KAHIBARO
Discord Login Register

4.3.5. بیان حدس و احتمال

مقدمه

در سطوح B2 و بالاتر لازم است بتوانید درباره رویدادها فقط «خبر» ندهید، بلکه «حدس» و «احتمال» خود را هم بیان کنید. در آلمانی برای بیان حدس و احتمال از ترکیب «زمان‌ها» و «ساختارهای وجهی» استفاده می‌شود. در این فصل روی همین ساختارها تمرکز می‌کنیم و نشان می‌دهیم چگونه می‌توانید برای حال، گذشته و آینده حدس بزنید و درجه اطمینان خود را دقیق نشان دهید.

حدس درباره حال با ساختارهای وجهی

ساده‌ترین راه برای بیان احتمال در زمان حال استفاده از افعال وجهی است که در سطح قبلی با آنها آشنا شده‌اید، اما این بار به صورت معنایی دقیق‌تر:

فعلدرجه احتمال تقریبیمثال کوتاه
müssenتقریبا مطمئن، 90–100٪Er muss krank sein.
dürftenخیلی محتمل، ولی نه صددرصدEr dürfte krank sein.
könnenممکن است، 30–70٪Er kann krank sein.
könntenامکان ضعیف‌تر یا مؤدبانهEr könnte krank sein.
mögenگاهی برای احتمال، نسبتا کتابیEr mag krank sein.

برای بیان حدس قوی در حال از müssen + Infinitiv/sein استفاده می‌شود:
$Er~muss~zu~Hause~sein.$
«تقریبا مطمئنیم او خانه است.»

چند الگوی پرکاربرد:

  1. حدس بسیار قوی درباره حال
    $Sie~muss~im~Büro~sein.$
    «حتما در دفتر است.»
  2. حدس قوی ولی نه قطعی
    $Er~dürfte~schon~unterwegs~sein.$
    «احتمالا دیگر در راه است.»
  3. احتمال متوسط
    $Das~kann~stimmen.$
    «ممکن است درست باشد.»
  4. احتمال ضعیف یا مؤدبانه
    $Es~könnte~regnen.$
    «شاید باران ببارد.»
  5. احتمال با mögen در زبان نوشتاری
    $Er~mag~recht~haben.$
    «ممکن است حق با او باشد.»

تفاوت معنایی مهم این است که müssen در این کاربرد «اجبار» نیست، بلکه «نتیجه‌گیری منطقی» است. در فارسی معمولا آن را با «حتما» یا «باید» ترجمه می‌کنیم.

حدس درباره گذشته با ساختارهای وجهی

برای بیان حدس درباره گذشته، آلمانی معمولا از ترکیب فعل وجهی با Perfekt استفاده می‌کند، یعنی: فعل وجهی صرف‌شده در حال + Partizip II + haben/sein در انتهای جمله.

الگوی کلی برای حدس درباره گذشته:
$Modalverb~(Präsens) + Partizip~II + haben/sein$
مثال:
$Er~muss~den~Zug~verpasst~haben.$
«حتما قطار را از دست داده است.»

به چند نمونه مهم توجه کنید:

  1. حدس قوی درباره گذشته
    $Er~muss~den~Bus~genommen~haben.$
    «حتما اتوبوس را گرفته است.»
  2. حدس قوی ولی نه قطعی
    $Sie~dürfte~spät~nach~Hause~gekommen~sein.$
    «احتمالا دیر به خانه برگشته است.»
  3. احتمال متوسط
    $Er~kann~das~nicht~gewusst~haben.$
    «ممکن نیست این را می‌دانسته باشد.»
  4. احتمال ضعیف
    $Sie~könnte~gestern~krank~gewesen~sein.$
    «شاید دیروز مریض بوده است.»
  5. حدس با mögen در گذشته
    $Er~mag~es~vergessen~haben.$
    «شاید فراموشش کرده باشد.»

در این ساختارها، فعل وجهی مانند یک «نشان‌گر احتمال» عمل می‌کند و بخش Perfekt به ما می‌گوید که درباره گذشته صحبت می‌کنیم.

حدس درباره آینده و زمان‌های آینده

برای آینده می‌توانید از Futur I و گاهی Futur II استفاده کنید. اما در زبان روزمره آلمانی، برای بیان حدس درباره آینده اغلب از همان حاضر + قید زمانی استفاده می‌شود و برای نشان‌دادن احتمال، باز هم به افعال وجهی و قیدها تکیه می‌کنیم.

چند الگوی رایج:

  1. حدس درباره آینده نزدیک با können / könnten
    $Es~kann~morgen~regnen.$
    «ممکن است فردا باران ببارد.»

$Es~könnte~morgen~regnen.$
«شاید فردا باران ببارد.»

  1. استفاده از Futur I برای حدس کلی درباره آینده
    $Er~wird~morgen~früh~ankommen.$
    بسته به لحن می‌تواند «خواهد رسید» یا «احتمالا می‌رسد» باشد.
  2. حدس ترکیبی
    $Sie~dürfte~bald~zurückkommen.$
    «احتمالا به زودی برمی‌گردد.»
  3. حدس پیچیده‌تر با Futur II برای آینده‌ای که در آن، کاری «تا آن موقع» تمام شده است:
    $Er~wird~bis~morgen~fertig~gearbeitet~haben.$
    «احتمالا تا فردا کارش را تمام کرده خواهد بود.»

اینجا Futur II هم «تکمیل در آینده» را نشان می‌دهد و هم حدس و احتمال را، یعنی گوینده مطمئن نیست، اما بر اساس اطلاعاتش نتیجه‌گیری می‌کند.

Konjunktiv II و بیان احتمال غیرمستقیم

Konjunktiv II در آلمانی علاوه بر بیان آرزو یا حالت فرضی، برای بیان حدس مؤدبانه، نرم و غیرمستقیم هم به کار می‌رود. در این نقش، جمله معمولا از نظر دستوری، «حالت فرضی» است، اما معنای واقعی آن «احتمال» است.

چند الگوی پرکاربرد:

  1. حدس مؤدبانه با würde + Infinitiv
    $Ich~würde~sagen,~dass~er~zu~spät~kommt.$
    «می‌شود گفت احتمالا او دیر می‌آید.»
  2. حدس ملایم با könnte
    $Das~könnte~schwierig~werden.$
    «ممکن است سخت شود.»
  3. حدس ملایم با dürfte به صورت رسمی
    $Die~Reparatur~dürfte~teuer~werden.$
    «احتمالا تعمیر گران خواهد شد.»
  4. حدس محترمانه در پاسخ
    $Das~könnte~stimmen.$
    «ممکن است درست باشد.»

Konjunktiv II در این کاربرد کمک می‌کند از لحن «قطعی و خشن» دور شوید و احتمال را به شکل نرم و دیپلماتیک بیان کنید.

قیدها و عبارت‌های نشان‌دهنده درجه احتمال

فقط افعال وجهی نیستند که درجه احتمال را مشخص می‌کنند. قیدها و عبارت‌های ثابت هم نقش مهمی دارند و معمولا همراه همان افعال به کار می‌روند.

جدول زیر چند قید و عبارت مهم را با تقریبا معادل فارسی نشان می‌دهد:

آلمانیتقریبا معادل فارسیکاربرد نمونه
sicherمطمئناEr kommt sicher.
bestimmtحتما، قطعاSie hat es bestimmt vergessen.
sicherlichبه احتمال زیاد، حتماDas wird sicherlich klappen.
wahrscheinlichاحتمالاEr ist wahrscheinlich zu Hause.
vermutlichظاهرا، احتمالاSie ist vermutlich krank.
wohlاحتمالا، انگارEr wird wohl müde sein.
vielleichtشایدVielleicht hat er keine Zeit.
eventuellاحتمالا، در صورت امکانWir kommen eventuell später.
offenbarظاهرا، معلوم است کهEr ist offenbar nicht vorbereitet.
anscheinendظاهرا، گویاSie ist anscheinend schon weg.

نمونه‌ها:

  1. ترکیب فعل وجهی و قید
    $Er~muss~wahrscheinlich~schon~gegangen~sein.$
    «احتمالا حتما قبلا رفته است.»
    این جمله از نظر لحن خیلی قوی است و معمولا یا قید را یا فعل را قوی انتخاب می‌کنند، نه هر دو خیلی قوی را با هم.
  2. استفاده از wohl برای حدس ملایم
    $Er~ist~wohl~schon~zu~Hause.$
    «انگار / احتمالا دیگر خانه است.»
  3. قید بدون فعل وجهی
    $Sie~ist~wahrscheinlich~krank.$
    «او احتمالا مریض است.»
  4. ترکیب قید با Konjunktiv II
    $Das~könnte~vielleicht~schwierig~werden.$
    «شاید این کار کمی سخت شود.»

تفاوت‌های ظریف معنایی و خطاهای رایج فارسی‌زبانان

چند نکته ظریف که به‌ویژه برای فارسی‌زبانان مهم است:

نکته اول: müssen در حدس با «باید» در فارسی همیشه یکی نیست.
$Er~muss~zu~Hause~sein.$
ترجمه طبیعی: «حتما خانه است.»
اگر مستقیم بگویید «او باید خانه باشد» ممکن است در فارسی کمی «دستوری» به نظر برسد، در حالی که در آلمانی اینجا فقط حدس منطقی است.

نکته دوم: اشتباه در زمان گذشته
بسیاری از زبان‌آموزان می‌گویند:
$*Er~musste~den~Zug~verpassen.$
این جمله از نظر بومی‌ها بیشتر به معنای «مجبور بود قطار را از دست بدهد» فهمیده می‌شود، نه «حتما قطار را از دست داده است». برای حدس درباره گذشته بهتر است بگوییم:
$Er~muss~den~Zug~verpasst~haben.$

نکته سوم: استفاده بیش از حد از vielleicht
فارسی‌زبانان معمولا همه احتمال‌ها را با «شاید» ترجمه می‌کنند و به همین دلیل در آلمانی هم فقط از vielleicht استفاده می‌کنند. در سطح B2 بهتر است با توجه به میزان اطمینان، از واژه‌های دقیقی مانند wahrscheinlich, vermutlich, wohl, bestimmt استفاده کنید.

نکته چهارم: جای قید احتمال در جمله
در جملات ساده خبری قیدهایی مانند wahrscheinlich, vielleicht معمولا بعد از فعل صرف‌شده یا قبل از کل جمله می‌آیند:

$Er~ist~wahrscheinlich~zu~Hause.$
$Wahrscheinlich~ist~er~zu~Hause.$

قرار دادن قید در جای نامعمول، جمله را ناآشنا یا اشتباه می‌کند.

تمرین ذهنی برای انتخاب ساختار مناسب

برای این که در مکالمه بتوانید سریع ساختار مناسب را انتخاب کنید، می‌توانید حدس خود را ابتدا در ذهن به فارسی دسته‌بندی کنید و سپس معادل آلمانی آن را به کار ببرید. به عنوان مثال:

  1. «تقریبا مطمئنم که …»
    استفاده از: müssen, یا bestimmt, sicher
    $Er~muss~zu~Hause~sein.$
    $Er~ist~bestimmt~zu~Hause.$
  2. «احتمالا …»
    استفاده از: wahrscheinlich, vermutlich, یا dürfen در برخی بافت‌ها
    $Sie~ist~wahrscheinlich~krank.$
    $Er~dürfte~bald~kommen.$
  3. «شاید …»
    استفاده از: vielleicht, könnte
    $Vielleicht~hat~er~keine~Zeit.$
    $Er~könnte~keine~Zeit~haben.$
  4. «مثل این که / انگار …»
    استفاده از: wohl, anscheinend, offenbar
    $Er~ist~wohl~müde.$
    $Sie~ist~anscheinend~nicht~zu~Hause.$

با تکرار این تطبیق، کم‌کم بدون فکرکردن مستقیم به فارسی، خودبه‌خود ساختار مناسب آلمانی را انتخاب خواهید کرد و می‌توانید حدس و احتمال خود را دقیق و طبیعی بیان کنید.

Views: 3

Comments

Please login to add a comment.

Don't have an account? Register now!