2.7.6. توصیف موقعیت و مسیر
Table of Contents
مقدمه
در این بخش یاد میگیرید با استفاده از حروف اضافه دوحالته، هم «موقعیت» را توصیف کنید و هم «مسیر و حرکت» را. در فصلهای قبلی با آکوزاتیو برای حرکت و داتیو برای موقعیت، و با حروف اضافهای مثل in، an، auf، über، unter آشنا شدهاید. اینجا تمرکز ما فقط روی ترکیب آنها در جملههای واقعی برای توضیح «کجا هستم؟» و «چطور به جایی میروم؟» است.
توصیف موقعیت ثابت
برای توصیف موقعیت ثابت، یعنی وقتی چیزی «حرکت نمیکند»، از داتیو استفاده میکنیم. در این حالت، بیشتر جواب «کجا؟» یا در آلمانی Wo? را میدهیم. در این فصل، حروف اضافه دیگر توضیح داده نمیشود و فقط از آنها استفاده میکنیم.
نمونههای مهم سؤال موقعیت:
Wo bist du? کجا هستی؟
Wo ist das Buch? کتاب کجاست؟
به چند مثال دقت کنید:
Er ist in der Küche.
او در آشپزخانه است.
Das Handy liegt auf dem Tisch.
موبایل روی میز است.
Die Lampe hängt über dem Esstisch.
لامپ بالای میز غذاخوری آویزان است.
Der Bus steht an der Haltestelle.
اتوبوس کنار ایستگاه اتوبوس ایستاده است.
Der Teppich liegt unter dem Sofa.
فرش زیر مبل است.
در همه این جملهها، چیزی ساکن است و حرکت نمیکند، پس بعد از حرف اضافه، اسم در حالت داتیو آمده است.
قاعده مهم:
برای توصیف «موقعیت ثابت» و جواب دادن به سؤال Wo?
از حروف اضافه دوحالته به همراه داتیو استفاده کنید.
برای تمرین ذهنی، هر وقت میخواهید بگویید «چیزی کجاست»، ابتدا در ذهن خود بپرسید Wo? و سپس داتیو را انتخاب کنید.
توصیف حرکت و جهت
وقتی از «حرکت به سمت جایی» صحبت میکنیم، یعنی جواب سؤال «به کجا؟» یا در آلمانی Wohin? را میدهیم. در این حالت، از آکوزاتیو بعد از حروف اضافه دوحالته استفاده میکنیم.
نمونههای مهم سؤال جهت:
Wohin gehst du? به کجا میروی؟
Wohin fährt der Bus? اتوبوس به کجا میرود؟
به مثالها نگاه کنید:
Ich gehe in die Küche.
من به آشپزخانه میروم.
Er legt das Handy auf den Tisch.
او موبایل را روی میز میگذارد.
(حرکت به سمت میز و قرار دادن روی آن)
Sie hängt die Lampe über den Esstisch.
او لامپ را بالای میز غذاخوری آویزان میکند.
Der Bus fährt an die Haltestelle.
اتوبوس به طرف ایستگاه اتوبوس میرود.
Wir legen den Teppich unter das Sofa.
ما فرش را زیر مبل پهن میکنیم.
در همه این جملهها، یک حرکت یا تغییر مکان وجود دارد، پس بعد از حرف اضافه دوحالته، اسم در آکوزاتیو آمده است.
قاعده مهم:
برای توصیف «حرکت و جهت» و جواب دادن به سؤال Wohin?
از حروف اضافه دوحالته به همراه آکوزاتیو استفاده کنید.
برای خودتان همیشه این تست را انجام دهید:
اگر بتوانید به فارسی «به داخل»، «رویِ»، «زیرِ» به معنی حرکت اضافه کنید، یعنی احتمالاً باید آکوزاتیو بهکار ببرید.
مقایسه موقعیت و مسیر در جملههای واقعی
برای درک بهتر، جملات را به صورت جفتی ببینیم، یک جمله برای موقعیت، یک جمله برای حرکت، با همان اسمها و همان حرف اضافه. تفاوت فقط در سؤال (Wo? / Wohin?) و در حالت (داتیو / آکوزاتیو) است.
جدول زیر چند جفت مهم را نشان میدهد:
| فارسی | Wo? موقعیت (داتیو) | Wohin? مسیر (آکوزاتیو) |
|---|---|---|
| در اتاق / به داخل اتاق | Das Kind ist in dem Zimmer. (im Zimmer) | Das Kind geht in das Zimmer. (ins Zimmer) |
| روی میز / روی میز گذاشتن | Das Buch liegt auf dem Tisch. | Ich lege das Buch auf den Tisch. |
| کنار دیوار / به طرف دیوار | Das Bild hängt an der Wand. | Ich hänge das Bild an die Wand. |
| زیر تخت / به زیر تخت | Die Schuhe sind unter dem Bett. | Ich stelle die Schuhe unter das Bett. |
به دو نکته دقت کنید:
اول، بسیاری از این ترکیبها در زبان روزمره کوتاه میشوند، مانند:
in dem → im
in das → ins
an dem → am
این کوتاهشدنها در معنی و حالت تغییری ایجاد نمیکند. فقط شکل نوشتاری و گفتاری را سادهتر میکند.
دوم، فعل جمله هم میتواند راهنما باشد. فعلهای حالت مانند liegen، stehen، sitzen، hängen بیشتر با موقعیت و داتیو میآیند. فعلهای حرکت مانند legen، stellen، setzen، hängen (به معنی آویزان کردن)، fahren، gehen، bringen بیشتر با حرکت و آکوزاتیو همراه هستند.
درک جهت در توصیف مسیر در شهر
تا اینجا بیشتر مثالها در مورد اشیا و خانه بود. حالا از همین قاعده برای توضیح مسیر در شهر استفاده میکنیم. وقتی میخواهید مسیر را برای کسی توضیح دهید، معمولاً این دو نوع عبارت را ترکیب میکنید:
اول، بگویید مقصد کجاست، یعنی «موقعیت» آن
سپس، توضیح دهید «چطور به آنجا برویم»، یعنی «مسیر و حرکت» به سمت آن مقصد
مثال ساده:
Die Apotheke ist an der Ecke.
داروخانه سرِ نبش است.
Du gehst zuerst geradeaus und dann an die Ecke.
تو اول مستقیم میروی و بعد به طرف نبش میروی.
در توضیح موقعیت، سؤال Wo? داریم: داروخانه کجاست؟
در توضیح حرکت، سؤال Wohin? داریم: به کجا برویم؟
مثال دیگر:
Die Bank ist in der Nähe vom Bahnhof.
بانک در نزدیکی ایستگاه قطار است.
Sie gehen erst zum Bahnhof und dann in die Bank.
شما اول به ایستگاه قطار میروید و سپس وارد بانک میشوید.
در جمله اول، «موقعیت بانک» توصیف شده است، پس داتیو.
در جمله دوم، دو حرکت داریم: رفتن به ایستگاه (zum Bahnhof) و وارد شدن به بانک (in die Bank).
برای توصیف مسیر ساده در شهر، ساختارهای زیر بسیار پرکاربرد هستند:
Du gehst in die Straße.
به داخل خیابان میروی.
Dann gehst du bis zur Kreuzung.
بعد تا چهارراه میروی.
Dann gehst du an der Kirche vorbei.
بعد از کنار کلیسا رد میشوی.
Schließlich gehst du in das Gebäude.
در نهایت وارد ساختمان میشوی.
در این جملات، هرجا حرکت به داخل یا به سمت چیزی داریم، آکوزاتیو میآید. هر جا فقط توضیح میدهیم یک چیز «کجا» قرار دارد، داتیو میآوریم.
ترکیب فعلهای جهتدار با حروف اضافه دوحالته
وقتی مسیر را تعریف میکنید، فعل و حرف اضافه با هم معنی کلی جهت و حرکت را میسازند. چند فعل بسیار پرکاربرد در توصیف مسیر:
gehen رفتن (پیاده)
fahren رفتن (با وسیله نقلیه)
kommen آمدن
bringen آوردن
stellen، legen، setzen قرار دادن (عمودی، افقی، نشاندن)
hängen (آویزان کردن)، stecken (داخل چیزی گذاشتن)
در توصیف حرکت، این فعلها معمولا با آکوزاتیو میآیند:
Ich gehe in die Stadt.
من به شهر میروم.
Wir fahren an den See.
ما به طرف دریاچه میرویم.
Er bringt die Tasche in das Auto.
او کیف را داخل ماشین میآورد.
Sie stellt die Tasche auf den Boden.
او کیف را روی زمین میگذارد.
در مقابل، برای موقعیت ثابت، معمولاً این فعلها را داریم:
sein بودن
liegen قرار داشتن به صورت افقی
stehen ایستادن، قرار داشتن به صورت عمودی
sitzen نشستن
hängen آویزان بودن
این فعلها بیشتر با داتیو همراه میشوند:
Die Tasche steht auf dem Boden.
کیف روی زمین است.
Das Auto ist in der Garage.
ماشین در گاراژ است.
Die Bilder hängen an der Wand.
تصاویر روی دیوار آویزان هستند.
نکته مهم:
خیلی وقتها میتوانید به فعل نگاه کنید و حدس بزنید که باید حرکت (آکوزاتیو) توصیف شود یا موقعیت (داتیو).
فعلهای «حالت» مانند sein، liegen، stehen، sitzen معمولا داتیو میگیرند.
فعلهای «حرکتدادن» مانند stellen، legen، setzen معمولا آکوزاتیو میگیرند.
توصیف مسیر مرحلهبهمرحله
حال ترکیب همه نکتهها را در یک توصیف کمی طولانیتر مسیر ببینیم. هدف این است که متوجه شوید چگونه آلمانیها در عمل موقعیت و حرکت را با حروف اضافه دوحالته ترکیب میکنند.
مثال ۱، توصیف مسیر درون ساختمان:
Die Toilette ist im ersten Stock, neben dem Aufzug.
دستشویی در طبقه اول، کنار آسانسور است.
Sie gehen zuerst die Treppe hoch in den ersten Stock.
شما اول از پلهها بالا میروید به طبقه اول.
Dann gehen Sie an dem Aufzug vorbei.
بعد از کنار آسانسور رد میشوید.
Die Toilette ist links, hinter der Tür.
دستشویی سمت چپ، پشت در است.
در این متن کوتاه، دقت کنید:
im ersten Stock داتیو، چون موقعیت رادرمورد طبقه توضیح میدهیم.
in den ersten Stock آکوزاتیو، چون حرکت به داخل طبقه را بیان میکنیم.
an dem Aufzug vorbei حرکت در امتداد آسانسور و ردشدن از کنار آن، همراه با داتیو، چون جهت «گذشتن از کنار» با Wo? هم دیده میشود.
hinter der Tür داتیو، چون موقعیت ثابت است.
مثال ۲، مسیر در شهر:
Der Supermarkt ist in der Hauptstraße, gegenüber der Bank.
سوپرمارکت در خیابان اصلی، روبهروی بانک است.
Du gehst zuerst aus dem Haus raus und dann nach rechts in die Hauptstraße.
اول از خانه بیرون میروی و سپس به راست، وارد خیابان اصلی میشوی.
Dann gehst du die Straße entlang, bis zur Bank.
بعد خیابان را ادامه میدهی تا بانک.
Der Supermarkt ist links, direkt gegenüber der Bank.
سوپرمارکت سمت چپ است، درست روبهروی بانک.
اینجا هم میبینید که برای توضیح موقعیت، بیشتر داتیو آمده است، و برای حرکت و ورود به خیابان، آکوزاتیو.
مقایسه ساختار فارسی و آلمانی در توصیف موقعیت و مسیر
در فارسی، تفاوت بین «کجا هستم؟» و «به کجا میروم؟» را بیشتر با فعل نشان میدهیم و معمولاً حالت اسمی را عوض نمیکنیم:
من در اتاق هستم.
من به اتاق میروم.
ساختار «در اتاق» در هر دو جمله یکی است. اما در آلمانی، نه تنها فعل، بلکه شکل حرف تعریف بعد از حرف اضافه هم تغییر میکند.
مقایسه چند مثال:
| فارسی | آلمانی، موقعیت (Wo? داتیو) | آلمانی، حرکت (Wohin? آکوزاتیو) |
|---|---|---|
| در اتاق / به اتاق | Ich bin in dem Zimmer. | Ich gehe in das Zimmer. |
| روی میز / روی میز گذاشتن | Das Glas steht auf dem Tisch. | Ich stelle das Glas auf den Tisch. |
| در خیابان / به خیابان | Der Bus ist in der Straße. | Der Bus fährt in die Straße. |
در فارسی، گوش شما تفاوت را بیشتر با فعل «هستم / میروم / میگذارم» احساس میکند. در آلمانی، باید هم به فعل توجه کنید و هم به شکل حرف تعریف بعد از حرف اضافه.
یادآوری بسیار مهم:
در فارسی «در»، «روی»، «زیر» برای موقعیت و حرکت تقریباً یکسان میمانند،
اما در آلمانی، برای همین حروف اضافه، حالت اسم (داتیو یا آکوزاتیو) باید حتماً تغییر کند.
پس همیشه از خود بپرسید:
آیا چیزی حرکت میکند و جای خود را عوض میکند، یا فقط میگوییم کجاست؟
اگر در حال ساختن جمله هستید و شک دارید، اول جمله فارسی را در ذهن خود بگویید. اگر در فارسی از فعلهایی مانند «رفتن»، «بردن»، «گذاشتن»، «قرار دادن» استفاده میکنید، بسیار محتمل است که در آلمانی باید آکوزاتیو بیاورید. اگر فعل شما بیشتر حالت ثابت را نشان میدهد مانند «بودن»، «قرار داشتن»، «نشستن»، «آویزان بودن»، معمولاً داتیو استفاده میشود.
جمعبندی
در این بخش، بر استفاده عملی از حروف اضافه دوحالته برای توصیف «موقعیت» و «مسیر» تمرکز کردیم. برای موقعیت ثابت و پاسخ به سؤال Wo?، بعد از حروف اضافه دوحالته از داتیو استفاده میشود و برای حرکت و جهت و پاسخ به سؤال Wohin? از آکوزاتیو. دیدیم که فعل جمله میتواند راهنمای خوبی برای تشخیص حرکت یا حالت باشد و در توصیف مسیر در شهر یا ساختمان، این دو نوع ساختار همیشه کنار هم میآیند. با تمرین آگاهانه جفتهای Wo? / Wohin? و جملههای مشابه، کمکم این تفاوت در ذهن شما طبیعی و خودکار خواهد شد.
Views: 2
KAHIBARO