4.4.3. نقل پرسشها و درخواستها
Table of Contents
مقدمه
در این بخش میبینید که چگونه پرسشها و درخواستها را به شکل غیرمستقیم در آلمانی نقل کنیم. پایه کار همان Konjunktiv I است، اما ساختار جمله و واژههای پرسشی کمی تغییر میکند. نکته مهم این است که در نقل پرسش و درخواست، دیگر پرسش مستقیم نمیسازیم، بلکه جملهای خبری میسازیم که محتوای پرسش یا درخواست را «گزارش» میکند.
نقل پرسشهای بله/خیر
پرسشهای بله/خیر آنهایی هستند که در آلمانی معمولا با فعل در جایگاه اول میآیند و میتوان با «بله» یا «خیر» پاسخشان داد، مانند:
Ist er zu Hause?
Kommt sie morgen?
وقتی این نوع پرسش را به طور غیرمستقیم نقل میکنید، از Konjunktiv I استفاده میشود، اما مهمتر از آن، استفاده از «ob» است. جمله دیگر ساختار پرسشی ندارد، بلکه ساختار خبری دارد.
الگوی پایه چنین است:
الگو برای پرسش بله/خیر غیرمستقیم:
$$(گزارشگر) + فعل گفتن/پرسیدن + ,\ ob + فاعل + فعل\ در\ پایان\ جمله\ (Konjunktiv\ I\ در\ زبان\ رسمی)$$
مثال:
Er fragt: „Bist du müde?”
Er fragt, ob ich müde sei. (رسمی)
Er fragt, ob ich müde bin. (در گفتار معمول، اغلب به جای Konjunktiv I از نقلِ واقعی استفاده میشود)
یک نمونه دیگر:
Sie fragte: „Kommt er heute?”
Sie fragte, ob er heute komme.
یا در زبان رایج: Sie fragte, ob er heute kommt.
به چند نکته دقت کنید. اول اینکه بعد از «ob» ترتیب جمله مثل جمله خبری عادی است، یعنی فاعل در ابتدا و فعل صرفشده در پایان جمله میآید. دوم اینکه نشانه پرسش «?» از بین میرود، چون از لحاظ نحوی با یک جمله خبری طرف هستیم. سوم اینکه Konjunktiv I بیشتر در متنهای رسمی و نوشتاری به کار میرود، اما در گفتار هر روزه، بسیاری از آلمانیزبانان در این موقعیت از زمان حال اخباری استفاده میکنند.
نقل پرسشهای دارای کلمه پرسشی
اگر پرسش با یک کلمه پرسشی مثل wer، was، wann، wo، warum، wie، welche و مانند آن آغاز شود، همان کلمه پرسشی در نقل غیرمستقیم حفظ میشود، اما ساختار باقی جمله تغییر میکند. دیگر فعل در جایگاه دوم میآید و به انتهای جمله میرود.
الگوی کلی به این شکل است:
الگو برای پرسش واژگانی غیرمستقیم:
$$(گزارشگر) + فعل گفتن/پرسیدن + ,\ + کلمه\ پرسشی + فاعل + فعل\ در\ پایان\ جمله\ (Konjunktiv\ I\ در\ زبان\ رسمی)$$
نمونهها را با هم ببینیم.
پرسش مستقیم:
„Wann kommt der Zug?”
پرسش غیرمستقیم:
Er fragt, wann der Zug komme.
(در گفتار: Er fragt, wann der Zug kommt.)
پرسش مستقیم:
„Wo wohnen Sie?”
پرسش غیرمستقیم با ساختار رسمی:
Er möchte wissen, wo ich wohne.
در این مثال از Konjunktiv I استفاده نشده است، چون «wohnen» در اول شخص مفرد و Konjunktiv I همان شکل زمان حال اخباری را دارد، اما ساختار همچنان غیرمستقیم است.
یا:
Sie fragt: „Wie heißt dein Freund?”
Sie fragt, wie mein Freund heiße.
اگر کلمه پرسشی نقش فاعل را دارد، مانند «wer», باز هم همان کلمه پرسشی در ابتدای بند میماند:
„Wer kommt heute?”
Er möchte wissen, wer heute komme.
در هر حالت، نکته مشابه این است که بند پرسشی غیرمستقیم به صورت یک جمله وابسته با ساختار خبری نوشته میشود. علامت سؤال حذف میشود، اما از نظر معنا، همچنان پرسش است، فقط دیگر مستقیم خطاب به شنونده نیست.
نقل درخواستها و دستورها
درخواستها و دستورها در آلمانی اغلب با حالت امری یا با افعال وجهی مانند «können»، «müssen»، «sollen»، «dürfen» و همچنین با «bitten» بیان میشوند. وقتی چنین جملاتی را غیرمستقیم نقل میکنیم، به جای نگهداشتن حالت امری، از ساختارهایی مثل „jemanden bitten, etwas zu tun“ یا افعالی مانند sagen، auffordern، empfehlen، verlangen استفاده میکنیم.
الگوی رایج این است:
الگوی معمول برای نقل درخواست:
$$فاعل + فعلِ گزارش (bitten, sagen, auffordern, etc.) + مفعول (در صورت نیاز) + ,\ + zu\text{-}Infinitiv$$
نمونهها:
مستقیم:
Er sagt zu mir: „Komm morgen früher!”
غیرمستقیم:
Er sagt mir, ich solle morgen früher kommen. (رسمی، با Konjunktiv II)
یا: Er bittet mich, morgen früher zu kommen. (ساختار بسیار رایج)
در بسیاری از متون، به جای Konjunktiv I برای بیان دستور و درخواست، از Konjunktiv II یا ساختار «zu + Infinitiv» استفاده میشود که هم طبیعیتر است و هم از لحاظ معنایی روشنتر. تمرکز این بخش، روی شکل غیرمستقیم است، نه لزوما روی Konjunktiv I به شکل صرفی آن.
مثالهای دیگر:
مستقیم:
„Bitte warten Sie hier.”
غیرمستقیم:
Er bittet mich, hier zu warten.
مستقیم:
„Öffnen Sie das Fenster!”
غیرمستقیم:
Der Lehrer fordert ihn auf, das Fenster zu öffnen.
اگر بخواهید فعل امری را کمی رسمیتر نقل کنید، میتوانید از «sollen» استفاده کنید:
Der Chef: „Schicken Sie mir die E-Mail noch heute.”
Indirekt: Der Chef sagt, ich solle ihm die E-Mail noch heute schicken.
در اینجا «solle» از نظر صرفی Konjunktiv II است، اما در عمل به عنوان شکل مودبانه و غیرمستقیمِ دستور استفاده میشود. مهم در سطوح پیشرفته این است که درک کنید برای نقل درخواست و دستور، آلمانی به جای آوردن جمله امری داخل کوتیشن، معمولا به سمت ساختارهای مصدر با «zu» و افعال گزارشدهنده میرود.
نمونهای که هم پرسش و هم نوعی درخواست را در خود دارد:
مستقیم:
„Können Sie mir bitte helfen?”
غیرمستقیم:
Er fragt, ob ich ihm bitte helfen könne.
یا طبیعیتر و کوتاهتر:
Er bittet mich, ihm zu helfen.
در عمل، در متون روزمره B2 شما بیشتر شکل دوم، یعنی ساختار «jemanden bitten, etwas zu tun» را خواهید دید.
نکتههای کاربردی در زبان رسمی و غیررسمی
در زبان رسمی نوشتاری، به خصوص در گزارشهای خبری، متنهای دانشگاهی یا اداری، ترکیب Konjunktiv I + ساختار پرسش غیرمستقیم بسیار پرکاربرد است. رسانهها در آلمانی از این شیوه برای فاصله گرفتن از مسئولیت خبر استفاده میکنند. برای مثال:
Die Polizei fragt, ob jemand etwas gesehen habe.
Der Sprecher wollte wissen, warum der Vertrag nicht unterschrieben worden sei.
در این نمونهها، Konjunktiv I «habe» و «sei» به شکل روشن نشان میدهد که گوینده فقط اطلاعاتی را که دیگری گفته، نقل میکند و آن را تأیید نمیکند.
با این حال، در زبان گفتاری روزمره، مخصوصا در مکالمات غیررسمی، اغلب Konjunktiv I با زمان حال اخباری جایگزین میشود، اما ساختار غیرمستقیم حفظ میشود:
Ich frag ihn, ob er morgen Zeit hat.
Sie möchte wissen, wann du kommst.
در این سطح از زبان، آنچه مهم است، توانایی تشخیص و ساخت چنین جملاتی است. برای یک فارسیزبان، دو خطر رایج وجود دارد. یکی اینکه پرسش مستقیم را بعد از فعل «پرسیدن» حفظ کند، مثلا بگوید:
Er fragt: „ob er kommt?”
که هم از نظر نشانهگذاری و هم از نظر ساختار اشتباه است. باید گفت:
Er fragt, ob er kommt.
خطر دوم این است که به صورت تحت اللفظی از فارسی ترجمه کند و ساختار وضعیت پرسشی را حفظ کند، مانند اینکه بخواهد جملهای با فعل در جایگاه اول بسازد. در آلمانی، وقتی پرسش را غیرمستقیم میکنیم، دیگر فعل در جایگاه اول نمیآید.
در نتیجه، هنگام خواندن متنهای سطح B2، کافی است در ذهن خود چند پرسش ساده بکنید. اگر دیدید بعد از فعلهایی مانند fragen، wissen wollen، sich erkundigen، ob، wann، warum و مانند آن آمده است، امکان زیاد دارد که با یک پرسش غیرمستقیم روبهرو هستید. در مورد درخواست و دستور هم اگر افعالی مانند bitten، auffordern، empfehlen، raten، verlangen را دیدید و بعد از آنها مصدر با «zu» آمد، به احتمال بسیار زیاد محتوای یک دستور یا خواهش مستقیم دارد غیرمستقیم نقل میشود.
با آگاهی از این الگوها، خواندن متنهای خبری، گزارشهای مکتوب و متون رسمی آلمانی بسیار راحتتر خواهد شد و میتوانید خودتان نیز با اطمینان پرسشها و درخواستها را به صورت غیرمستقیم بیان کنید.
Views: 4
KAHIBARO