4.3.6. توصیف توالی رویدادها
Table of Contents
مقدمه
در سطح B2 دیگر فقط «زمان»ها مهم نیستند، بلکه رابطه زمانی رویدادها با هم مهمتر میشود. شما باید بتوانید توضیح دهید چه چیزی «اول» اتفاق افتاد، بعد چه شد، چه چیزی «همزمان» بوده و چه چیزی «قبل از یک گذشته دیگر» رخ داده است. در این فصل روی همین مهارت تمرکز میکنیم، نه روی تعریف دوباره خود زمانها.
نوعهای توالی رویدادها در آلمانی
برای توصیف توالی، در آلمانی عملاً با چهار نوع رابطه اصلی سر و کار داریم:
- رویدادهایی که پشت سر هم میآیند، یکی بعد از دیگری.
- رویدادهایی که همزمان هستند.
- رویدادهایی که قبل از یک گذشته دیگر بودهاند.
- رویدادهایی که در آینده، به ترتیب مشخص، رخ خواهند داد.
این توالیها را با سه ابزار اصلی نشان میدهیم:
- انتخاب زمان مناسب فعل
- استفاده از قیدهای زمانی
- استفاده از حروف ربط و ساختارهای وابسته
در این فصل تمرکز بر «کاربرد» این ابزارها برای نشان دادن توالی است، نه تعریف تئوریک زمانها.
توالی رویدادها در گذشته
Perfekt و Präteritum در یک روایت
در متون گفتاری و غیررسمی عموماً از Perfekt، و در متون نوشتاری رسمیتر بیشتر از Präteritum استفاده میشود. اما در هر دو حالت، یک خط زمانی اصلی داریم که همه رویدادهای آن مرتباً پشت سر هم رخ میدهند.
نمونه با Perfekt در روایت غیررسمی:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| دیروز صبح دیر از خواب بیدار شدم، سریع لباس پوشیدم و بدون صبحانه از خانه بیرون رفتم. | Gestern Morgen bin ich spät aufgewacht, habe mich schnell angezogen und bin ohne Frühstück aus dem Haus gegangen. |
در اینجا هر سه فعل در Perfekt آمدهاند و به ترتیب گفته شدهاند. شنونده به طور طبیعی متوجه توالی میشود، چون:
- ترتیب جملهها و بندها پشت سر هم است.
- افعالی مثل «dann»، «danach» میتوانند این ترتیب را شفافتر کنند، هرچند همیشه لازم نیستند.
مثال همان روایت با تأکید بیشتر روی ترتیب:
Gestern Morgen bin ich spät aufgewacht, dann habe ich mich schnell angezogen und danach bin ich ohne Frühstück aus dem Haus gegangen.
Plusquamperfekt برای «گذشتهی قبل از گذشته»
وقتی بخواهید بگویید یک رویداد قبل از خط اصلی گذشته رخ داده، در آلمانی از Plusquamperfekt استفاده میشود. این زمان نشان میدهد که یک عمل «تمام شده» بود، قبل از این که چیز دیگری در گذشته شروع شود.
قاعدهی کلیدی توالی در گذشته:
اگر در متن شما یک «زمان گذشته اصلی» وجود دارد، هر رویدادی را که قبل از آن گذشته رخ داده است با Plusquamperfekt بیان کنید.
ساختار کلی:
$$
\text{hatte/war} + Partizip II
$$
نمونه:
| فارسی | آلمانی |
|---|---|
| وقتی رسیدم، جلسه قبلاً شروع شده بود. | Als ich ankam, hatte die Besprechung schon begonnen. |
در این جمله:
«ankam» خط اصلی گذشته است.
«hatte … begonnen» نشان میدهد آغاز جلسه قبل از آمدن من اتفاق افتاده است.
نمونه دیگر با sein:
Als wir am Bahnhof ankamen, war der Zug schon abgefahren.
«abgefahren» با «war» در Plusquamperfekt نشان میدهد حرکت قطار قبل از رسیدن ما بوده است.
ترکیب Perfekt یا Präteritum با Plusquamperfekt
در روایتهای طولانیتر عادی است که خط اصلی داستان در Präteritum یا Perfekt باشد، و برای اتفاقات «قدیمیتر» از Plusquamperfekt استفاده شود.
مثال روایتی:
Zuerst hatte ich in einer kleinen Firma gearbeitet.
Später bin ich nach Berlin gezogen und habe dort eine neue Stelle gefunden.
اینجا:
«hatte gearbeitet» قدیمیترین مرحله است.
«bin gezogen» و «habe gefunden» خط اصلی گذشته هستند که بعداً رخ دادهاند.
نسخه با Präteritum:
Zuerst hatte ich in einer kleinen Firma gearbeitet.
Später zog ich nach Berlin und fand dort eine neue Stelle.
نکته مهم این است که وجود Plusquamperfekt خودش ترتیب را روشن میکند، حتی اگر قید زمانی هم نباشد.
قیدهای زمانی برای شفافکردن توالی در گذشته
برای واضحکردن ترتیب، قیدها و عبارتهای زمانی نقش مهمی دارند. چند قید مهم:
| نقش | آلمانی | فارسی |
|---|---|---|
| شروع داستان | zuerst, am Anfang | ابتدا، در آغاز |
| بعد از آن | dann, danach, später, anschließend | سپس، بعد از آن، بعداً |
| همزمان | währenddessen, gleichzeitig | در این میان، همزمان |
| قبل از آن | vorher, davor, zuvor, bis dahin | قبل از آن، پیش از آن، تا آن زمان |
| پایان | schließlich, am Ende, zuletzt | در نهایت، در آخر |
نمونه روایت کوتاه:
Zuerst habe ich in der Bibliothek gelernt.
Dann bin ich in die Mensa gegangen und habe zu Mittag gegessen.
Später habe ich Freunde getroffen.
Am Ende des Tages war ich sehr müde.
حتی اگر همه افعال در یک زمان (اینجا Perfekt) باشند، توالی با همین قیدها کاملاً روشن میشود.
«قبل و بعد» با حروف ربط زمانی
حروف ربط زمانی کمک میکنند رابطه زمانی دو رویداد مشخص شود. مهمترینها برای توالی:
| حرف ربط | معنای رایج | نکته توالی |
|---|---|---|
| als | وقتی که (یکبار در گذشته) | میتواند نشان دهد کدام رویداد زمینه است، کدام رویداد اصلی. |
| nachdem | بعد از این که | بند «بعد از این که» معمولاً رویداد «زودتر» را بیان میکند. |
| bevor | قبل از این که | بند «قبل از این که» رویداد «دیرتر» نسبت به آن را در جمله اصلی نشان میدهد. |
| seit / seitdem | از وقتی که | آغاز یک توالی در گذشته تا حال. |
توالی با nachdem
قاعده رایج با nachdem در روایت گذشته:
در زبان نوشتاری معیار، در بند با nachdem فعل در Plusquamperfekt میآید،
و در جمله اصلی فعل در Präteritum یا Perfekt میآید.
نمونه:
Nachdem ich gegessen hatte, ging ich ins Kino.
اینجا:
«gegessen hatte» قدیمیتر است.
«ging» بعداً رخ داده است.
یک الگوی بسیار پرکاربرد:
Nachdem ich … hatte, … ging ich / habe ich … gemacht.
مثال:
Nachdem ich die E-Mails beantwortet hatte, machte ich eine kurze Pause.
در گفتار روزمره آلمانیها گاهی هر دو را در Perfekt میگویند، اما در زبان معیار B2 لازم است بتوانید ساختار معیار را تشخیص دهید و به کار ببرید.
توالی با bevor
با «bevor» جهت برعکس میشود، چون جملهی اصلی رویداد زودتر را دارد و بند bevor رویداد بعدی را پررنگ میکند.
مثال:
Bevor ich ins Bett ging, hatte ich noch lange gelesen.
اینجا:
«hatte gelesen» قدیمیتر است، خواندن زودتر شروع شده و تا نزدیک خوابیدن ادامه یافته.
«ging» رویداد بعدی است.
اما در بسیاری موارد هر دو در گذشته ساده میآیند و ترتیب بیشتر از منطق معنایی فهمیده میشود:
Bevor ich ins Bett ging, trank ich noch einen Tee.
در این جمله «trank» در جمله اصلی است و معنایی مثل «اول چای خوردم، بعد رفتم بخوابم» دارد.
توالی با als
«als» لزوماً ترتیب را نشان نمیدهد، بیشتر «همزمانی در یک مقطع» را نشان میدهد، اما در عمل اغلب جمله اصلی رویداد «در پسزمینه» و بند als رویداد «موقعیت» را میگوید یا برعکس. برای توالی، مهم این است که بدانیم هر دو در یک بازه گذشته رخ دادهاند.
Als ich in Berlin lebte, lernte ich viele neue Leute kennen.
اقامت در برلین زمینه است، آشناشدن با آدمها در همان دوره و در طول زمان رخ داده است.
رویدادهای همزمان و غیرهمزمان
بیان همزمانی در گذشته
برای نشاندادن این که دو چیز همزمان بودهاند، ابزارهای ساده و پرکاربردی داریم:
- قیدها: gleichzeitig, zur gleichen Zeit, währenddessen
- ساختار mit + Dativ
- حروف ربط: während
مثالها:
Ich habe Musik gehört, währenddessen habe ich gekocht.
Zur gleichen Zeit hat meine Schwester ferngesehen.
Mit einem Kaffee in der Hand las er die Zeitung.
(نشان میدهد نوشیدن قهوه و خواندن روزنامه همزمان است.)
während برای همزمانی
Mit während میتوانید یک عمل طولانیتر را زمینه کنید و عمل دیگر را روی آن سوار کنید.
Während ich in der Bibliothek lernte, telefonierte mein Freund mit mir.
اینجا هر دو رویداد در یک بازه زمانی هستند، ولی ممکن است یکی نقش اصلی و دیگری نقش فرعی در روایت داشته باشد. توالی اینجا مطرح نیست، بلکه همزمانی مهم است.
تمایز همزمانی و پشتسرهمبودن
اگر میخواهید آگاهانه نشان دهید دو کار «پشت سر هم» بوده، از قیدهایی مثل dann, danach, später استفاده کنید و از während / gleichzeitig پرهیز کنید.
مقایسه:
Ich machte Hausaufgaben, danach sah ich fern.
روشن است که اول تکلیف، بعد تلویزیون.
Ich machte Hausaufgaben, während mein Bruder fernsah.
هر دو همزمان در جریان هستند.
توالی رویدادها در آینده
در آینده نیز گاهی لازم است نشان دهید چه چیزی «قبل» از چیز دیگر انجام خواهد شد. در اینجا ترکیب Futur I و Futur II نقش دارد، اما برای سطح B2 کافی است ایدهی کلی را بشناسید و بتوانید از قیدهای زمانی هم کمک بگیرید.
Futur I برای خط اصلی آینده
برای «برنامه» و «پیشبینی» عادی آینده، Futur I و حال ساده هر دو به کار میروند. توالی بیشتر با قیدها واضح میشود تا با خود زمان.
Morgen werde ich zuerst einkaufen gehen, dann werde ich meine Freunde treffen.
یا با حال ساده:
Morgen gehe ich zuerst einkaufen, dann treffe ich meine Freunde.
قیدهای مهم برای آینده:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| morgen, übermorgen | فردا، پسفردا |
| nächste Woche | هفتهی بعد |
| bald | به زودی |
| später | بعداً |
| zuerst / dann / danach / am Ende | ابتدا، سپس، بعداً، در آخر |
Futur II برای «آیندهی کامل»
وقتی بخواهید بگویید تا یک زمان مشخص در آینده، کاری تمام شده خواهد بود، از Futur II استفاده میشود. این زمان برای بیان توالی آینده مهم است، زیرا نشان میدهد یک کار قبل از یک نقطهی دیگر در آینده انجام خواهد شد.
ساختار کلی:
Futur II:
$$
\text{werden} + Partizip II + \text{haben/sein}
$$
نشان میدهد که یک عمل تا یک زمان آینده کامل شده است.
مثال:
Bis morgen Abend werde ich den Bericht geschrieben haben.
اینجا: «نوشتن گزارش» قبل از نقطهی «فردا عصر» تمام شده خواهد بود.
برای توالی دو رویداد آینده:
Wenn du ankommst, werde ich das Essen schon vorbereitet haben.
«آمادهکردن غذا» قبل از «رسیدن تو» در آینده کامل شده است، بنابراین در Futur II میآید. «ankommst» نقطهی آینده است، «werde … vorbereitet haben» رویدادی است که تا آن زمان به پایان رسیده است.
مثال دیگر:
In zwei Jahren werde ich mein Studium abgeschlossen haben, und dann werde ich eine Arbeit suchen.
«Studium abgeschlossen haben» در Futur II قدیمیتر است.
«werde … suchen» در Futur I بعد از آن خواهد آمد.
در بسیاری از موقعیتها آلمانیزبانها به جای Futur II از حال ساده با قید زمانی استفاده میکنند، اما در زبان معیار B2 باید بتوانید Futur II را درک کنید و در متنهای رسمی یا کتبی مناسب به کار ببرید.
استفاده از حروف ربط زمانی برای توالی در آینده
همان حروف ربطی که در گذشته استفاده میکنید، در آینده هم کاربرد دارند. تفاوت در زمان افعال است، نه در خود حرف ربط.
nachdem / bevor در آینده
در گفتار روزمره برای آینده اغلب از حال ساده استفاده میشود و قیدها نقش مهمی دارند، اما ساختارهای دقیقتر هم ممکن هستند.
Bevor ich nach Deutschland fahre, werde ich einen Sprachkurs machen.
اینجا:
«Sprachkurs machen» قبل از «nach Deutschland fahren» انجام میشود، هر دو از نظر دستوری در زمان حال آمدهاند، ولی قیدها و معنای فعلها آینده را میرسانند.
یا با Futur I در هر دو بخش برای وضوح بیشتر:
Bevor ich nach Deutschland fahren werde, werde ich einen Sprachkurs machen.
در عمل نسخهی اول طبیعیتر است.
برای Futur II:
Nachdem ich meinen Abschluss gemacht haben werde, werde ich mich um eine Stelle bewerben.
این ساختار از نظر دستوری درست است، ولی در زبان روزمره اغلب پیچیده به نظر میرسد. معمولاً به صورت سادهتر هم گفته میشود:
Nachdem ich mein Studium abgeschlossen habe, werde ich mich um eine Stelle bewerben.
با این که زمان ظاهراً حال است، معنای جمله به آینده اشاره دارد و ترتیب را «منطقی» درک میکنیم: اول تحصیل، بعد کار.
توالی رویدادها در روایتهای طولانی
در سطح B2 معمولاً باید بتوانید یک «داستان» یا «گزارش» نسبتاً بلند را منظم تعریف کنید، چه در گذشته، چه در آیندهی فرضی یا در قالب برنامهریزی. برای این کار، چند نکته عملی مهم است:
تعیین «خط زمانی اصلی» و رویدادهای فرعی
هر متن خوب یک خط زمانی اصلی دارد و چند رویداد فرعی یا پسزمینهای. برای خواننده و شنونده مهم است بداند شما کدام را محور قرار دادهاید:
- برای خط اصلی، از یک زمان مشخص به طور یکنواخت استفاده کنید
مثلاً Präteritum در یک متن رسمی، یا Perfekt در روایت گفتاری. - برای رویدادهایی که قبل از این خط اصلی بودهاند، از Plusquamperfekt استفاده کنید.
- برای رویدادهایی که فقط پسزمینهاند ولی همزمان، از ساختارهایی مثل während, als, währenddessen بهره بگیرید.
نمونه کوتاه:
Zuerst arbeitete ich drei Jahre in meiner Heimatstadt.
Während dieser Zeit lernte ich viele nette Kollegen kennen.
Bevor ich nach Deutschland ging, hatte ich bereits einen Deutschkurs besucht.
In Deutschland fand ich schnell eine Wohnung, danach suchte ich eine passende Arbeitsstelle.
Schließlich bekam ich ein gutes Jobangebot.
در این مثال:
«arbeitete, lernte kennen, ging, fand, suchte, bekam» خط اصلی گذشته است.
«hatte … besucht» رویدادی قدیمیتر و قبل از رفتن به آلمان است که با Plusquamperfekt مشخص شده است.
قیدهایی مانند «zuerst, während dieser Zeit, bevor, danach, schließlich» توالی را روشن کردهاند.
نقش ساختارهای امکانی و حدسی در توالی
در سطح B2 گاهی از Futur I برای «حدس درباره گذشته» هم استفاده میشود، که نوعی توالی ذهنی ایجاد میکند.
Er wird schon zu Hause angekommen sein.
(احتمالاً تا حالا به خانه رسیده است.)
در توالی این گونه جملهها، توجه کنید که زمان واقعی رویداد ممکن است گذشته باشد، ولی گوینده از Futur I یا Futur II برای بیان «حدس» استفاده میکند. ترتیب در اینجا بیشتر معنایی است تا زمانی صِرف.
جمعبندی
برای توصیف توالی رویدادها در آلمانی، سه ستون اصلی دارید:
- انتخاب زمان درست
Perfekt / Präteritum برای خط اصلی گذشته، Plusquamperfekt برای «گذشتهی قبل از گذشته»، Futur I برای آینده، Futur II برای «آیندهی کامل». - قیدها و عبارتهای زمانی
Zuerst, dann, danach, später, vorher, gleichzeitig, währenddessen, schließlich و غیره، که ترتیب و همزمانی را شفاف میکنند. - حروف ربط زمانی
nachdem، bevor، als، während، wenn، که رابطهی دقیق دو رویداد را نشان میدهند.
اگر هنگام صحبت یا نوشتن، اول خط زمانی اصلی را در ذهن خود بکشید و بعد هر رویداد را نسبت به آن «قبل»، «بعد» یا «همزمان» مشخص کنید، انتخاب زمان فعل و قیدهای مناسب برای شما بسیار سادهتر خواهد شد.
Views: 4
KAHIBARO