2.5.2. توصیف ظاهر
Table of Contents
مقدمه
در این فصل یاد میگیرید ظاهر افراد را به آلمانی، ساده و دقیق توصیف کنید. هدف این نیست که واژگان بسیار پیشرفته یاد بگیرید، بلکه میخواهیم چند الگوی کاربردی و قابل استفاده روزمره داشته باشید تا بتوانید در سطح A2 درباره قیافه، قد، مو، رنگ چشم و برداشت کلی خود از ظاهر کسی حرف بزنید.
واژههای پایه برای توصیف ظاهر
برای شروع چند صفت بسیار پرکاربرد برای توصیف ظاهر را میبینید. این صفات را فعلا بدون صرف صفت یاد بگیرید، موضوع صرف صفت در فصل جداگانه توضیح داده میشود.
جدول زیر چند واژه کلیدی را نشان میدهد:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| schön | زیبا |
| hübsch | خوشچهره، بانمک |
| attraktiv | جذاب |
| gut aussehend | خوشقیافه |
| sportlich | ورزشکار، بدنورزیده |
| dick | چاق |
| dünn | لاغر |
| schlank | لاغر و متناسب |
| groß | قدبلند |
| klein | قدکوتاه، کوچک |
| normal gebaut | هیکل معمولی |
| jung | جوان |
| alt | پیر، مسن |
| mittelalt | میانسال |
نکته مهم:
صفت «groß» در توصیف آدمها معمولا یعنی «قدبلند»، نه «بزرگ». برای «چاق» از «dick» استفاده میشود، ولی در موقعیتهای محترمانه بهتر است از «kräftig» یا «vollschlank» استفاده شود که ملایمتر است.
ساختارهای ساده برای جملههای توصیفی
برای توصیف ظاهر، بیشترین استفاده را از فعل «sein» میکنیم. الگوی اصلی این است:
$$
\text{Person} + \text{sein (مصرف شده)} + \text{Adjektiv}
$$
چند نمونه:
He is tall.
Er ist groß.
She is pretty.
Sie ist hübsch.
My brother is very athletic.
Mein Bruder ist sehr sportlich.
الگوی مهم:
در توصیف عمومی ظاهر، از «sein» استفاده کنید:
$$
\text{Person} + ist + \text{Adjektiv}
$$
مثل:
Er ist jung.
Sie ist klein.
اگر بخواهید شدت را نشان دهید، از قیدهایی مثل «sehr» و «ziemlich» استفاده میکنید:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| sehr | خیلی |
| ziemlich | نسبتا، تا حدی زیاد |
| ein bisschen | یککم، کمی |
| nicht so | آنقدرها … نیست |
مثالها:
She is very tall.
Sie ist sehr groß.
He is a little bit chubby.
Er ist ein bisschen dick.
She is not so young.
Sie ist nicht so jung.
توصیف قد و هیکل
برای قد و هیکل چند ساختار آماده بسیار مفید است.
اول، با فعل «sein»:
He is tall and slim.
Er ist groß und schlank.
She is small and a bit chubby.
Sie ist klein und ein bisschen dick.
دوم، با «haben» و ترکیبهای ثابت:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| eine gute Figur haben | هیکل خوبی داشتن |
| eine sportliche Figur haben | هیکل ورزشکاری داشتن |
| normal gebaut sein | هیکل معمولی داشتن |
مثال:
She has a good figure.
Sie hat eine gute Figur.
He is of normal build.
Er ist normal gebaut.
برای توصیف سنی که از روی ظاهر حدس میزنید، معمولا از «aussehen» استفاده میشود که در این فصل فقط از شکل ساده آن بهره میگیریم:
He looks young.
Er sieht jung aus.
She looks quite old.
Sie sieht ziemlich alt aus.
الگوی مهم برای «به نظر رسیدن»:
$$
\text{Person} + sieht + \text{Adjektiv} + aus
$$
مثل:
Er sieht sportlich aus.
Sie sieht sehr jung aus.
مو: رنگ، طول و حالت
برای مو در آلمانی معمولا از «Haare» به صورت جمع استفاده میکنیم و با فعل «haben» میآوریم:
$$
\text{Person} + hat + \text{Adjektive} + Haare
$$
چند دسته واژه برای مو:
رنگ مو:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| blonde Haare | موی بلوند، بور |
| braune Haare | موی قهوهای |
| schwarze Haare | موی مشکی |
| rote Haare | موی قرمز |
| graue Haare | موی خاکستری |
| weiße Haare | موی سفید |
طول مو:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| kurze Haare | موی کوتاه |
| lange Haare | موی بلند |
| schulterlange Haare | موی تا روی شانه |
حالت مو:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| glatte Haare | موی صاف |
| lockige Haare | موی فر، مجعد |
| wellige Haare | موی موجدار |
میتوانید چند صفت را پشت سر هم برای «Haare» به کار ببرید:
She has long brown hair.
Sie hat lange braune Haare.
He has short black hair.
Er hat kurze schwarze Haare.
She has curly blond hair.
Sie hat lockige blonde Haare.
الگوهای مهم برای مو:
- برای داشتن مو از «haben» استفاده کنید، نه «sein».
Er hat kurze Haare. - اسم «Haare» معمولا جمع است، پس صفت هم به صورت جمع میآید:
lange Haare, schwarze Haare, lockige Haare
اگر بخواهید بگویید کسی طاس است، از این ساختار استفاده میشود:
He is bald.
Er ist glatzköpfig.
یا سادهتر: Er hat keine Haare.
چشم: رنگ و توصیف کلی
برای چشمها از «Augen» استفاده میکنیم و باز هم با «haben»:
$$
\text{Person} + hat + \text{Adjektive} + Augen
$$
رنگ چشم:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| blaue Augen | چشم آبی |
| braune Augen | چشم قهوهای |
| grüne Augen | چشم سبز |
| graue Augen | چشم خاکستری |
| dunkle Augen | چشم تیره |
| helle Augen | چشم روشن |
توصیف کلی:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| große Augen | چشم درشت |
| kleine Augen | چشم ریز |
| schöne Augen | چشمهای زیبا |
| freundliche Augen | چشمهای مهربان |
| müde Augen | چشمهای خسته |
نمونه جملهها:
She has big blue eyes.
Sie hat große blaue Augen.
He has dark brown eyes.
Er hat dunkle braune Augen.
She has beautiful green eyes.
Sie hat schöne grüne Augen.
الگوی مهم برای چشمها:
$$
\text{Person} + hat + \text{Adjektiv} + \text{Farbe} + Augen
$$
مانند:
Sie hat große braune Augen.
Er hat kleine blaue Augen.
اجزای صورت و ویژگیهای خاص
در سطح A2 نیازی به فهرست طولانی واژههای تخصصی صورت ندارید، کافی است با چند واژه پرکاربرد آشنا باشید و بتوانید یکی دو نکته برجسته در صورت را بگویید.
اسمهای مهم:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| das Gesicht | صورت |
| das Ovales Gesicht | صورت بیضیشکل |
| die Nase | بینی |
| der Mund | دهان |
| die Lippen | لبها |
| die Ohren | گوشها |
| der Bart | ریش |
| der Schnurrbart | سبیل |
| die Brille | عینک |
چند صفت رایج:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| ein rundes Gesicht | صورت گرد |
| ein schmales Gesicht | صورت کشیده |
| eine große Nase | بینی بزرگ |
| eine kleine Nase | بینی کوچک |
| volle Lippen | لبهای پر |
| schmale Lippen | لبهای نازک |
برای ریش و عینک معمولا از «haben» استفاده میشود:
He has a beard.
Er hat einen Bart.
He has a moustache.
Er hat einen Schnurrbart.
She wears glasses.
Sie trägt eine Brille.
He has no beard.
Er hat keinen Bart.
برای توصیف کلی صورت:
She has a round face.
Sie hat ein rundes Gesicht.
He has a narrow face.
Er hat ein schmales Gesicht.
ترکیب توصیفهای مختلف در یک متن کوتاه
در مکالمه روزمره معمولا چند ویژگی را در یک یا دو جمله کوتاه ترکیب میکنید. در سطح A2 بهتر است جملهها را کوتاه و ساده نگه دارید و از حرف ربط «und» و گاهی «aber» استفاده کنید.
مثال ۱:
My sister is 25 and looks very young. She is tall and slim, and she has long blond hair and blue eyes.
Meine Schwester ist 25 und sieht sehr jung aus. Sie ist groß und schlank und sie hat lange blonde Haare und blaue Augen.
مثال ۲:
Paul is not very tall, but he is athletic. He has short brown hair and dark eyes. He often wears glasses.
Paul ist nicht sehr groß, aber er ist sportlich. Er hat kurze braune Haare und dunkle Augen. Er trägt oft eine Brille.
در این مثالها چند نکته مهم را میبینید:
استفاده از «sein» برای توصیف کلی: groß, schlank, sportlich.
استفاده از «haben» برای مو، چشم و ریش: Haare, Augen, Bart.
استفاده از «aussehen» برای «به نظر رسیدن»: sieht jung aus.
استفاده از «und» و «aber» برای پیوند جملهها.
الگوی ساده برای یک معرفی ظاهری:
- سن و برداشت کلی:
Er / Sie ist … Jahre alt und sieht … aus. - قد و هیکل:
Er / Sie ist … (groß, klein, schlank, sportlich). - مو:
Er / Sie hat … Haare. - چشمها:
Er / Sie hat … Augen.
تفاوتهای فرهنگی و ادب در توصیف ظاهر
در فرهنگ آلمانی هم مانند فارسی توصیف ظاهر میتواند موضوع حساسی باشد. چند نکته کاربردی:
برای توصیف ظاهر در حضور خود فرد، از صفتهای مثبت و خنثی استفاده کنید: schön, hübsch, sportlich, groß, schlank.
از صفتهای منفی مستقیم مانند dick با احتیاط استفاده میشود، به خصوص وقتی شخص حضور دارد. بهتر است از وصف خنثی یا مثبت استفاده شود، مثل «kräftig» یا صرفا نگفتن این بخش.
در موقعیتهای رسمی، اگر لازم است ظاهر کسی را توصیف کنید، بیشتر بر ویژگیهای خنثی مثل رنگ مو، رنگ چشم، قد و نوع لباس تمرکز کنید، نه قضاوت زیبایی.
نمونه محترمانه:
She is a bit older, has short gray hair and wears glasses.
Sie ist etwas älter, hat kurze graue Haare und trägt eine Brille.
این جمله فقط واقعیتهای قابل مشاهده را بیان میکند و از ارزشگذاری منفی پرهیز میکند.
جمعبندی
در این فصل یاد گرفتید که با سه فعل اصلی «sein»، «haben» و «aussehen» و تعداد محدودی صفت و اسم، ظاهر یک شخص را به شکل ساده و قابل فهم توصیف کنید. در سطح A2 لازم نیست توضیحهای پیچیده یا طولانی بدهید، کافی است چند جمله کوتاه بسازید که قد، هیکل کلی، مو، چشم و یکی دو ویژگی متمایز مثل ریش یا عینک را شامل شود. در فصلهای دیگر با «صرف صفت» و ساختارهای دقیقتر آشنا میشوید، اما همین الگوهای ساده برای مکالمه روزمره کاملا کافی و بسیار کاربردی هستند.
Views: 3
KAHIBARO