4.7.5. درک متنهای تخصصی
Table of Contents
مقدمه
درک متنهای تخصصی آلمانی در سطح B2 یعنی بتوانید متنهایی را بخوانید که برای عموم نوشته نشدهاند، بلکه برای حوزهای مشخص مانند پزشکی، مهندسی، اقتصاد، IT، یا علوم اجتماعی تهیه شدهاند. در این فصل تمرکز روی مهارت خواندن است، نه روی یادگیری محتوای علمی. هدف این است که یاد بگیرید حتی وقتی همه واژهها را نمیدانید، باز هم بتوانید متن را بفهمید، ساختار آن را تحلیل کنید و اطلاعات لازم را بیرون بکشید.
ویژگیهای متنهای تخصصی آلمانی
متنهای تخصصی چند ویژگی مشترک دارند. معمولا جملات طولانیتر از متنهای روزمرهاند، از اسامی مرکب طولانی استفاده میکنند، و ساختار جمله بیشتر اسمی است تا فعلی. به این معنی که به جای استفاده از افعال ساده، زیاد از اسمهای مشتق از فعل استفاده میشود. برای نمونه، به جای این که بنویسند:
"Wir analysieren die Daten.", ممکن است بنویسند:
"Die Analyse der Daten zeigt, dass …"
این تغییر از فعل به اسم خواندن را برای زبانآموز سختتر میکند، چون باید ساختارهای اسمی را تشخیص دهید. همچنین، در متنهای تخصصی استفاده از مجهول، ساختارهای موصولی و حروف ربط پیچیده مثل "während", "indem", "seitdem" بسیار رایج است. بخش مهمی از موفقیت شما این است که بتوانید این الگوها را تشخیص دهید، نه این که هر واژه را جداگانه ترجمه کنید.
شناسایی نوع متن و هدف نویسنده
قدم اول برای درک یک متن تخصصی، تشخیص این است که دقیقا با چه نوع متنی روبهرو هستید. ممکن است متن یک گزارش پژوهشی، بخش از یک کتاب درسی، یک مقاله خبری علمی برای عموم، بروشور فنی یک دستگاه یا راهنمای استفاده از نرمافزار باشد. هر کدام ساختار و هدف متفاوتی دارند.
معمولا میتوانید از روی عنوان، زیرعنوان، منبع و ساختار، نوع متن را تشخیص دهید. مثلا متنهای پژوهشی کلاسیک اغلب بخشهایی مانند "Einleitung", "Methode", "Ergebnisse", "Diskussion" دارند. متنهای خبری علمی غالبا با یک خلاصه جذاب شروع میشوند و بعد توضیح میدهند که یک کشف یا نوآوری چه اثری روی زندگی روزمره دارد. بروشور فنی بیشتر بر دستورالعمل و هشدار تمرکز دارد و جملات زیادی با فعل امری یا ساختارهای غیرشخصی دارد، مانند: "Es ist zu beachten, dass …" یا "Die Installation darf nur von Fachpersonal durchgeführt werden."
وقتی هدف نویسنده را حدس بزنید، میتوانید تصمیم بگیرید کدام بخش متن برای شما مهمتر است. مثلا اگر متن پژوهشی است، شاید بیشتر به نتایج و نتیجهگیری علاقهمند باشید، نه جزئیات روش آزمایش.
استراتژیهای پیشخواندن
قبل از این که متن را کلمه به کلمه بخوانید، یک مرحله مهم وجود دارد: پیشخواندن. این مرحله به شما کمک میکند مغز خود را برای موضوع آماده کنید و حدسی کلی درباره ساختار و محتوای متن داشته باشید.
در پیشخواندن، ابتدا به عنوان و زیرعنوان نگاه کنید. عنوان معمولا موضوع اصلی و زاویه نگاه نویسنده را نشان میدهد. سپس به تیترهای داخلی، نمودارها، جداول، عکسها و کپشنها نگاه کنید. اگر متن بخشبندی شده است، نام بخشها را سریع مرور کنید تا مسیر کلی متن را بفهمید.
قدم بعدی، خواندن سریع جملههای اول و آخر پاراگرافها است. در بسیاری از متنهای تخصصی، جمله اول پاراگراف موضوع اصلی آن پاراگراف را معرفی میکند و جمله آخر نوعی جمعبندی یا نتیجه جزئی است. با این روش، قبل از ورود به جزئیات، یک نقشه ذهنی از متن میسازید.
میتوانید در حاشیه متن، کنار هر پاراگراف یک یا دو کلمه فارسی یا آلمانی بنویسید که به شما یادآوری کند آن بخش درباره چیست، مانند "Problem", "Lösung", "Beispiel", "Definition". این کار درک کلی را آسان میکند.
قانون مهم:
هیچوقت در اولین خوانش، متن را کلمه به کلمه ترجمه نکنید.
اول یک تصویر کلی بسازید، بعد به سراغ جزئیات بروید.
واژهخوانی در برابر درک کلی
یکی از بزرگترین اشتباهها در خواندن متن تخصصی این است که خواننده روی هر واژه جدید مکث میکند و متن را مانند یک فهرست لغت میبیند. این روش زمان زیادی میگیرد و باعث میشود ارتباط بین جملهها را از دست بدهید. درک متن نه از طریق ترجمه جداگانه واژهها، بلکه از طریق فهمیدن رابطه آنها در جمله و پاراگراف شکل میگیرد.
در سطح B2 انتظار میرود بتوانید حتی با وجود واژههای ناشناخته، 70 تا 80 درصد متن را بفهمید. برای رسیدن به این هدف، باید بین دو نوع خواندن تفاوت بگذارید: خواندن برای معنی کلی و خواندن برای جزئیات.
وقتی برای معنی کلی میخوانید، فقط روی نکات اصلی تمرکز کنید. واژههایی که به نظر میرسد برای معنی اصلی ضروری نیستند را موقتا نادیده بگیرید. بعد اگر لازم شد، در خواندن دوم برای جزئیات، سراغ آنها بروید. اگر سعی کنید در همان خواندن اول همه واژهها را بفهمید، سرعت شما آنقدر کم میشود که رشته فکری متن را گم میکنید.
حدسزدن معنی واژهها از متن
در متنهای تخصصی همیشه با واژههای جدید روبهرو میشوید. لازم نیست همه آنها را در دیکشنری پیدا کنید، بلکه اغلب میتوانید معنی تقریبی را از بافت حدس بزنید. برای این کار چند منبع اطلاعات دارید: ساختار جمله، واژههای همخانواده، پیشوند و پسوندها، مثالها و توضیحها داخل همان متن.
مثلا اگر در متنی درباره انرژی با جمله زیر روبهرو شوید:
"Photovoltaikanlagen wandeln Sonnenlicht direkt in elektrische Energie um."
حتی اگر واژه "Photovoltaikanlagen" را نشناسید، از فعل "umwandeln" و کلمه "Sonnenlicht" و "elektrische Energie" میتوانید بفهمید که این دستگاهها نور خورشید را به انرژی الکتریکی تبدیل میکنند. پس لازم نیست دقیقا بدانید معادل فنی فارسی چیست تا متن را بفهمید.
همچنین نویسندگان متنهای تخصصی اغلب برای واژههای تخصصی توضیح یا مثال میآورند. ساختارهایی مثل "das heißt", "also", "zum Beispiel", "nämlich" به شما کمک میکند حدس بزنید واژه جدید چه معنایی دارد. کافی است به جمله قبل و بعد توجه کنید و ببینید واژه ناشناخته با چه چیزهایی در ارتباط است.
در برخورد با اسمهای مرکب، میتوانید آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و از معانی آنها کمک بگیرید. در بخش بعدی این نکته را دقیقتر میبینید.
کار با اسمهای مرکب تخصصی
زبان آلمانی بهخصوص در متنهای علمی و فنی پر از اسمهای مرکب طولانی است. مثلا در متنهای مدیریتی یا اداری با کلمههایی مثل "Datenschutzgrundverordnung", "Qualitätsmanagementsystem", یا در پزشکی با "Herz-Kreislauf-Erkrankung" روبهرو میشوید. ظاهر این واژهها ترسناک است، اما اگر آنها را بشکنید، فهمیدنشان سادهتر میشود.
معمولا اسم مرکب از دو یا چند جزء تشکیل شده است که جزء آخر، هسته اصلی و نوع کلی واژه را نشان میدهد. اجزای قبلی نقش توضیحدهنده دارند و اطلاعات اضافی میدهند.
یک جدول ساده میتواند این ایده را روشن کند:
| واژه | اجزاء | نقش جزء آخر | معنی تقریبی |
|---|---|---|---|
| Herz-Kreislauf-Erkrankung | Herz + Kreislauf + Erkrankung | Erkrankung = نوع کلی: بیماری | بیماری قلب و گردش خون |
| Qualitätsmanagementsystem | Qualität + s + Management + System | System = نوع کلی: سیستم | سیستم مدیریت کیفیت |
| Datensicherungsprogramm | Daten + Sicherung + s + Programm | Programm = نوع کلی: برنامه | برنامهی پشتیبانگیری دادهها |
وقتی با اسم مرکب جدید روبهرو میشوید، سعی کنید آن را روی کاغذ یا در ذهن به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید. معنی هر بخش را اگر میدانید یادداشت کنید. حتی اگر همه اجزاء را درست نفهمید، با دانستن بخش آخر و یک جزء مهم، اغلب میتوانید حدس بزنید این واژه تقریبا به چه چیزی اشاره میکند. این حدس برای درک متن معمولا کافی است.
قاعده مهم برای اسمهای مرکب:
هسته واژه تقریبا همیشه آخرین جزء است.
اول ببین آخر واژه چیست، بعد به سراغ اجزای قبلی بروید.
توجه به ساختار جمله بهجای تکواژهها
در متنهای تخصصی، ساختار جمله نقشی کلیدی در انتقال اطلاعات دارد. اگر فقط روی واژهها تمرکز کنید، ممکن است نفهمید چه چیزی موضوع جمله است، چه چیزی تازهترین اطلاعات است و چه چیزی فقط مثال یا توضیح جنبی است. بهتر است هنگام خواندن، سوالهایی از خودتان بپرسید: فاعل جمله کیست یا چیست؟ فعل اصلی کجاست؟ مفعولها و قیدها کداماند؟
در زبان آلمانی، همان طور که میدانید، فعل صرفشده معمولا در جایگاه دوم قرار میگیرد، و در جملات وابسته به انتهای جمله میرود. در متنهای تخصصی این جملات وابسته طولانی و تو در تو زیاد دیده میشود. برای مثال:
"Die Studie, die von einem internationalen Forscherteam durchgeführt wurde, zeigt, dass regelmäßige Bewegung das Risiko für Herz-Kreislauf-Erkrankungen deutlich senkt."
برای فهمیدن این جمله، اول باید هسته جمله را پیدا کنید: "Die Studie … zeigt, dass …" بقیه بخشها مانند "die von einem internationalen Forscherteam durchgeführt wurde" فقط اطلاعات اضافی درباره "Studie" است. اگر آن قسمت را موقتا حذف کنید، جمله سادهتر میشود و ستون اصلی معنی را سریعتر میفهمید. بعد اگر لازم بود، به سراغ جزئیات برمیگردید.
این روش "حذف موقت بخشهای کماهمیت" در برخورد با جملات طولانی بسیار مفید است. هر وقت به جملهای خیلی پیچیده رسیدید، سعی کنید جمله را تا حد امکان به شکل ساده بازنویسی کنید، حتی به فارسی. مهم این است که ابتدا اسکلت جمله را بشناسید.
نشانههای متنی و سازماندهی اطلاعات
متنهای تخصصی معمولا به صورت منطقی سازماندهی میشوند و نویسنده برای هدایت خواننده از نشانههای متنی استفاده میکند. این نشانهها کلمهها و عبارتهایی هستند که به شما میگویند چه نوع اطلاعاتی در راه است: تعریف، مثال، نتیجه، مقایسه، علت یا پیامد. اگر این نشانهها را بشناسید، راحتتر میتوانید جریان استدلال را دنبال کنید.
برخی نشانههای رایج عبارتاند از:
| نقش | نشانهها | کارکرد در متن |
|---|---|---|
| معرفی موضوع جدید | "zunächst", "zuerst", "am Anfang" | شروع بخش جدید یا جنبه تازهای از موضوع |
| افزودن اطلاعات | "außerdem", "darüber hinaus", "zusätzlich" | افزودن نکته دیگر به همان خط فکری |
| مثال | "zum Beispiel", "etwa", "wie", "insbesondere" | ارائه نمونه برای توضیح یک مفهوم |
| نتیجهگیری | "also", "daher", "deshalb", "folglich", "somit" | نشان دادن نتیجه یا پیامد منطقی |
| تضاد | "aber", "jedoch", "allerdings", "im Gegensatz dazu" | مقایسه و بیان تفاوت یا محدودیت |
| علت | "weil", "da", "denn", "aufgrund" | توضیح دلیل و علت |
| تأکید | "besonders", "vor allem", "entscheidend ist" | برجسته کردن نکتههای کلیدی |
وقتی به این نشانهها حساس شوید، میتوانید قبل از خواندن ادامه جمله حدس بزنید چه نوع اطلاعاتی خواهد آمد. این کار تمرکز شما را بالا میبرد و کمک میکند بخشهای مهمتر را از جزئیات فرعی جدا کنید.
خواندن گزینشی و خواندن فشرده
بسته به هدف خود، باید نوع مناسب خواندن را انتخاب کنید. دو نوع اصلی خواندن برای متنهای تخصصی عبارتاند از خواندن گزینشی و خواندن فشرده.
خواندن گزینشی یا انتخابی زمانی است که فقط به دنبال نوع خاصی از اطلاعات هستید، مثلا تاریخها، اعداد، نتیجه یک تحقیق، یا پاسخ یک سوال مشخص. در این حالت لازم نیست هر جمله را دقیق بخوانید. فقط به بخشهایی نگاه میکنید که احتمالا اطلاعات هدف شما در آنهاست، مثل خلاصه، نتیجهگیری، بخش "Fazit" یا متن زیر نمودارها.
خواندن فشرده برعکس، زمانی است که باید جزئیات را هم بفهمید، برای مثال وقتی به یک متن برای ارائه، مقاله درسی یا پروژه دانشگاهی نیاز دارید. آن وقت متن را خط به خط میخوانید، ساختار جمله را تحلیل میکنید، واژههای کلیدی را یادداشت میکنید و شاید قسمتهایی را ترجمه یا بازنویسی میکنید.
خیلی مهم است که قبل از شروع، تصمیم بگیرید هدفتان چیست. اگر همیشه از اول تا آخر، هر متن تخصصی را فشرده بخوانید، زمان و انرژی زیادی از دست میدهید. اما اگر همیشه فقط گزینشی بخوانید، نمیتوانید مهارت درک عمیق را تقویت کنید. تعادل بین این دو روش ضروری است.
استفاده هوشمندانه از فرهنگ لغت
فرهنگ لغت ابزاری ضروری است، اما اگر بیبرنامه از آن استفاده کنید، تبدیل به مانع میشود. برای خواندن متنهای تخصصی چند اصل ساده میتواند کمک کند. اول، در اولین خوانش فقط واژههایی را در فرهنگ لغت نگاه کنید که احساس میکنید برای فهمیدن خط اصلی استدلال کاملا ضروریاند. اگر بعد از خواندن یک پاراگراف هنوز پیام اصلی را نمیفهمید، آن وقت میتوانید برخی واژههای کلیدی را جستجو کنید.
دوم، اگر با واژهای تخصصی روبهرو شدید که در متن چندبار تکرار میشود، ارزش دارد معنی دقیقش را پیدا کنید و حتی آن را همراه با یک مثال در دفتر واژگان خود بنویسید. واژههایی که فقط یکبار و در یک متن دیده میشوند، معمولا اولویت کمتری دارند، مگر این که برای علاقهمندی شخصی خودتان مهم باشند.
سوم، اگر امکانش را دارید از فرهنگهای آلمانی به آلمانی ساده یا از منابع آنلاین که توضیح و مثال آلمانی ارائه میدهند استفاده کنید. این کار باعث میشود زبان تخصصی را در خود زبان آلمانی یاد بگیرید و کمتر به ترجمه فارسی وابسته باشید.
قاعده پیشنهادی:
در هر صفحه متن تخصصی، حداکثر ۵ تا ۷ واژه را در اولین خواندن در فرهنگ لغت نگاه کنید. بقیه را با حدس از متن مدیریت کنید.
یادداشتبرداری و خلاصهنویسی
برای این که واقعا یک متن تخصصی را "درک" کنید، صرف خواندن کافی نیست. بهتر است بعد از خواندن، اطلاعات را دوباره با زبان خودتان سازماندهی کنید. دو ابزار مهم برای این کار یادداشتبرداری و خلاصهنویسی است.
هنگام خواندن، میتوانید ستونهایی در دفتر خود بکشید. در ستون اول واژهها یا عبارتهای کلیدی، در ستون دوم توضیح کوتاه آلمانی یا فارسی، و در ستون سوم یک مثال از همان متن یا مثالی ساختگی بنویسید. این کار به شما کمک میکند نه فقط معنی واژه را، بلکه نحوه استفاده آن را هم ببینید.
بعد از پایان خواندن هر بخش، سعی کنید در دو تا سه جمله به آلمانی توضیح دهید که این بخش درباره چه چیزی بود. نیاز نیست از واژههای پیچیده استفاده کنید، فقط پیام اصلی را با زبان ساده خودتان بیان کنید. این خلاصهنویسی فعال باعث میشود متن در حافظه بلندمدت شما ثبت شود و دفعه بعد هنگام خواندن متن مشابه، خیلی راحتتر پیش بروید.
اگر برای یک ارائه یا امتحان آماده میشوید، میتوانید در پایان یک متن تخصصی، یک نقشه ذهنی کوچک رسم کنید که در آن موضوع اصلی را در مرکز قرار دهید و شاخههایی برای "Problem", "Ursachen", "Lösungen", "Ergebnisse" و "Beispiele" از آن بیرون بیاید. این تکنیک ساختار اصلی متن را به شکل تصویری به شما نشان میدهد.
کار با نمودارها، جداول و شکلها
متنهای علمی و فنی اغلب همراه با نمودار، جدول، دیاگرام و تصویر هستند. بسیاری از زبانآموزان این بخشها را نادیده میگیرند، در حالی که اطلاعات مهمی در آنها قرار دارد و درک آنها گاها حتی آسانتر از متن نوشتاری است.
وقتی به نموداری برخورد میکنید، ابتدا عنوان نمودار، واحد اندازهگیری و توضیحات محور افقی و عمودی را بخوانید. سپس علامتها، رنگها و راهنمای نمودار را بررسی کنید. بعد از آن، قبل از خواندن توضیح متن، سعی کنید خودتان بگویید نمودار تقریبا چه چیزی را نشان میدهد: آیا روند افزایش است یا کاهش؟ آیا دو گروه با هم مقایسه شدهاند؟ آیا یک نقطه خاص بسیار بالاتر از بقیه است؟
در مورد جداول، به تیتر ستونها و ردیفها دقت کنید. بسیاری از سوالهای درک مطلب در آزمونها دقیقا به همین اطلاعات تکیه دارند. وقتی توضیح زیر نمودار یا جدول را میخوانید، معمولا نویسنده نکتههای اصلی را برای شما برجسته میکند. کلماتی مانند "insgesamt", "im Vergleich zu", "deutlich höher", "nur", "fast" نشان میدهند نویسنده میخواهد توجه شما را به چه چیزی جلب کند.
ترکیب اطلاعات بصری با متن نوشتاری باعث میشود تصویر کاملتری از موضوع داشته باشید و احتمال اشتباه در فهم نتایج یا روابط کاهش یابد.
مدیریت زمان و خستگی ذهنی
خواندن متن تخصصی در زبان خارجی بهطور طبیعی خستهکنندهتر از خواندن متون ساده است. اگر بدون برنامه و یکسره بخوانید، بعد از مدت کوتاهی تمرکز خود را از دست میدهید و سرعت فهم شما به شدت کم میشود. برای جلوگیری از این اتفاق، بهتر است زمان مطالعه خود را بخشبندی کنید.
مثلا میتوانید با بلوکهای ۲۵ تا ۳۰ دقیقهای کار کنید و بعد یک استراحت کوتاه پنج دقیقهای داشته باشید. در هر بلوک زمانی، یک هدف کوچک مشخص کنید، مثل خواندن دو پاراگراف و نوشتن یک خلاصه کوتاه، یا تحلیل یک صفحه همراه با زیرخط کشیدن واژههای کلیدی. وقتی هدف کوچک را به پایان رساندید، به خودتان اجازه استراحت بدهید.
همچنین بهتر است متنهای تخصصی را در زمانهایی بخوانید که ذهن شما سرحالتر است. برای بسیاری از افراد، صبح یا اوایل بعدازظهر بهتر از آخر شب است. اگر احساس میکنید سرعت شما ناگهان خیلی پایین آمده یا چند بار یک جمله را میخوانید و باز هم آن را نمیفهمید، معمولا نشانه خستگی است و وقت استراحت رسیده است، نه نشانه ضعف زبان شما.
جمعبندی
درک متنهای تخصصی آلمانی در سطح B2 بیشتر از آن که به دانستن تمام واژهها وابسته باشد، به استفاده از استراتژیهای مناسب خواندن، شناخت ساختارهای رایج علمی و مدیریت توجه و زمان مربوط است. با تمرکز روی تصویر کلی متن، استفاده هوشمندانه از فرهنگ لغت، تحلیل اسمهای مرکب، توجه به ساختار جمله و یادداشتبرداری فعال، میتوانید حتی متنهایی را که در ابتدا ترسناک به نظر میرسند، به تدریج به متون قابلفهم تبدیل کنید.
هدف این فصل آن است که هنگام مواجهه با متنهای تخصصی، از "ترس از واژههای بلند" و "نیاز به ترجمه خط به خط" عبور کنید و به جایی برسید که با اعتمادبهنفس، متن را به عنوان یک کلیت منطقی ببینید و اطلاعات مورد نیاز خود را از آن استخراج کنید.
Views: 2
KAHIBARO