1.12.4. درک مکالمات روزمره
Table of Contents
مقدمه
در این بخش روی «شنیدن و فهمیدن مکالمات خیلی معمولی و روزمره» در سطح A1 کار میکنیم. منظور از مکالمات روزمره، گفتوگوهایی است که در سلام و احوالپرسی، خرید، پرسیدن ساعت، مسیر، قرار ملاقات، خانواده، کارهای روزانه و مانند آن میشنوید. هدف این فصل این نیست که همه واژههای ممکن را یاد بگیرید، بلکه میخواهیم بدانید در شنیدن چه چیزهایی را باید «هدف بگیرید» و با چه تکنیکهایی حتی وقتی همه کلمات را نمیدانید، باز هم معنی کلی را بفهمید.
چه نوع مکالماتی در آزمون A1 میآید؟
در آزمون A1 معمولا با این نوع مکالمات روبهرو میشوید:
گفتوگوهای خیلی کوتاه مثل سلام و خداحافظی، پرسیدن حال، معرفی خود و دیگران، پرسیدن نام و ملیت و زبان، سفارش ساده در کافه یا نانفروشی، پرسیدن قیمت، پرسیدن مسیر کوتاه در شهر، سؤال درباره ساعت یا روز و تاریخ، تنظیم یک قرار ساده برای دکتر، آرایشگاه یا ملاقات دوستانه، مکالمه تلفنی بسیار ساده مثل گذاشتن پیام کوتاه روی منشی تلفنی، و حرف زدن کوتاه درباره برنامه روزانه، خانواده یا سرگرمیها.
در اکثر این مکالمات، شما لازم نیست همه جزئیات را بفهمید. معمولا سؤالها روی اطلاعات مشخص است، مثل: «اسم چیست؟»، «کجا؟»، «چه زمانی؟»، «چه ساعتی؟»، «چه شمارهای؟»، «چقدر قیمت؟». برای همین باید چشم و گوش شما مخصوصا دنبال اعداد، اسمها، مکانها و زمانها باشد.
مهارت «فهمیدن بدون فهمیدن همه کلمات»
در سطح A1، مهمترین مهارت شنیداری این است که «بدون فهمیدن تمام کلمات، باز هم پیام اصلی را بگیرید». در فارسی هم وقتی به حرف زدن دو نفر غریبه گوش میدهید، شاید بعضی واژهها را از دست بدهید، اما معمولاً موضوع کلی، رابطه بین آدمها و درخواست اصلی را میفهمید. در آلمانی هم باید همین کار را انجام دهید.
قانون مهم:
«در آزمون شنیداری A1، لازم نیست هر تککلمه را بفهمید. کافی است موضوع و اطلاعات اصلی مثل چه کسی، کجا، کی، چه ساعتی، شماره، قیمت یا بله / خیر را تشخیص دهید.»
برای رسیدن به این مهارت، بهتر است با خودتان تمرین «تحملِ نفهمیدن» انجام دهید. یعنی آگاهانه قبول کنید که بخشی از شنیدهها برای شما مبهم میماند، ولی دنبال سرنخهایی بگردید که معنی کلی را روشن کند.
استفاده از موقعیت و تصویر برای حدسزدن
در بسیاری از تمرینهای شنیداری A1 (و همینطور در آزمون رسمی) به شما تصویر، جدول یا یک موقعیت کوتاه میدهند. مثلا:
یک نقشه شهر، تصویرِ کافه، سوپرمارکت، خانواده، یا جدول برنامه روزانه.
این اطلاعات تصویری به شما میگوید «تقریبا درباره چه موضوعی» قرار است بشنوید. همین کمک خیلی بزرگ است. مثلا اگر تصویر یک ایستگاه قطار میبینید، احتمالا کلماتی مثل Zug، Bahnhof، Ticket، Uhr، Gleis و نام شهرها را خواهید شنید.
پیش از شروع شنیدن، چند ثانیه به تصویر یا جدول نگاه کنید و در ذهنتان چند واژه آلمانی مربوط به آن موقعیت را تکرار کنید. این کار گوش شما را «مغناطیسی» میکند که همان واژهها را راحتتر شکار کند.
تشخیص موقعیتهای روزمره و نقش افراد
یکی از راههای فهمیدن مکالمه این است که خیلی سریع تشخیص دهید:
این مکالمه در کجا رخ میدهد؟ بین چه کسانی است؟ رابطه آنها چیست؟
مثلا:
مکالمه تلفنی کوتاه: احتمالا یک نفر دارد پیام میگذارد، قرار میگذارد، یا اطلاعاتی مثل نام و شماره تلفن میدهد.
فروشگاه یا سوپرمارکت: یکی میپرسد قیمت، مقدار، موجود بودن کالا، یا میخواهد حساب کند و پول بدهد.
کافه یا رستوران: سفارش نوشیدنی و غذا، پرسیدن منو، صورتحساب، رزرو میز.
اداره یا مطب: تعیین وقت، تأیید یا لغو وقت، پرسیدن ساعت و روز.
روابط دوستانه: دعوت کردن، قبول یا رد دعوت، صحبت درباره آخر هفته یا تفریح.
وقتی موقعیت را حدس بزنید، بعضی احتمالات را کنار میگذارید و سریعتر حدس میزنید که طرف چه میگوید. مثلا در کافه بعید است کسی درباره تعمیر ماشین سنگین صحبت کند، پس اگر کلمهای نصفه شنیدید، احتمالاً به غذا و نوشیدنی مربوط است.
کلمات کلیدیِ معمول در مکالمات روزمره
در سطح A1 لازم نیست واژگان خیلی دشوار را هنگام شنیدن تشخیص دهید. کافی است روی کلمات کلیدی تمرکز کنید. جدول زیر چند دسته مهم را نشان میدهد:
| موضوع | نمونه کلمات آلمانی که شنیدنشان مهم است |
|---|---|
| سلام و معرفی | Hallo, Guten Tag, Tschüss, Ich heiße …, Mein Name ist … |
| زمان و تاریخ | heute, morgen, um 8 Uhr, am Montag, im Januar, diese Woche |
| مکان | hier, dort, in der Stadt, im Restaurant, zu Hause, Bahnhof |
| سفارش و خرید | Ich möchte …, Was kostet …?, Rechnung, zahlen, Euro |
| مسیر | links, rechts, geradeaus, an der Ecke, über die Straße |
| خانواده | Mutter, Vater, Kinder, Bruder, Schwester, verheiratet, ledig |
| علاقه | Ich mag …, Ich spiele …, gern, nicht gern |
| برنامه روزانه | aufstehen, arbeiten, lernen, essen, schlafen, um 7 Uhr |
در تمرین شنیداری، لازم نیست جمله کامل را بفهمید. اگر از یک جمله فقط «morgen … um neun Uhr … Bahnhof» را شنیدید، برای جواب دادن به سؤال «قرار چه زمانی و کجاست؟» همین مقدار کافی است.
توجه ویژه به اعداد، ساعت، قیمت و آدرس
بخش بزرگی از سؤالهای آزمون A1 روی «اطلاعات عددی» متمرکز است. به همین دلیل باید هنگام شنیدن، گوش شما به شکل خاصی برای اعداد و ساعت و قیمت تیز باشد. چند نکته مهم:
هنگام شنیدن، اگر عدد یا ساعت یا قیمت میشنوید، همان لحظه در ذهنتان آن را تصویر کنید یا حتی روی کاغذ یادداشت کنید. مثلا 17:30 را در ذهن تبدیل به «پنج و نیم بعدازظهر» کنید. اگر عددی را کامل نگرفتید، به چیزهایی که قبل و بعدش میآید توجه کنید. مثلا «am Montag um … Uhr» حتما وسطش ساعتی است که شما باید بگیرید.
اگر شنیدید «achtzehn» و شک کردید «هشت» بود یا «هجده»، ببینید موضوع با کدام عدد منطقیتر است. مثلا اگر صحبت از قیمت است، 18 یورو برای یک بلیت قطار منطقیتر از 8 سنت است. این منطق ساده خیلی کمک میکند.
الگوهای معمول در پرسش و پاسخ
مکالمات روزمره سطح A1 معمولا از الگوهای بسیار تکراری استفاده میکنند. اگر این الگوها برای شما آشنا باشد، حتی اگر وسط جمله چیزی جا بیفتد، با فرم کلی میتوانید حدس بزنید.
چند نمونه رایج:
«Wie geht es dir / Ihnen?» و جوابهایی مثل «Gut, danke. Und dir / Ihnen?»
«Wie heißt du / heißen Sie?» و جواب «Ich heiße … / Mein Name ist …»
«Woher kommst du / kommen Sie?» و جواب «Ich komme aus …»
«Was machst du heute / am Wochenende?» و جواب با افعال روزمره.
«Kannst du …?» و جواب «Ja, klar» یا «Nein, leider nicht».
«Hast du morgen Zeit?» و جواب «Ja, um … Uhr» یا «Nein, da kann ich nicht».
وقتی اولِ مکالمه این سؤالها را بشنوید، موضوع ادامه مکالمه تا حد زیادی مشخص میشود. در نتیجه لازم نیست هر بار همه چیز را از صفر تحلیل کنید.
استفاده از لحن و آهنگ جمله
لحن و آهنگ جمله در فهمیدن مکالمات کمک بزرگی است، حتی اگر کلمات را کامل ندانید. چند نکته ساده:
اگر جملهای در پایان بالا میرود، غالبا پرسشی است، مخصوصا در سؤالهای بله / خیر. مثلا «Kommst du morgen?» را حتی بدون فهم کامل، از لحن میتوانید به صورت سؤال بشناسید.
لحن مهربان و دوستانه معمولا در سلام و احوالپرسی و دعوتکردن شنیده میشود. لحن جدی در اداره یا دکتر و موقعیتهای رسمی بیشتر است. اگر لحن متعجب یا ناراضی است، ممکن است موضوع شکایت یا مشکل باشد، مثل «Der Bus kommt schon wieder zu spät!».
در مکالمههای ساده، افراد معمولا آرام و واضحتر از زبان روزمره خیابان صحبت میکنند، مخصوصا در فایلهای آموزشی. از این مزیت استفاده کنید و به بالا و پایین شدن صدا حساس شوید.
استراتژی دو مرحلهای: «بار اول کلی، بار دوم جزئی»
در بسیاری از تمرینهای شنیداری، شما ضبط را دو بار میشنوید. بهتر است هر بار را هدفمند استفاده کنید:
بار اول: فقط موضوع کلی را بگیرید. سعی نکنید هر کلمه را بگیرید، فقط به خودتان بگویید: «اینها الان درباره چه چیزی حرف میزنند؟ قرار ملاقات؟ خرید؟ خانواده؟ منزل؟». همین که موضوع را فهمیدید، یک قدم بسیار مهم را برداشتهاید.
بار دوم: حالا که موضوع را میدانید، روی اطلاعات خاص تمرکز کنید. مثلا اگر میدانید مکالمه درباره قرار دکتر است، در بار دوم گوش شما باید دنبال کلماتی مثل ساعت، روز، آدرس، شماره تلفن، نام دکتر و نوع قرار باشد.
نکته راهبردی:
در بار اول شنیدن، روی «عنوان کلی و فضا» تمرکز کنید. در بار دوم شنیدن، روی «اعداد، ساعت، قیمت، نامها، مکانها» تمرکز کنید.
اگر فقط یک بار فرصت شنیدن دارید، با خودتان این دو مرحله را در همان یک بار ترکیب کنید، اما باز هم سعی کنید در چند ثانیه اول مکالمه، موضوع کلی را حدس بزنید، بعد بقیه را با این عینک بشنوید.
مقابله با استرس هنگام شنیدن
استرس یکی از مهمترین دشمنان درک شنیداری است. اگر مضطرب باشید، همان کلماتی را که بلد هستید هم ممکن است تشخیص ندهید. برای کنترل استرس در شنیدن مکالمات روزمره، چند کار ساده میتوانید بکنید:
پیش از شروع، چند نفس عمیق بکشید و به خودتان یادآوری کنید که لازم نیست همه چیز را کامل بفهمید. ذهن خود را آماده کنید که «چند کلمه را از دست میدهم، اشکالی ندارد».
هنگام شنیدن، اگر یک جمله را متوجه نشدید، روی همان جمله گیر نکنید، چون جمله بعدی را هم از دست میدهید. بگذارید جملهای که گذشت، برود و دوباره از جمله بعد تمرکز کنید. خیلی وقتها پاسخ سؤال شما در جمله بعدی است، نه در جملهای که از دست دادید.
اگر احساس کردید مغزتان قفل شده، روی چیزی که واضح است تمرکز کنید. مثلا فقط اعداد را یادداشت کنید یا فقط نامها را. همین کار ذهن را از «فلج شدن کامل» نجات میدهد.
تمرین مستقل درک مکالمات روزمره
برای اینکه واقعا در درک مکالمات روزمره قوی شوید، باید بیرون از کلاس هم تمرین کنید. نیازی نیست منابع پیچیده پیدا کنید. چند پیشنهاد ساده:
استفاده از پادکستها و ویدئوهای بسیار ساده مخصوص A1. معمولا این منابع مکالمات کوتاه روزمره دارند، مثل خرید نان، معرفی خود، رزرو اتاق. گوش دادن مرتب، حتی اگر همه کلمات را نفهمید، گوش شما را به آهنگ و ریتم آلمانی عادت میدهد.
شنیدن چند بار یک گفتوگوی کوتاه. بار اول فقط بشنوید، بار دوم سعی کنید چند کلمه کلیدی بنویسید، بار سوم اگر متن همراه دارد، با متن بخوانید. این روش باعث میشود رابطه بین صدای واقعی و املای کلمات را یاد بگیرید.
بازی «شکار کلمه». یک موضوع انتخاب کنید، مثلا غذا. یک گفتوگوی کوتاه درباره رستوران را پخش کنید و فقط سعی کنید همه کلماتی را که مربوط به غذا هستند، روی کاغذ بنویسید، حتی اگر بقیه را نمیفهمید.
هرگاه فرصت دارید، به مکالمات واقعی آلمانی گوش بدهید، حتی اگر فعلا چیز زیادی متوجه نمیشوید. تلویزیون، رادیو، ویدئوهای کوتاه، تبلیغات. هدف این نیست که همه چیز را بفهمید، بلکه گوش کردن منظم است تا مغز شما به صدای زبان عادت کند.
خواندن صورتمسئله و پرسشها قبل از شنیدن
در آزمون، همیشه قبل از شنیدن یک مکالمه، به شما زمان میدهند که سؤالها و گزینهها را بخوانید. این مرحله بسیار مهم است، چون به شما میگوید دنبال چه اطلاعاتی بگردید. مثلا:
اگر سؤال میپرسد: «Wann treffen sie sich?» شما میدانید که باید گوشتان را روی زمان و ساعت حساس کنید، نه روی قیمت یا مکان. اگر سؤال میپرسد «Wo arbeitet Thomas?»، دنبال نام مکان کار باید بگردید. اگر چند گزینه دارید، مثلا:
A: im Restaurant
B: im Krankenhaus
C: in der Schule
حتی قبل از شنیدن، میتوانید حدس بزنید که احتمالا کلماتی مثل Restaurant, Krankenhaus, Schule را خواهید شنید و گوش خود را روی این واژهها تنظیم کنید.
قاعده طلایی:
قبل از شنیدن، حتما سؤالها و گزینهها را بخوانید و تصمیم بگیرید دنبال چه نوع اطلاعاتی هستید، زمان، مکان، قیمت، رابطه بین افراد، یا نظر آنها.
تفاوت گفتوگوی آرام آموزشی و گفتوگوی واقعی
در فایلهای آموزشی، معمولا افراد آرام و واضح صحبت میکنند، جملات کوتاه و استاندارد هستند و تکرار زیاد دارند. در مکالمات واقعی، مخصوصا در خیابان و رستوران، ممکن است سرعت بیشتر باشد، بعضی کلمات «خورده» شوند و از عبارتهای غیررسمی استفاده شود.
برای آمادگی آزمون A1، اول روی منابع آهسته و واضح تمرکز کنید تا پایه بسازید. وقتی کمی اعتمادبهنفس پیدا کردید، کمکم با ویدئوها و مکالمات واقعیتر هم خود را مواجه کنید، اما از خودتان انتظار نداشته باشید که همه چیز را بفهمید. همین که از دل صحبت واقعی بتوانید یک یا دو اطلاعات مهم بیرون بکشید، در سطح شما موفقیت محسوب میشود.
تمرکز بر «هدف سؤال» نه تمام مکالمه
در آزمون، شما برای هر مکالمه یک یا چند سؤال مشخص دارید. معمولا لازم نیست همه صحبت را بفهمید، فقط بخش مربوط به همان سؤالها اهمیت دارد. مثلا اگر سؤال فقط این است که:
«خانم، اتاق تکنفره میخواهد یا دونفره؟»
آنوقت صحبت درباره صبحانه، قیمت پارکینگ، یا ساعت ورود و خروج، برای پاسخ به این سؤال ضروری نیست. با این نگاه، هنگام شنیدن، فقط وقتی تمام نیرویتان را بگذارید که حس میکنید موضوع به سؤال نزدیک شده است.
اگر موضوع مکالمه رزرو هتل است و سؤال درباره تاریخ ورود است، هر وقت تاریخ یا کلمه «kommen, ankommen, vom … bis …» را شنیدید، تمرکز کنید و بقیه را اگر لازم نبود، راحتتر رها کنید.
جمعبندی
درک مکالمات روزمره در سطح A1 یعنی بتوانید در موقعیتهای ساده، اصل پیام را بگیرید، حتی وقتی همه واژهها را بلد نیستید. با استفاده از تصویر و موقعیت، شناخت الگوهای پرسش و پاسخ، تمرکز روی کلمات کلیدی مثل زمان و مکان و قیمت، گوشدادن چندباره و هدفمند، و مدیریت استرس، میتوانید در بخش شنیداری آزمون عملکرد خوبی داشته باشید.
یادگیری شنیداری شبیه تقویت عضله است. با هر بار گوش دادن، حتی اگر اول چیزی نفهمید، گوش شما قویتر میشود. مهم این است که منظم تمرین کنید، از خودتان انتظار «فهم صد در صد» نداشته باشید، و هر پیشرفت کوچک را جدی بگیرید.
Views: 2
KAHIBARO