کوچکترین سهم |
| knapp die Hälfte | حدود نیمی |
| etwa ein Drittel / ein Viertel | حدود یک سوم / یک چهارم |
| der Rest | بقیه |
نمونه توصیف:
«Das Kreisdiagramm zeigt die Verteilung der Verkehrsmittel, die Studierende auf dem Weg zur Universität benutzen. Knapp die Hälfte fährt mit dem Fahrrad. Etwa ein Drittel nutzt öffentliche Verkehrsmittel. Der Rest verteilt sich auf Autos und zu Fuß.»
جدول: Tabelle
در متنهای دانشگاهی، جدولها بسیار رایجاند. برای توصیف جدول، معمولا ابتدا ساختار آن را توضیح میدهید، سپس بر مهمترین اطلاعات تمرکز میکنید.
ساختارهای مفید:
«Die Tabelle gibt Auskunft über …»
«In der ersten Spalte sind … dargestellt, in der zweiten Spalte …»
«Aus der Tabelle geht hervor, dass …»
مثال:
«Die Tabelle gibt Auskunft über die durchschnittlichen Mietpreise in vier deutschen Städten. In der ersten Spalte sind die Städte aufgelistet, in der zweiten Spalte die Preise pro Quadratmeter. Aus der Tabelle geht hervor, dass München die höchsten Mietpreise hat.»
مقایسه و تضاد در توصیف دادهها
در توصیف نمودارها، فقط گفتن «افزایش یا کاهش» کافی نیست، بلکه باید بتوانید دادهها را مقایسه کنید و شباهتها و تفاوتها را نشان دهید.
واژههای مقایسه و تضاد
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| im Gegensatz zu | در مقابل، برخلاف |
| hingegen | در مقابل، در عوض |
| während | در حالی که |
| dagegen | برعکس، در مقابل آن |
| sowohl … als auch | هم … و هم |
| einerseits … andererseits | از یک سو … از سوی دیگر |
| ähnlich | مشابه |
| unterschiedlich | متفاوت |
نمونه جملات:
«Im Gegensatz zu Deutschland ist der Energieverbrauch in Österreich gesunken.»
«Während die Zahl der Studierenden in Deutschland steigt, bleibt sie in Österreich relativ konstant.»
«Einerseits nimmt der Anteil der Raucher ab, andererseits steigt der Konsum von E-Zigaretten.»
نکته کلیدی: در متن علمی، استفاده از ساختارهای مقایسهای مانند «während» و «im Gegensatz zu» نشان میدهد که شما فقط دادهها را نمیخوانید، بلکه آنها را تحلیل میکنید. این دقیقا همان چیزی است که در سطح B2 از شما انتظار میرود.
زبان ارزیابی: تفسیر محتاطانه دادهها
در دانشگاه، از شما انتظار میرود که دادهها را نه فقط توصیف، بلکه «تفسیر» کنید، اما همیشه با احتیاط و بدون نتیجهگیری افراطی. برای این کار، از واژهها و ساختارهای نشاندهنده احتمال و حدس استفاده میشود.
واژهها و عبارات احتیاطی
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| möglicherweise | احتمالا |
| vielleicht | شاید |
| vermutlich | احتمالا، به احتمال زیاد |
| es ist möglich, dass … | ممکن است که … |
| ein möglicher Grund ist … | یک دلیل احتمالی این است که … |
| das könnte daran liegen, dass … | این میتواند به این دلیل باشد که … |
| scheint zu … | به نظر میرسد که … |
نمونه جملات:
«Ein möglicher Grund für den Anstieg der Studierendenzahlen ist die gute wirtschaftliche Lage.»
«Das könnte daran liegen, dass die Studiengebühren abgeschafft wurden.»
«Es ist möglich, dass die Befragten nicht ganz ehrlich geantwortet haben.»
جدا کردن توصیف از تفسیر
در متن علمی، بهتر است بخش توصیفی را از بخش تفسیری جدا کنید. میتوانید از جملههایی برای گذار استفاده کنید:
«Zunächst wird die Grafik beschrieben. Anschließend werden mögliche Gründe für die Entwicklung diskutiert.»
«Nach der Beschreibung der Daten folgt nun eine kurze Interpretation.»
این نوع جملهها نشان میدهد که شما ساختار متن خود را کنترل میکنید.
اشاره به محدودیتها و دقت دادهها
یکی از ویژگیهای مهم زبان دانشگاهی، اشاره به محدودیتهای دادهها است. حتی در سطح B2، میتوانید با چند عبارت ساده این کار را انجام دهید.
واژهها و ساختارهای مفید:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| die Stichprobe | نمونه آماری |
| begrenzt | محدود |
| nicht repräsentativ | غیرنماینده |
| unklar | نامشخص |
| laut der Grafik | بر اساس نمودار |
| auf Basis dieser Daten | بر اساس این دادهها |
| man kann nur bedingt sagen, dass … | فقط به صورت محدود میتوان گفت که … |
نمونه:
«Die Grafik basiert auf einer relativ kleinen Stichprobe, deshalb sind die Ergebnisse nur bedingt aussagekräftig.»
«Laut der Grafik ist die Arbeitslosigkeit gesunken, aber es bleibt unklar, welche Gruppen genau untersucht wurden.»
ساختاردهی به متن توصیف نمودار
برای این که توصیف شما حرفهای و دانشگاهی به نظر برسد، لازم است آن را ساختارمند بنویسید، حتی اگر فقط چند پاراگراف کوتاه باشد. یک الگوی ساده چهار بخشی میتواند به شما کمک کند.
الگوی چهار بخشی
- معرفی نمودار:
نوع نمودار، موضوع، منبع، بازه زمانی.
«Die Grafik zeigt … zwischen 2010 und 2020. Die Daten stammen von …»
- توصیف کلی:
روند کلی، مهمترین تفاوتها، بالاترین و پایینترین مقدار.
«Insgesamt ist zu erkennen, dass … Am höchsten ist …, am niedrigsten …»
- توصیف دقیق:
عددهای مشخص، تغییرها، مقایسهها، مثالهای عددی.
«Im Jahr 2010 lag der Wert bei …, 2015 stieg er auf …»
- تفسیر کوتاه و نتیجهگیری:
یک یا دو جمله درباره معنی دادهها، شاید علت احتمالی، یا اشاره به محدودیتها.
«Ein möglicher Grund für diese Entwicklung ist … Dennoch sind die Ergebnisse mit Vorsicht zu interpretieren.»
خلاصه الگو:
- Was zeigt die Grafik?
- Was fällt insgesamt auf?
- Welche Details und Zahlen sind wichtig?
- Was könnte das bedeuten?
این چهار پرسش میتواند راهنمای شما در هر توصیف نموداری در سطح B2 باشد.
نکات زبانی ویژه برای نوشتن دانشگاهی
در توصیف نمودار به زبان آلمانی دانشگاهی، چند نکته سبکشناختی مهم وجود دارد که رعایت آنها متن شما را حرفهایتر میکند.
ترجیح ساختارهای غیرشخصی
به جای استفاده از «ich» و «wir»، از ساختارهای غیرشخصی استفاده میشود:
به جای: «Ich sehe, dass …»
بنویسید: «Es ist zu erkennen, dass …»
به جای: «Wir können sehen, dass …»
بنویسید: «An der Grafik lässt sich erkennen, dass …»
واژههای مفید:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| es ist zu sehen, dass … | دیده میشود که … |
| es lässt sich feststellen, dass … | میتوان تشخیص داد که … |
| aus der Grafik geht hervor, dass … | از نمودار برمیآید که … |
| es zeigt sich, dass … | آشکار میشود که … |
پرهیز از ترجمه مستقیم از فارسی
در فارسی، عبارات مثل «همانطور که میبینیم» زیاد استفاده میشود، اما در آلمانیِ دانشگاهی ترجمه مستقیم آن طبیعی نیست. بهتر است از عبارتهای بالا استفاده کنید.
مثال ترجمه نامناسب:
«Wie wir sehen, ist der Wert gestiegen.»
بهتر است: «Es zeigt sich, dass der Wert gestiegen ist.»
استفاده از حروف ربط مناسب
حروف ربط به شما کمک میکنند متن شما پیوسته و منطقی باشد:
| آلمانی | فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| außerdem | علاوه بر این | افزودن نکته جدید |
| darüber hinaus | فراتر از این | رسمیتر از «außerdem» |
| jedoch | با این حال | تضاد یا محدودیت |
| allerdings | البته، اما | محدود کردن یک ادعا |
| somit | بنابراین | نتیجهگیری |
| folglich | در نتیجه | نتیجه منطقی |
نمونه:
«Die Zahl der Studierenden ist stark gestiegen. Allerdings stehen nicht genügend Wohnheime zur Verfügung.»
جمعبندی
در این فصل، با زبان و ساختارهای کلیدی لازم برای توصیف نمودارها و دادهها در سطح B2 آشنا شدید. شما اکنون میتوانید نوع نمودار را معرفی کنید، یک دید کلی از روندها بدهید، افزایش و کاهش را با افعال و اسمهای مناسب بیان کنید، درصدها و عددها را به دقت توصیف کنید، دادهها را در زمان دنبال و بین گروهها مقایسه کنید، و در پایان تفسیر کوتاه و محتاطانهای ارائه دهید. این مهارت، بخش اساسی زبان آلمانی دانشگاهی است و در ارائههای کلاسی، گزارشها و متون علمی به صورت مداوم به کار شما خواهد آمد.
Views: 2
KAHIBARO