4.4.4. ساختارهای جایگزین نقلقول
Table of Contents
مقدمه
در این فصل به این میپردازیم که در زبان آلمانی فقط به یک روش «نقلقول غیرمستقیم» انجام نمیشود. Konjunktiv I هسته استاندارد نقلقول غیرمستقیم است، اما در متون روزمره، صحبتهای عادی و حتی در بسیاری از متون نوشتهشده، ساختارهای دیگر هم به کار میروند که از نظر معنا، همان کار نقلقول را انجام میدهند، اما از نظر دستور، شکل متفاوتی دارند. تمرکز ما در این فصل روی همین ساختارهای «جایگزین» است، نه توضیح تکراری Konjunktiv I.
استفاده از زمان حال و گذشته ساده بهجای Konjunktiv I
در زبان گفتاری و حتی در بسیاری از متنهای روزمره، آلمانیها به جای استفاده از Konjunktiv I، به سادگی از همان صورتهای خبری فعل در زمان حال یا گذشته ساده استفاده میکنند، به ویژه وقتی جمله به اندازه کافی «شفاف» است و خواننده یا شنونده میفهمد که این جمله «گزارش گفته دیگری» است، نه نظر خود گوینده.
به ساختارهای زیر توجه کنید:
Er sagt, er ist krank.
او میگوید که او مریض است.
از نظر ساختار رسمی نقلقول غیرمستقیم انتظار داریم ببینیم:
Er sagt, er sei krank.
هر دو جمله از نظر محتوا یکسان هستند، اما جمله اول بدون Konjunktiv I است و در زبان روزمره بسیار رایجتر است. در اینجا فعل ist همان صورت خبری زمان حال است.
مثال با گذشته:
Sie erklärte, sie hatte keine Zeit.
او توضیح داد که وقت نداشت.
از نظر بسیار رسمی، میشد گفت:
Sie erklärte, sie habe keine Zeit.
اما در بسیاری از متنها، به ویژه روایتها و گزارشهای خبری نیمهرسمی، استفاده از زمان گذشته ساده یا Perfekt به جای Konjunktiv I کاملا پذیرفته شده است، اگرچه روزنامهنگاری سنتی هنوز Konjunktiv I را ترجیح میدهد.
قاعده مهم:
وقتی فعل در جمله نقلقول غیرمستقیم دقیقا همان شکل فعل در جمله اصلی است و هیچ ابهامی در منبع اطلاعات وجود ندارد، استفاده از Indikativ (زمانهای عادی) به جای Konjunktiv I، به ویژه در زبان گفتاری و متنهای غیررسمی، عادی و طبیعی است.
به طور خلاصه، به جای این که همیشه بگوییم:
Er sagt, er sei müde.
بسیاری از آلمانیها در مکالمه عادی میگویند:
Er sagt, er ist müde.
نکته ظریف این است که در متنهای خبری، Konjunktiv I کمک میکند که نویسنده «فاصله» خود را با گفته حفظ کند، اما در متنهای عادی این فاصله اهمیت کمتری دارد، بنابراین Indikativ کاملا کافی است.
استفاده از Konjunktiv II بهعنوان جایگزین
گاهی Konjunktiv I و صورتهای اخباری (Indikativ) از نظر شکل یکسان میشوند، به ویژه در اولشخص و سومشخص جمع. در این حالت، برای اینکه همچنان «غیرمستقیم بودن» و «عدم تایید قطعی» از طرف گوینده نشان داده شود، از Konjunktiv II استفاده میشود.
برای مثال، فعل kommen:
جدول مقایسهای:
| شخص | Indikativ Präsens | Konjunktiv I | Konjunktiv II |
|---|---|---|---|
| ich | ich komme | ich komme | ich käme |
| wir | wir kommen | wir kommen | wir kämen |
| sie (Pl.) | sie kommen | sie kommen | sie kämen |
میبینید که برای ich, wir و sie (جمع) صورت Konjunktiv I با Indikativ یکسان است، اما Konjunktiv II متفاوت است. در نقلقول غیرمستقیم، اگر نویسنده بخواهد حتما «حالت نقلقول» را نشان دهد و از سوءتفاهم جلوگیری کند، از Konjunktiv II کمک میگیرد:
Sie sagen, sie kämen später.
آنها میگویند که بعدتر میآیند.
اگر بگوییم:
Sie sagen, sie kommen später.
از نظر ساختاری ممکن است این سوال پیش بیاید که آیا این یک «حقیقتی است که راوی میپذیرد» یا فقط همان «گفته» است. استفاده از kämen به وضوح نشان میدهد که این فقط نقل گفتار است.
همین اتفاق برای فعل sein میافتد:
| شخص | Indikativ Präsens | Konjunktiv I | Konjunktiv II |
|---|---|---|---|
| wir | wir sind | wir seien | wir wären |
اینجا Konjunktiv I و Indikativ متفاوتاند، پس میتوانیم Konjunktiv I را بدون مشکل به کار ببریم:
Sie sagen, sie seien müde.
اما در زبان روزمره، بسیاری ترجیح میدهند Konjunktiv II را انتخاب کنند، مخصوصا زمانی که شائبه شک و تردید هم وجود دارد:
Sie sagen, sie wären müde.
آنها میگویند (یا ادعا میکنند) که خستهاند. / ظاهرا خستهاند.
در اینجا Konjunktiv II علاوه بر نشان دادن نقلقول، اغلب کمی «فاصله انتقادی» یا «شک» را هم منتقل میکند.
قاعده مهم:
وقتی Konjunktiv I شکل متمایزی از Indikativ ندارد، استفاده از Konjunktiv II به عنوان یک جایگزین شفافتر و گاهی مشکوکتر برای نقلقول غیرمستقیم، کاملا پذیرفته و پرکاربرد است.
به این ترتیب، Konjunktiv II در نقش یک ابزار دوگانه ظاهر میشود: هم نشان میدهد که راوی فقط در حال نقل یک گفته است، هم میتواند نشانهای از «ابهام، احتمال یا عدم پذیرش کامل» باشد.
نقلقول با عبارتهای حاوی «sollen» و «wollen»
یکی از ساختارهای بسیار مهم و کاربردی در گزارش غیرمستقیم، استفاده از افعال sollen و wollen است. این دو فعل کمک میکنند که راوی نشان دهد نسبت به صحت اطلاعات «بیطرف» است و فقط گزارشی را بازگو میکند، یا حتی نشان دهد که ادعای فرد ممکن است مشکوک یا اغراقآمیز باشد.
استفاده از «sollen» برای گزارش ادعاها و شنیدهها
فعل sollen در این کاربرد، معمولا به صورت زمان حال یا گذشته ساده میآید و معنی تقریبی «گفته میشود که...» یا «میگویند که...» میدهد.
Zum Beispiel:
Er soll sehr reich sein.
میگویند او خیلی ثروتمند است. / ظاهرا او خیلی ثروتمند است.
در این جمله، راوی نمیگوید «او ثروتمند است»، بلکه میگوید «شنیدهام / گفته میشود که او ثروتمند است». یعنی فاصله و عدم مسئولیت نسبت به صحت خبر را بیان میکند.
نمونههای دیگر:
Der Film soll sehr gut sein.
میگویند این فیلم خیلی خوب است.
Die Firma soll bald schließen.
میگویند شرکت به زودی تعطیل میشود.
اگر خبر مربوط به گذشته باشد، از Perfekt یا Präteritum sollen استفاده میشود:
Er soll gestern krank gewesen sein.
میگویند دیروز مریض بوده است.
Sie soll ihren Job verloren haben.
میگویند کارش را از دست داده است.
استفاده از «wollen» برای گزارش ادعای شخصی
فعل wollen در این کاربرد نشان میدهد که کسی «ادعا میکند» یا «خودش میگوید که» چیزی درست است، اما راوی ممکن است نسبت به این ادعا شک داشته باشد یا دستکم خودش آن را تأیید نمیکند.
Beispiele:
Er will den Mann gar nicht kennen.
او ادعا میکند که اصلا آن مرد را نمیشناسد.
Sie will nichts damit zu tun haben.
او ادعا میکند / میگوید که هیچ ربطی به این موضوع ندارد.
در اخبار:
Der Politiker will von den Zahlungen nichts gewusst haben.
سیاستمدار ادعا میکند از آن پرداختها هیچ اطلاعی نداشته است.
اینجا هم، راوی نمیگوید که «او مطمئنا اطلاعی نداشته»، بلکه فقط گزارش میدهد که «خود فرد چنین ادعایی دارد».
نکات کلیدی در استفاده از «sollen» و «wollen»:
- sollen در نقلقول:
معنی: «میگویند که...» یا «شنیده میشود که...»
نقش: نشان دادن گزارش غیرمستقیم و بیطرف. - wollen در نقلقول:
معنی: «ادعا میکند که...» یا «خودش میگوید که...»
نقش: نشان دادن ادعای شخصی که راوی آن را لزوما تأیید نمیکند.
این دو فعل، به ویژه در متون خبری، گزارشها، و همین طور در زبان گفتاری انتقادی، ابزارهای مهمی برای فاصلهگرفتن از اطلاعات و پرهیز از «مسئولیت مستقیم» نسبت به صحت آن هستند.
ساختارهای غیرشخصی مثل «es heißt» و «man sagt»
نوع دیگری از ساختارهای جایگزین برای نقلقول، استفاده از جملههای غیرشخصی است که فاعل مشخصی ندارند، اما نشان میدهند که اطلاعات از «منبع عمومی» یا «شایعه و شنیدهها» آمده است، نه از تجربه شخصی گوینده.
دو ساختار بسیار رایج:
- es heißt, ...
- man sagt, ...
«es heißt»
عبارت es heißt را میتوان تقریبا معادل «گفته میشود که...» یا «میگویند که...» دانست. بعد از آن معمولا جملهای با ساختار معمولی میآید:
Es heißt, die Mieten sollen noch weiter steigen.
گفته میشود که اجارهها قرار است باز هم بالا بروند.
Es heißt, er habe das Land bereits verlassen.
گفته میشود که او کشور را قبلا ترک کرده است.
در مثال دوم، ترکیب es heißt با Konjunktiv I (habe) آمده است، که حالت بسیار رسمی و «خبری» دارد.
«man sagt»
عبارت man sagt معمولا رنگ گفتاریتر دارد و کمی شخصیتر به نظر میرسد، انگار گوینده از شایعات یا حرفهای مردم صحبت میکند:
Man sagt, er ist sehr streng.
میگویند او خیلی سختگیر است.
Man sagt, in dieser Stadt findet man leicht Arbeit.
میگویند در این شهر بهراحتی کار پیدا میشود.
اگر راوی بخواهد اشاره کند که او هم این حرف را «فقط از دیگران شنیده» و خودش منبع مستقیم نیست، man sagt روش مناسبی است.
مقایسه معنایی:
| ساختار | معادل تقریبی در فارسی | سطح رسمیت |
|---|---|---|
| es heißt | گفته میشود که... | رسمیتر |
| man sagt | میگویند که... / مردم میگویند که... | محاورهایتر |
نکته مهم:
ساختارهای es heißt, ... و man sagt, ... برای نشان دادن این است که منبع خبر نامشخص یا عمومی است. گوینده با این کار، مسئولیت مستقیم صحت خبر را از خود برمیدارد و فقط «جو عمومی» یا «شایعات» را گزارش میکند.
این ساختارها را میتوان با sollen هم ترکیب کرد تا درجهٔ فاصله و عدم قطعیت را بیشتر کرد:
Es heißt, die Firma solle in Schwierigkeiten sein.
گفته میشود که شرکت دچار مشکلاتی است. (شنیدهها و گزارشها)
حذف بخشهای تکراری در نقلقول غیرمستقیم
در نقلقول غیرمستقیم، به ویژه در متنهای طولانی یا گزارشها، لازم نیست در هر جمله کل ساختار «او گفت که...» را تکرار کنیم. گاهی بخش «گفتن» فقط در جمله اول میآید و بقیه جملهها به طور ضمنی زیر همان فعل گزارش قرار میگیرند. این هم خود نوعی ساختار جایگزین است که متن را روانتر و طبیعیتر میکند.
به متن نمونه زیر توجه کنید:
Der Zeuge erklärte, er habe den Unfall genau beobachtet. Er sei sicher, dass der Fahrer zu schnell gefahren sei und dass er das rote Licht ignoriert habe.
در اینجا فعل erklärte فقط یک بار در جمله اول آمده است. جملههای بعدی همچنان نقلقول غیرمستقیم هستند، اما دیگر لازم نیست هر بار بگوییم: Der Zeuge erklärte, ...
گاهی حتی ضمیر فاعلی هم حذف میشود، چون از متن مشخص است:
Der Manager sagte, die Situation sei schwierig, aber nicht hoffnungslos. Außerdem wolle man neue Investoren finden und das Projekt weiterentwickeln.
در جمله دوم، در زبان گفتاری میتوان به صورت خلاصه حتی بخش اول را حذف کرد:
..., außerdem wolle man neue Investoren finden ...
در زبان گفتاری، حذف بیشتر و سادهسازی بیشتر رخ میدهد، مثلا:
Er meinte, er kommt später, hat aber keine Uhrzeit genannt.
او گفت بعدا میآید، اما ساعتی نگفت.
در اینجا جمله دوم دیگر صریحا Konjunktiv ندارد، ولی چون بلافاصله بعد از جمله گزارش قرار گرفته است، شنونده متوجه میشود که همچنان بخشی از گزارش گفتار است.
قاعده کاربردی:
در متنهای طولانیتر، بعد از این که یک بار فعل گزارش مانند sagen, erklären, meinen, berichten و غیره را آوردید، میتوانید در جملههای بعدی آن را حذف کنید و فقط با استفاده از Konjunktiv، ضمایر، یا پیوندهای منطقی نشان دهید که هنوز در حال ادامه «نقلقول غیرمستقیم» هستید.
این تکنیک به شما کمک میکند متنهایی بنویسید که هم از نظر دستوری صحیح باشند و هم از نظر سبک، روان و غیرتکراری به نظر برسند.
ترکیب ساختارهای مختلف در متون روزمره و خبری
در عمل، نویسندگان آلمانی معمولا فقط از یک نوع ساختار نقلقول استفاده نمیکنند. بسته به سطح رسمیت، نوع متن، و فاصلهای که میخواهند از محتوا بگیرند، چندین ساختار را با هم ترکیب میکنند.
برای نمونه، یک پاراگراف خبری را میتوان چنین ساخت:
Die Polizei teilte mit, der Verdächtige habe die Stadt bereits verlassen. Es heiße, er sei mit einem Komplizen unterwegs. Zeugen wollen den Mann in der Nähe des Bahnhofs gesehen haben. Ob er tatsächlich bewaffnet ist, sei jedoch unklar.
در همین متن چند ساختار جایگزین مختلف آمده است:
- teilte mit, ... habe/ sei
Konjunktiv I استاندارد در خبر رسمی - Es heiße, ...
ساختار غیرشخصی برای «گفته میشود که...» - Zeugen wollen ... gesehen haben.
استفاده از wollen برای نشان دادن اینکه این «ادعای شاهدان» است - sei jedoch unklar
بازگشت به Konjunktiv I برای فاصلهگرفتن از قضاوت
اگر همین محتوا را یک فرد در گفتوگوی روزمره بگوید، ممکن است بیشتر از Indikativ استفاده کند و ساختارها را بسیار سادهتر کند:
Die Polizei sagt, der Verdächtige ist schon weg. Man sagt, er ist mit jemandem zusammen unterwegs. Zeugen sagen, sie haben ihn am Bahnhof gesehen. Aber ob er wirklich bewaffnet ist, ist noch unklar.
این مثال نشان میدهد که:
در متون رسمی و بهویژه خبری، ترکیب Konjunktiv I، sollen، wollen، es heißt بسیار پرکاربرد است.
در زبان محاورهای و نیمهرسمی، ترکیب Indikativ، man sagt، sollen و افعال ساده مثل sagen, meinen, behaupten رایجتر است.
برای شما به عنوان زبانآموز سطح B2، مهم است که:
درک کنید چرا و چگونه این ساختارها جایگزین Konjunktiv I میشوند.
بتوانید در متنهای خود، با توجه به سطح رسمیت، بین این گزینهها انتخاب کنید.
تشخیص دهید که هر ساختار چه مقدار «فاصله» یا «تردید» یا «بیطرفی» را منتقل میکند.
Views: 4
KAHIBARO