2.5.1. لباسها و وسایل شخصی
Table of Contents
مقدمه
در این فصل با مهمترین واژههای مربوط به «لباسها و وسایل شخصی» در زبان آلمانی آشنا میشوید. هدف این است که بتوانید در موقعیتهای روزمره مثل خرید لباس، توصیف ظاهر خود و دیگران، یا جمعکردن چمدان برای سفر، از واژههای درست استفاده کنید. در این فصل وارد توضیح دقیق دستور زبان نمیشویم، فقط گاهی به جنسیت اسم و شکل جمع اشاره میکنیم، چون برای استفاده در جمله لازم است.
اسمهای مربوط به لباسهای اصلی
در جدول زیر برخی از رایجترین لباسها را میبینید. حتماً توجه کنید که هر اسم آلمانی همراه با حرف تعریف و شکل جمع یاد گرفته شود، چون در فصلهای دیگر، برای صرف صفت و انتخاب حرف تعریف، به این اطلاعات نیاز دارید.
| آلمانی (با حرف تعریف) | جمع | معنی فارسی |
|---|---|---|
| das T-Shirt | die T-Shirts | تیشرت |
| das Hemd | die Hemden | پیراهن مردانه، پیراهن یقهدار دکمهدار |
| die Bluse | die Blusen | بلوز / پیراهن زنانه |
| der Pullover (der Pulli) | die Pullover | پلیور، بافتنی |
| die Jacke | die Jacken | ژاکت، کت سبک |
| der Mantel | die Mäntel | پالتو، مانتو (روپوش بلند) |
| die Hose | die Hosen | شلوار |
| die Jeans | die Jeans | شلوار جین |
| der Rock | die Röcke | دامن |
| das Kleid | die Kleider | پیراهن زنانه / لباس یکتکه |
| der Anzug | die Anzüge | کتوشلوار |
| der Trainingsanzug | die Trainingsanzüge | گرمکن ورزشی |
| der Schlafanzug / Pyjama | die Schlafanzüge | لباس خواب، پیژامه |
توجه کنید که بعضی کلمات مثل «die Jeans» از انگلیسی آمدهاند و در آلمانی هم رایج هستند.
قاعده مهم: هنگام حفظکردن واژههای مربوط به لباس، همیشه حرف تعریف و جمع را هم با آن یاد بگیرید، مثلا:
«die Hose, die Hosen»، «der Mantel, die Mäntel».
لباسهای مربوط به پا و کفش
در زندگی روزمره، واژههای مربوط به کفش و لباس پا بسیار کاربردی هستند، مخصوصاً هنگام خرید یا صحبت درباره هوا.
| آلمانی | جمع | معنی فارسی |
|---|---|---|
| der Schuh | die Schuhe | کفش |
| der Sportschuh | die Sportschuhe | کفش ورزشی |
| der Stiefel | die Stiefel | چکمه |
| die Sandale | die Sandalen | صندل |
| der Hausschuh | die Hausschuhe | دمپایی روفرشی |
| die Socke | die Socken | جوراب |
| der Strumpf | die Strümpfe | جوراب بلند، جورابشلواری ضخیم |
اگر در یک فروشگاه هستید، ممکن است بشنوید:
«Welche Schuhgröße haben Sie?» یعنی «شماره کفش شما چیست؟». خودِ اعداد و سایزها در فصلهای دیگر به طور کاملتر تمرین میشوند.
پوشاک زمستانی و تابستانی
برای صحبت درباره فصلها و هوا به واژههای زیر نیاز دارید. این واژهها همچنین هنگام سفر بسیار مفید هستند.
| آلمانی | جمع | معنی فارسی |
|---|---|---|
| die Mütze | die Mützen | کلاه بافتنی، کلاه گرم |
| die Kappe | die Kappen | کلاه لبهدار (کپ) |
| der Hut | die Hüte | کلاه رسمی، لبهدار |
| der Schal | die Schals | شال گردن |
| das Tuch | die Tücher | روسری نازک، دستمال گردن |
| der Handschuh | die Handschuhe | دستکش |
| die Sonnenbrille | die Sonnenbrillen | عینک آفتابی |
| die Brille | die Brillen | عینک |
| die Jacke | die Jacken | ژاکت، کاپشن سبک |
| die Winterjacke | die Winterjacken | کاپشن زمستانی |
برای لباسهای تابستانی، برخی واژهها مثل T-Shirt و Sandale را قبلاً دیدید. میتوانید بگویید:
«Im Sommer trage ich oft T-Shirts und Shorts.»
Shorts در آلمانی هم استفاده میشود و یعنی شلوارک.
لباس زیر و لباس خانه
در مکالمه روزمره گاهی لازم است درباره لباس زیر یا لباس راحتی صحبت کنید، مخصوصاً در خرید یا توضیح درباره وسایل شخصی خود.
| آلمانی | جمع | معنی فارسی |
|---|---|---|
| die Unterhose | die Unterhosen | شورت، شلوارک زیر |
| der Slip | die Slips | شورت (مدل تنگ) |
| der BH | die BHs | سوتین |
| die Unterwäsche | – | لباس زیر (به صورت کلی، معمولا بدون جمع) |
| das Unterhemd | die Unterhemden | زیرپیراهنی |
| der Bademantel | die Bademäntel | حوله لباسی، روبدوشامبر |
| der Schlafanzug / Pyjama | die Schlafanzüge | لباس خواب |
در فروشگاه میتوانید بپرسید:
«Wo ist die Unterwäsche-Abteilung?» یعنی «بخش لباس زیر کجاست؟».
وسایل شخصی روزمره
در کنار لباس، وسایل شخصی دیگری هم هستند که همیشه همراه شما هستند، مثل کیف، کیف پول و غیره. این واژهها بسیار پرکاربرد هستند.
| آلمانی | جمع | معنی فارسی |
|---|---|---|
| die Tasche | die Taschen | کیف (عمومی: دستی، دوشی و …) |
| die Handtasche | die Handtaschen | کیف دستی |
| der Rucksack | die Rucksäcke | کولهپشتی |
| die Aktentasche | die Aktentaschen | کیف اداری (کیفِ اسناد) |
| der Geldbeutel | die Geldbeutel | کیف پول |
| die Geldbörse | die Geldbörsen | کیف پول (رسمیتر) |
| das Portemonnaie | die Portemonnaies | کیف پول (واژه فرانسوی) |
| der Gürtel | die Gürtel | کمربند |
| die Uhr | die Uhren | ساعت (دیواری یا مچی) |
| die Armbanduhr | die Armbanduhren | ساعت مچی |
اگر چیزی را گم کرده باشید، مثلا در ایستگاه، ممکن است بگویید:
«Ich habe meine Tasche verloren.» یعنی «کیفم را گم کردهام.»
نکته مهم: بعضی وسایل شخصی با «mein / meine» و صفات ملکی دیگر زیاد استفاده میشوند. مثلا:
«meine Tasche», «mein Rucksack», «mein Geldbeutel».
در فصل «صفات ملکی» این ساختار را دقیقتر یاد میگیرید.
زیورآلات و لوازم جانبی
برای توصیف ظاهر کامل، باید بتوانید درباره زیورآلات و اکسسوری صحبت کنید. این واژهها در توصیف افراد در عکس، مهمانی، یا در مکالمات روزمره مفید هستند.
| آلمانی | جمع | معنی فارسی |
|---|---|---|
| der Ring | die Ringe | انگشتر |
| die Kette | die Ketten | گردنبند، زنجیر |
| das Armband | die Armbänder | دستبند |
| der Ohrring | die Ohrringe | گوشواره |
| die Brille | die Brillen | عینک |
| die Sonnenbrille | die Sonnenbrillen | عینک آفتابی |
| die Uhr / die Armbanduhr | die Uhren | ساعت / ساعت مچی |
| der Hut | die Hüte | کلاه رسمی |
| das Halstuch | die Halstücher | دستمال گردن، شال نازک |
در توصیف ظاهر میتوانید بگویید:
«Sie trägt eine goldene Kette.» یعنی «او یک گردنبند طلایی به گردن دارد.»
مواد و جنس لباسها
برای خرید لباس و توصیف آن، دانستن نام جنس پارچه و مواد لباس مهم است. این واژهها به شما کمک میکنند که در فروشگاه بهتر توضیح دهید چه نوع لباسی میخواهید.
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Baumwolle | پنبه، نخی |
| Wolle | پشم |
| Leder | چرم |
| Kunstleder | چرم مصنوعی |
| Polyester | پلیاستر |
| Seide | ابریشم |
| Leinen | کتان، لنین |
مثالهایی از جملههای ساده:
«Das T-Shirt ist aus Baumwolle.»
این تیشرت از پنبه است.
«Ich suche eine Jacke aus Leder.»
من یک کت چرمی میخواهم.
الگوی مهم جمله:
برای بیان جنس لباس از ساختار
„… ist aus …“
استفاده میشود:
«Die Tasche ist aus Leder.»
«Der Mantel ist aus Wolle.»
افعال و ترکیبهای پرکاربرد با لباس
در کنار واژهها، چند فعل بسیار رایج وجود دارد که تقریبا همیشه با لباس میآیند. این افعال از سطح A1 هم تا B2 بارها تکرار میشوند و باید آنها را فعال یاد بگیرید.
افعال مهم:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| tragen | به تن داشتن، پوشیدن |
| anziehen | پوشیدن، به تن کردن |
| ausziehen | درآوردن لباس |
| anprobieren | پرو کردن |
| passen | اندازه بودن، جور بودن (از نظر سایز) |
| stehen | مناسب بودن (از نظر ظاهر: قشنگ ایستادن) |
| suchen | دنبال چیزی گشتن |
| finden | پیدا کردن، به نظر آمدن |
چند جمله نمونه ساده:
«Ich trage heute eine blaue Hose und ein weißes T-Shirt.»
امروز یک شلوار آبی و یک تیشرت سفید به تن دارم.
«Ich ziehe den Mantel aus.»
پالتو را در میآورم.
«Kann ich die Jacke anprobieren?»
میتوانم این کت را پرو کنم؟
«Die Schuhe passen nicht.»
این کفشها اندازه نیست.
«Die Hose steht dir sehr gut.»
این شلوار خیلی به تو میآید.
جمعبندی
در این فصل با واژههای پایه مربوط به لباسها و وسایل شخصی آشنا شدید؛ از لباسهای اصلی و کفش گرفته تا لباس زیر، کیف، زیورآلات و جنس لباس. همچنین چند فعل پرکاربرد برای صحبت درباره پوشیدن، درآوردن و پرو کردن لباس دیدید. در فصلهای بعدی، از این واژگان همراه با دستور زبان جدید مثل صرف صفت و حروف تعریف اشاره استفاده خواهید کرد تا بتوانید لباسها را دقیقتر توصیف کنید و در موقعیتهایی مثل خرید لباس مکالمه کاملتری داشته باشید.
Views: 2
KAHIBARO