4.1.5. بازگویی و اصلاح گفتهها
Table of Contents
مقدمه
در سطح B2 یکی از تفاوتهای مهم با سطوح پایین این است که فقط «میفهمید و جواب میدهید» نیست، بلکه میتوانید حرف دیگران را بازگو کنید، خلاصه کنید، اشتباه بفهمید و بعد آن را اصلاح کنید، یا مؤدبانه چیزی را که خودتان گفتهاید شفافتر کنید. این مهارت در آلمانی با ابزارهای زبانی ویژهای انجام میشود که در این فصل روی آنها تمرکز میکنیم.
در این فصل روی نقل ساده و غیررسمی گفتهها کار میکنیم، نه روی ساختارهای کاملاً دستوری Konjunktiv I که در فصل جداگانهای میآید. هدف اینجا زبان روزمره و نیمه رسمی است که در مکالمه، جلسه و ایمیل غیررسمی استفاده میکنید.
بازگویی کلی حرف دیگران
وقتی میخواهید به آلمانی بگویید «او گفت که …» یا «او تعریف کرد که …»، دو کار انجام میدهید:
اول، با یک فعل گفتن، فکرکردن یا شنیدن، منبع را معرفی میکنید. دوم، محتوای حرف را بهصورت غیرمستقیم بیان میکنید.
در زبان روزمره آلمانی در سطح B2 معمولاً از زمانهای «عادی» استفاده میشود و شما اغلب از Konjunktiv استفاده نمیکنید، مگر در متنهای خبری یا رسمی که در فصل Konjunktiv I خواهید دید. این فصل روی ساختارهای «محاورهای» و استاندارد تمرکز دارد، مثل:
Er sagt, dass …
Sie meint, dass …
Er hat gesagt, dass …
قاعده مهم:
برای بازگویی عادی و محاورهای، در آلمانی میتوانید از ساختار
فاعل + فعل گفتن/فکرکردن + dass-Satz
استفاده کنید، بدون استفاده از Konjunktiv I.
در منظر B2 مهم است که بتوانید:
بگویید چه کسی چه چیزی گفت،
محتوا را کمی خلاصه یا کمی تغییر دهید،
و اگر اشتباهی رخ داده آن را تصحیح کنید.
عبارتهای پرکاربرد برای شروع بازگویی
برای شروع بازگویی، آلمانی مجموعهای از افعال و عبارتها دارد که «منبع اطلاعات» را نشان میدهند. این افعال و عبارتها را خوب یاد بگیرید چون پایه تمام ساختارهای بازگویی هستند.
جدول زیر چند فعل بسیار پرکاربرد را نشان میدهد:
| آلمانی | ترجمه تقریبی فارسی | نکته کاربردی |
|---|---|---|
| sagen | گفتن | خنثی و عمومی |
| meinen | نظر داشتن، معتقد بودن | کمی شخصیتر از sagen |
| erzählen | تعریف کردن | برای روایت و داستان |
| berichten | گزارش دادن | رسمیتر، در اخبار، اداره، کار |
| erklären | توضیح دادن | وقتی چیزی را روشن میکنید |
| behaupten | ادعا کردن | وقتی حرف او را کاملاً تأیید نمیکنید |
| hinzufügen | اضافه کردن | وقتی چیزی به حرف قبلی اضافه میشود |
| fragen | پرسیدن | برای بازگویی سؤال |
چند عبارت نیمهثابت هم مفید هستند:
Er hat mir gesagt, dass …
Sie hat mir erzählt, dass …
Laut dem Lehrer … / Laut der Polizei …
Nach seiner Aussage …
Seiner Meinung nach …
دو نکته ظریف سطح B2:
اگر میخواهید فاصله بگیرید و فقط «نقل» کنید، افعالی مانند behaupten، meinen، laut … را به کار ببرید تا نشان دهید که این «نظر یا ادعای» شخص دیگر است، نه لزوماً نظر خودتان.
در گفتوگوی روزمره، اغلب از Perfekt یا Präsens برای فعل گفتن استفاده میشود، مثل: Er hat gesagt, … یا Er sagt, …
بازگویی جملههای خبری
جمله خبری یعنی جملهای که فقط اطلاعات میدهد، نه سؤال و نه دستور. در آلمانی برای بازگویی چنین جملهای، دو الگوی رایج سطح B2 وجود دارد:
الگو ۱، بدون dass، برای جملات ساده:
Er sagt, er kommt später.
الگو ۲، با dass، که رسمیتر و واضحتر است:
Er sagt, dass er später kommt.
در هر دو الگو، جایگاه فعل در جمله بازگویی (جمله دوم) در پایان است، چون یک جمله وابسته است، چه dass نوشته شود و چه حذف شود.
الگوی کلیدی:
$$(فاعل) + (فعل گفتن/فکرکردن) + , + (dass) + (فاعل جدید) + ... + (فعل صرف شده در آخر)$$
مثال:
Er meint, dass das keine gute Idee ist.
چند مثال متنی:
Sie sagt, sie ist krank.
او میگوید مریض است.
Er hat mir erzählt, dass er nächste Woche umzieht.
او برایم تعریف کرده است که هفته بعد اسبابکشی میکند.
Mein Chef meint, das Projekt sei zu teuer.
رئیسم معتقد است که پروژه خیلی گران است.
(در این مثال میتوانید در زبان روزمره هم بگویید: … meint, dass das Projekt zu teuer ist.)
نکته زمانی:
در آلمانی روزمره میتوانید زمان جمله را همانطوری نگه دارید، مخصوصاً در گفتوگو:
Gestern hat er gesagt, er kommt morgen.
دیروز گفت فردا میآید.
این نوع تطبیق زمانها در سطح B2 طبیعی است، حتی اگر از نظر نظری بتوانید آن را ظریفتر هم تنظیم کنید.
بازگویی سؤالها
بازگویی سؤالها کمی پیچیدهتر است، چون باید تشخیص دهید سؤال شما بله/خیر است یا با کلمه پرسشی. ساختار صرف سؤال را هم باید به صورت جمله خبری تبدیل کنید.
سؤالهای بله/خیر
برای سؤالهای بله/خیر، آلمانی معمولا از ob استفاده میکند، به معنای «آیا».
اصل کار: ترتیب واژهها را از حالت سؤال به حالت جمله خبری برگردانید و ob را در ابتدای جمله وابسته بیاورید.
الگوی سؤال بله/خیر:
$$(فاعل + فعل پرسیدن) + , + ob + (فاعل جدید) + ... + (فعل در پایان)$$
مثال:
Er fragt, ob du morgen Zeit hast.
مقایسه کنید:
سؤال مستقیم:
Kommst du heute?
بازگویی:
Er fragt, ob du heute kommst.
چند مثال دیگر:
Sie möchte wissen, ob der Zug pünktlich ist.
او میخواهد بداند آیا قطار سروقت است.
Ich weiß nicht, ob er schon angekommen ist.
نمیدانم آیا او رسیده است یا نه.
Er hat gefragt, ob wir ihm helfen können.
او پرسید آیا میتوانیم به او کمک کنیم.
سؤالهای دارای کلمه پرسشی
اگر سؤال با «چرا، کجا، کی، چطور» و غیره شروع شده باشد، همان کلمه پرسشی را نگه میدارید، اما شکل سؤال را به جمله خبری تبدیل میکنید و فعل را در پایان میآورید.
کلمات پرسشی معمول: wer, was, wann, wo, warum, wie, welche(r/s), wohin, woher و غیره.
الگوی سؤال با کلمه پرسشی:
$$(فاعل + فعل پرسیدن/دانستن) + , + W-Wort + (فاعل جدید) + ... + (فعل در پایان)$$
مثال:
Sie fragt, wann der Kurs beginnt.
نمونهها:
Direkte Frage: Wo wohnst du?
Frage in der Rede: Sie fragt, wo du wohnst.
Direkte Frage: Warum bist du so müde?
Indirekt: Ich möchte wissen, warum du so müde bist.
Direkte Frage: Wann geht der Film los?
Indirekt: Er würde gern wissen, wann der Film losgeht.
به تفاوت مهم توجه کنید:
در جمله غیرمستقیم، فعل صرف شده در پایان میآید، مثل هر جمله وابسته دیگر با dass یا weil.
نقل آزاد و خلاصهکردن حرف دیگران
در سطح B2 فقط کافی نیست جمله را «تغییر شکل» بدهید، بلکه باید بتوانید آن را خلاصه یا تقریباً همان مفهوم را با واژگان خودتان بیان کنید. این حالت را میتوان «نقل آزاد» نامید.
بهجای این که واژه به واژه آنچه شنیدهاید تکرار کنید، مهمترین بخش حرف را با کلمات و ساختار خودتان بیان میکنید. این کار دو فایده دارد:
در مکالمه، نشان میدهید که واقعاً فهمیدهاید،
در نوشتار، میتوانید از تکرار و کپیبرداری مستقیم پرهیز کنید.
ساختار معمولاً اینگونه است:
Er hat gesagt, er kommt etwas später, weil er noch einen Termin hat.
او گفت کمی دیرتر میآید، چون هنوز یک قرار دیگر دارد.
شما میتوانید این را به شکل آزادتر بگویید:
Er hat mir erklärt, dass er später kommt, da er vorher noch einen anderen Termin wahrnehmen muss.
اینجا معنا شبیه است، اما واژگان و ساختارتان کمی تغییر کرده است.
چند عبارت مفید برای خلاصهکردن:
Er meint im Grunde, dass …
Im Prinzip sagt er, dass …
Zusammengefasst sagt sie, dass …
Kurz gesagt, findet er, dass …
Im Großen und Ganzen ist er der Meinung, dass …
نمونه خلاصه:
اصلی:
Er sagt: „Ich habe keine Zeit, jeden Tag zu kochen, weil ich sehr lange arbeite und oft müde nach Hause komme.“
خلاصه:
Er sagt, dass er wegen seiner langen Arbeitszeiten oft zu müde ist, um jeden Tag zu kochen.
دقت کنید که اطلاعات جزئی حذف شدهاند، اما پیام اصلی حفظ شده است.
در متون دانشگاهی یا نوشتاری رسمی، از چنین نقل آزاد و خلاصهای زیاد استفاده میشود تا از کپیبرداری کلمه به کلمه پرهیز شود.
بررسی و تصحیح سوءبرداشت
یکی از موقعیتهای مهم در ارتباط پیشرفته زمانی است که کسی حرف شما را اشتباه میفهمد، یا شما احساس میکنید شنونده برداشت نادرستی دارد. در اینجا باید هم بازگویی کنید و هم اشتباه را اصلاح کنید.
اول، اغلب شخص مقابل برداشت خودش را بیان میکند، مثلاً:
Also, du meinst, dass wir das Projekt einfach stoppen sollten?
یعنی منظورت این است که باید پروژه را همینطور متوقف کنیم؟
حالا شما میتوانید:
سوءبرداشت را بازگو کنید،
سپس آن را تعدیل یا تصحیح کنید.
چند الگوی مفید:
Du hast mich ein bisschen missverstanden.
Du hast das falsch verstanden.
So habe ich das nicht gemeint.
Nicht ganz. Ich wollte sagen, dass …
Das klingt so, als hätte ich … gesagt, aber ich meine eigentlich, dass …
الگوی دو مرحلهای تصحیح:
- اشاره به سوءبرداشت:
Du hast mich falsch verstanden. / So war das nicht gemeint. - بازگویی و اصلاح:
Ich wollte nur sagen, dass … / Ich meine eigentlich, dass …
نمونه مکالمه کوتاه:
A: Also, du willst gar nicht mehr mitmachen?
B: Nein, so habe ich das nicht gemeint. Ich wollte nur sagen, dass ich im Moment weniger Zeit habe.
یا:
A: Du hast gesagt, dass du kündigen willst.
B: Ich glaube, du hast mich ein bisschen missverstanden. Ich habe nur gesagt, dass ich unzufrieden bin.
در سطح B2، این توانایی که سوءبرداشت را صریح و در عین حال مؤدبانه تصحیح کنید، برای مکالمه حرفهای و روزمره بسیار مهم است.
اصلاح و شفافسازی حرف خودمان
گاهی هم شما متوجه میشوید که جملهای که خودتان گفتهاید، دقیق یا شفاف نبوده است. در آلمانی برای اصلاح یا دقیقترکردن گفته خودتان چند نوع ابزار پرکاربرد وجود دارد.
تصحیح مستقیم
اگر میخواهید فوراً گفته خودتان را تصحیح کنید، از عبارتهایی مانند زیر استفاده میکنید:
Ich meine …
Ich meinte eigentlich …
Nein, ich meinte …
Entschuldigung, ich habe mich versprochen. Ich wollte sagen, dass …
Moment, anders: …
نمونه:
Ich habe gestern mit Thomas, äh, mit Markus telefoniert.
دیروز با توماس، نه، با مارکوس تلفنی صحبت کردم.
Entschuldigung, ich habe mich versprochen. Ich wollte sagen, dass das Meeting morgen und nicht heute stattfindet.
اصلاح تدریجی و دقیقسازی
در سطح B2، علاوه بر تصحیح آشکار، لازم است بتوانید حرفتان را «دقیقتر» کنید، حتی اگر کاملاً اشتباه نبود. برای این کار از عبارتهایی برای بازنویسی و دقتبخشی استفاده میشود:
Oder besser gesagt, …
Genauer gesagt, …
Um es klarer zu sagen, …
Ich formuliere es anders: …
Was ich damit sagen will, ist, dass …
نمونهها:
Ich finde den Vorschlag schwierig, oder besser gesagt, nicht gut durchdacht.
Wir haben wenig Zeit, genauer gesagt nur zwei Wochen.
Ich formuliere es anders: Wir müssen zuerst die wichtigsten Aufgaben erledigen.
در همه این موارد، شما در واقع گفته قبلی خود را دوباره بیان میکنید، ولی واضحتر و دقیقتر. این مهارت برای سخنرانی، ارائه و بحثهای رسمی در سطح B2 بسیار ارزشمند است.
نشاندادن فاصله یا تردید نسبت به گفته دیگران
در بازگویی همیشه لازم نیست نشان دهید که «کاملاً قبول دارید» آنچه را که میگویید. گاهی فقط «نقل» میکنید، یا میخواهید کمی فاصله یا تردید نشان دهید. در اینجا چند ابزار آلمانی مفید است.
افعال با بار معنایی خاص که در جدول اول اشاره شد، مثل:
behaupten، «ادعا کردن»، که کمی شک ضمنی در خود دارد،
angeblich، «ظاهراً، گویا»،
sollen در نقش گزارشی، که در فصلهای دیگر بیشتر خواهید دید.
چند مثال:
Er behauptet, dass er das allein geschafft hat.
او ادعا میکند که این را تنها انجام داده است.
(شما لازم نیست این ادعا را تأیید کنید.)
Sie sagt, dass sie das Geld schon überwiesen hat.
او میگوید که پول را قبلاً حواله کرده است.
(خنثی)
Sie behauptet, dass sie das Geld schon überwiesen hat.
او ادعا میکند که پول را قبلاً حواله کرده است.
(شک زیرپوستی)
یا با قید:
Angeblich hat er schon bezahlt.
ظاهراً او قبلاً پرداخت کرده است.
Der Vermieter soll sehr streng sein.
میگویند صاحبخانه خیلی سختگیر است.
(شما منبع مستقیم نیستید، فقط شنیدهاید.)
در سطح B2، این تفاوتهای ظریف به شما کمک میکند لحن و موضع خود را نسبت به گفته دیگران واضحتر نشان دهید.
جمعبندی
در این فصل دیدید که بازگویی و اصلاح گفتهها در آلمانی سطح B2 فقط تغییر ساختار جمله نیست، بلکه ترکیبی از چند مهارت است:
استفاده از افعال و عبارتهای مناسب برای نقل حرف دیگران،
بازگویی جملات خبری و سؤالی با dass، ob و کلمات پرسشی،
خلاصه کردن و نقل آزاد با واژگان خودتان،
تشخیص و تصحیح سوءبرداشتها،
و اصلاح و دقیقتر کردن گفتههای خودتان.
اگر این ساختارها را در مکالمه و نوشتار تمرین کنید، یک گام مهم از «فقط صحبت کردن» به «مدیریت حرفهای مکالمه» برمیدارید. در فصل Konjunktiv I و نقلقول غیرمستقیم، این مهارتها را در سطح رسمیتر و نوشتاری عمیقتر ادامه خواهید داد.
Views: 2
KAHIBARO