1.5.1. اعضای خانواده
Table of Contents
واژگان پایه برای اعضای خانواده
در این فصل با واژههای بسیار پرکاربرد برای صحبت درباره خانواده در آلمانی آشنا میشوید. هدف این است که بتوانید خانواده خود را خیلی ساده معرفی کنید، بگویید چه کسی چه نسبتی با شما دارد و روابط اصلی خانوادگی را تشخیص دهید.
در آلمانی مثل فارسی، برای اعضای مختلف خانواده، واژههای جداگانه وجود دارد. از همان ابتدا هر اسم را همراه با حرف تعریف آن یاد بگیرید، چون جنسیت اسمها در آلمانی بسیار مهم است و در فصلهای بعدی دستور زبان بارها به آن نیاز خواهید داشت.
قانون مهم:
همیشه اسمهای آلمانی را همراه با حرف تعریف معین حفظ کنید:
der (مذکر)، die (مؤنث)، das (خنثی).
مثال:
der Vater، die Mutter، das Kind.
خانواده نزدیک
در آلمانی برای اشاره کلی به «خانواده» از واژه die Familie استفاده میشود.
جدول زیر برخی واژههای اصلی خانواده نزدیک را با ترجمه و جمع آنها نشان میدهد. جمعها را در این مرحله فقط مرور کنید، توضیح کامل «شکل جمع» در فصل جداگانهای خواهد آمد.
| آلمانی | معنی فارسی | جمع آلمانی | معنی جمع |
|---|---|---|---|
| die Familie | خانواده | die Familien | خانوادهها |
| der Vater | پدر | die Väter | پدرها |
| die Mutter | مادر | die Mütter | مادرها |
| die Eltern | پدر و مادر، والدین | فقط جمع است | والدین |
| der Sohn | پسر (فرزند پسر) | die Söhne | پسرها |
| die Tochter | دختر (فرزند دختر) | die Töchter | دخترها |
| das Kind | بچه، فرزند | die Kinder | بچهها، فرزندان |
| die Kinder | بچهها (جمع آماده) | — | — |
توجه کنید که die Eltern فقط به صورت جمع استفاده میشود و همیشه به معنی «پدر و مادر / والدین» است، مثل فارسی «والدین».
چند جمله نمونه ساده:
Ich habe zwei Kinder.
من دو تا بچه دارم.
Meine Eltern wohnen in Teheran.
والدین من در تهران زندگی میکنند.
Das ist meine Mutter.
این (خانم) مادر من است.
خواهر و برادر
برای بیان رابطه خواهر و برادر، آلمانی واژههای جداگانهای دارد و یک واژه کلی هم برای «خواهر و برادرها» وجود دارد.
| آلمانی | معنی فارسی | جمع آلمانی | معنی جمع |
|---|---|---|---|
| der Bruder | برادر | die Brüder | برادرها |
| die Schwester | خواهر | die Schwestern | خواهرها |
| die Geschwister | خواهر و برادرها | فقط جمع است | خواهر و برادرها |
واژه die Geschwister مانند die Eltern فقط به شکل جمع میآید و به معنی «خواهر و برادرها» است، بدون مشخص کردن تعداد یا جنس.
نمونهها:
Ich habe einen Bruder und eine Schwester.
من یک برادر و یک خواهر دارم.
Ich habe keine Geschwister.
من خواهر و برادر ندارم.
Das ist mein Bruder Ali.
این برادر من علی است.
پدربزرگ، مادربزرگ و نوهها
روابط نسلهای مختلف در خانواده نیز واژههای مخصوص به خود دارند.
| آلمانی | معنی فارسی | جمع آلمانی | معنی جمع |
|---|---|---|---|
| der Großvater | پدربزرگ / بابابزرگ | die Großväter | پدربزرگها |
| die Großmutter | مادربزرگ / مامانبزرگ | die Großmütter | مادربزرگها |
| die Großeltern | پدربزرگ و مادربزرگ | فقط جمع است | پدر و مادرِ پدر یا مادر |
| der Opa | بابابزرگ (صمیمی) | die Opas | بابابزرگها |
| die Oma | مامانبزرگ (صمیمی) | die Omas | مامانبزرگها |
| der Enkel | نوه (پسر) | die Enkel | نوههای پسر |
| die Enkelin | نوه (دختر) | die Enkelinnen | نوههای دختر |
| die Enkelkinder | نوهها (کلی) | فقط جمع است | همه نوهها |
واژههای Oma و Opa شکل دوستانه و روزمره هستند و در خانواده و بین اعضا زیاد استفاده میشوند.
نمونهها:
Meine Großeltern sind in Deutschland.
پدربزرگ و مادربزرگ من در آلمان هستند.
Das ist meine Oma. Sie heißt Fatemeh.
این مادربزرگ من است. اسمش فاطمه است.
Ich habe zwei Enkelkinder.
من دو تا نوه دارم.
عمو، دایی، عمه، خاله و فرزندان آنها
در فارسی برای خانواده پدر و مادر واژههای متفاوتی داریم، مثل عمو و دایی. در آلمانی این تفاوت وجود ندارد و فقط یک کلمه عمومی برای «عمو، دایی، شوهر عمه، شوهر خاله» داریم. همین طور برای «عمه، خاله، زن عمو، زن دایی» نیز فقط یک واژه کلی داریم.
| آلمانی | توضیح | معادلهای فارسی | جمع آلمانی |
|---|---|---|---|
| der Onkel | مردِ فامیل در نسل پدر و مادر | عمو، دایی، شوهر عمه، شوهر خاله | die Onkel |
| die Tante | زنِ فامیل در نسل پدر و مادر | عمه، خاله، زن عمو، زن دایی | die Tanten |
برای فرزندان آنها از واژههای زیر استفاده میشود:
| آلمانی | معنی فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| der Cousin | پسرعمو، پسرعمه، پسردایی، پسرخاله | خویشاوندِ همنسل (مذکر) |
| die Cousine | دخترعمو، دخترعمه، دختردایی، دخترخاله | خویشاوندِ همنسل (مؤنث) |
در گفتار روزمره تلفظ Cousin در آلمانی معمولاً شبیه «کوزَن» است، و Cousine تقریباً «کوزینِ».
نمونهها:
Mein Onkel wohnt in Berlin.
عموی / دایی من در برلین زندگی میکند.
Meine Tante ist Lehrerin.
عمه / خاله من معلم است.
Ich habe viele Cousins und Cousinen.
من پسر و دخترعمو / عمه / خاله / داییهای زیادی دارم.
همسر و روابط زناشویی
برای صحبت درباره ازدواج و همسر از چند واژه اصلی استفاده میشود. تفاوت شکل رسمی و روزمره را در حد شناخت اولیه بدانید.
| آلمانی | معنی فارسی | جنسیت |
|---|---|---|
| der Mann | مرد، شوهر | مذکر |
| die Frau | زن، همسر (زن) | مؤنث |
| der Ehemann | شوهر (رسمیتر) | مذکر |
| die Ehefrau | همسر (زن، رسمیتر) | مؤنث |
| das Ehepaar | زوج، زن و شوهر | خنثی |
در بسیاری از موقعیتهای روزمره، برای «شوهر» فقط میگویند mein Mann و برای «همسر (زن)» میگویند meine Frau.
نمونهها:
Das ist mein Mann.
این شوهر من است.
Das ist meine Frau.
این همسرم / خانم من است.
Wir sind ein Ehepaar.
ما یک زوج هستیم.
خانواده ناتنی و ازدواج مجدد
در زندگی مدرن، واژههایی برای خانوادههای ناتنی و فرزندان همسر جدید وجود دارد. در سطح A1 فقط شناخت اولیه لازم است.
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| der Stiefvater | ناپدری، شوهر مادر |
| die Stiefmutter | نامادری، زن پدر |
| der Stiefbruder | برادر ناتنی (از یک والد) |
| die Stiefschwester | خواهر ناتنی (از یک والد) |
همچنین برای «پدر و مادر همسر» و «عروس و داماد» واژههای زیر مهم هستند، چون در معرفی خانواده و مهمانیها زیاد شنیده میشوند:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| die Schwiegereltern | پدر و مادر همسر (خوَرشو) |
| der Schwiegervater | پدر همسر (پدرزن یا پدرشوهر) |
| die Schwiegermutter | مادر همسر (مادرزن یا مادرشوهر) |
| der Schwiegersohn | داماد (شوهرِ دختر) |
| die Schwiegertochter | عروس (زنِ پسر) |
در سطح ابتدایی لازم نیست همه این واژهها را فعالانه استفاده کنید، اما شنیدن و تشخیص آنها در متنها و شنیداریها مفید است.
پرسیدن و معرفی اعضای خانواده
برای صحبت کردن درباره اعضای خانواده از ساختارهای ساده زمان حال و ضمیرهای ملکی که در فصلهای بعدی یاد میگیرید استفاده میشود. در اینجا فقط چند الگوی بسیار ساده را میبینید تا بتوانید واژههای این فصل را در جمله قرار دهید.
نمونه پرسشها:
Wer ist das?
این کیست؟
Hast du Geschwister?
آیا خواهر و برادر داری؟
Haben Sie Kinder?
آیا فرزند دارید؟ (رسمی)
Wie viele Kinder haben Sie?
چند تا فرزند دارید؟
نمونه پاسخهای ساده:
Das ist mein Vater.
این پدر من است.
Das ist meine Schwester.
این خواهر من است.
Ich habe einen Bruder.
من یک برادر دارم.
Ich habe zwei Töchter.
من دو دختر دارم.
Ich habe keine Kinder.
من بچهای ندارم.
نکته مهم برای یادگیری:
وقتی واژههای این فصل را حفظ میکنید، همیشه سه چیز را با هم یاد بگیرید:
- حرف تعریف مناسب: der، die یا das
- شکل جمع اسم
- ترجمه فارسی و نسبت خانوادگی
این کار در فصلهای «جنسیت اسمها»، «حروف تعریف» و «شکل جمع» به شما کمک زیادی خواهد کرد.
در پایان این فصل، هدف شما این است که بتوانید در چند جمله کوتاه، خانواده خود را در آلمانی معرفی کنید، مثل این که بگویید: چند خواهر و برادر دارید، پدر و مادرتان چه کسانی هستند و آیا خودتان بچه دارید یا نه.
Views: 3
KAHIBARO