2.11.6. بیان تضاد
Table of Contents
مقدمه
در این بخش یاد میگیرید چگونه در آلمانی «تضاد» را بیان کنید، یعنی بگویید: «این درست است، اما آن یکی نه»، «با این حال…»، «اگرچه…» و مانند اینها. در سطح A2 هدف این است که بتوانید دو جمله را که محتوا یا نتیجه متفاوت دارند به هم وصل کنید و تضاد را واضح نشان دهید.
تفاوت تضاد با دلیل و نتیجه
تضاد را با «دلیل و نتیجه» اشتباه نگیرید. در جملات علّی شما معمولاً جواب «چرا؟» را میدهید، مثل «زیرا»، «چون». در تضاد، شما میگویید دو چیز همزمان درست هستند، اما با هم هماهنگ نیستند یا انتظار برعکس را داشتید.
برای مقایسه، به این مثال نگاه کنید:
او خسته است، چون زیاد کار کرده است.
در اینجا «زیاد کار کرده» دلیل خستگی است، نه تضاد.
اما:
او خسته است، با این حال به مهمانی میرود.
در اینجا «خسته بودن» و «به مهمانی رفتن» با هم در تضاد هستند، چون معمولاً وقتی خستهایم بیرون نمیرویم.
نکته کلیدی:
اگر میخواهید «علت» را بگویید، از حرفهایی مثل weil استفاده میکنید.
اگر میخواهید «برخلاف انتظار» را بگویید، از حرفهایی مثل aber، doch، trotzdem، obwohl کمک میگیرید.
تضاد با حروف ربط همپایه: aber و doch
سادهترین راه برای بیان تضاد استفاده از حروف ربط همپایه است. در سطح A2 مهمترین آنها aber و doch هستند. این حروف دو جمله را که هر دو ساختار اصلی دارند به هم وصل میکنند و فعل در جای دوم میماند.
جمله کلی به صورت زیر است:
$$
\text{Satz 1} + \text{aber / doch} + \text{Satz 2}
$$
در هر دو جمله، فعل در جای دوم قرار دارد، دقیقاً مثل یک جمله خبری ساده.
جدول مقایسه:
| حرف ربط | معنی تقریبی در فارسی | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| aber | اما، ولی، اما اینطور شد | تضاد معمولی، نسبتاً خنثی |
| doch | اما، با این حال، برعکس آنچه گفتی/انتظار داشتی | وقتی چیزی خلاف انتظار یا خلاف گفته قبلی را میگویید |
aber
aber رایجترین حرف ربط برای تضاد است و تقریباً همیشه میتوانید آن را به عنوان «اما» یا «ولی» ترجمه کنید.
مثالها:
Ich habe heute Zeit, aber ich bin müde.
امروز وقت دارم، اما خسته هستم.
Er ist sehr nett, aber er spricht wenig.
او خیلی مهربان است، اما کم حرف میزند.
Wir wohnen in der Stadt, aber wir haben ein Auto.
ما در شهر زندگی میکنیم، اما یک ماشین داریم.
ساختار فعل در این جملهها ساده است. در هر دو بخش، فعل بعد از فاعل (در جای دوم) میآید و aber این دو جمله کامل را به هم وصل میکند.
قاعده مهم:
در جملههای تضادی با aber، ترتیب کلمات در هر دو طرف مثل یک جمله عادی خبری است، یعنی:
فاعل + فعل صرف شده + بقیه جمله
doch در نقش تضاد
doch چند کاربرد دارد، ولی در سطح A2 شما بیشتر با کاربرد آن به عنوان حرف ربط تضادی آشنا میشوید. در این نقش، معنی آن نزدیک اما، با این حال، برعکس این است، و معمولاً وقتی استفاده میشود که یک «انتظار» یا «گفته قبلی» را خنثی میکنید.
مثالها:
Er sagt, er hat keine Zeit, doch er spielt jeden Abend Computer.
او میگوید وقت ندارد، اما هر شب کامپیوتر بازی میکند.
Das Wetter ist schlecht, doch wir machen einen Ausflug.
هوا بد است، اما ما به گردش میرویم.
Ich bin krank, doch ich gehe zur Arbeit.
من مریض هستم، اما سر کار میروم.
تفاوت ظریف با aber این است که در doch معمولاً روی «برخلاف انتظار» یا «خلاف چیزی که گفته شد» تأکید بیشتری وجود دارد. در مکالمه روزمره، در بیشتر موقعیتها اگر aber به جای doch بگویید هم قابل فهم و درست است.
تضاد با قید ربطی: trotzdem
نوع دیگر بیان تضاد این است که به جای حرف ربط، از یک قید ربطی استفاده کنید. در سطح A2 مهمترین قید تضادی برای شما trotzdem است که معنی آن «با این حال»، «با وجود این» است.
trotzdem خودش جملهها را به هم وصل نمیکند، بلکه جمله دوم را به طور مستقل شروع میکند. به همین دلیل، ساختار جمله کمی تغییر میکند، چون این قید در ابتدای جمله میآید و جایگاه جملهای را پر میکند که معمولاً برای فاعل است. در نتیجه، فعل باید بعد از trotzdem بیاید.
ساختار کلی:
$$
\text{Satz 1}. \ \text{trotzdem} + \text{Verb} + \text{Subjekt} + ...
$$
جدول ساختار:
| موقعیت | ترتیب |
|---|---|
| جمله ۱ | فاعل + فعل + ... |
| جمله ۲ با trotzdem | trotzdem + فعل صرف شده + فاعل + بقیه |
مثالها:
Es regnet. Trotzdem gehen wir spazieren.
باران میبارد. با این حال ما برای پیادهروی میرویم.
Ich bin müde. Trotzdem lerne ich Deutsch.
من خستهام. با این حال آلمانی میخوانم.
Sie hat wenig Geld. Trotzdem macht sie Urlaub.
او پول کمی دارد. با این حال تعطیلات میرود.
میتوانید این دو جمله را با نقطه، یا با نقطه ویرگول کنار هم بیاورید. در نوشتار غیررسمی بعضیها از ویرگول هم استفاده میکنند، اما برای یادگیری بهتر است آنها را به صورت دو جمله جدا ببینید.
قاعده مهم با trotzdem:
اگر trotzdem در ابتدای جمله بیاید، باید بلافاصله بعد از آن فعل صرفشده بیاید.
الگو:
trotzdem + Verb + Subjekt + ...
مقایسه سریع سه ساختار:
| ساختار | مثال آلمانی | ترجمه تقریبی فارسی |
|---|---|---|
| aber | Es regnet, aber wir gehen spazieren. | باران میبارد، اما ما پیادهروی میرویم. |
| doch | Es regnet, doch wir gehen spazieren. | باران میبارد، با این حال ما پیادهروی میرویم. |
| trotzdem | Es regnet. Trotzdem gehen wir spazieren. | باران میبارد. با این حال ما پیادهروی میرویم. |
تضاد با جملات وابسته: obwohl
در سطح A2 علاوه بر حروف ربط همپایه، با جملات وابسته هم کار میکنید. یکی از مهمترین حروف ربط برای بیان تضاد در جملات وابسته، obwohl است.
obwohl معنی «اگرچه»، «با این که» دارد و معمولاً جملهای را معرفی میکند که «شرط یا موقعیت غیرمنتظَر» را توضیح میدهد. نتیجه در جمله اصلی میآید.
ساختار کلی:
$$
\text{obwohl} + \text{S + ... + V}, \ \text{S + V + ...}
$$
یا:
$$
\text{S + V + ...}, \ \text{obwohl} + \text{S + ... + V}
$$
یعنی میتوانید جمله با obwohl را در ابتدا یا انتهای جمله بزرگ قرار دهید. در هر صورت، فعل در جمله با obwohl باید در پایان جمله بیاید، چون این جمله یک جمله وابسته است.
وقتی جمله با obwohl در ابتدا میآید
در این حالت، بعد از جمله وابسته و ویرگول، جمله اصلی میآید. چون جمله وابسته در ابتدا قرار گرفته است، جمله اصلی باید با فعل در جای دوم شروع شود. این به این معنی است که معمولا فاعل در جای بعد از فعل میآید.
ساختار:
obwohl + فاعل + ... + فعل صرفشده در آخر، فعل جمله اصلی + فاعل + ...
مثالها:
Obwohl ich müde bin, gehe ich ins Kino.
اگرچه خسته هستم، به سینما میروم.
Obwohl er kein Geld hat, kauft er ein neues Handy.
اگرچه پولی ندارد، یک گوشی جدید میخرد.
Obwohl es kalt ist, macht sie ein Picknick.
اگرچه هوا سرد است، او پیکنیک میکند.
در مثال اول، در جمله دوم «gehe ich ins Kino» فعل «gehe» در جای دوم است و «ich» بعد از آن میآید، چون جمله با «Obwohl ich müde bin» شروع شده و جایگاه اول را گرفته است.
وقتی جمله با obwohl در انتها میآید
در این حالت، جمله اصلی در ابتدا میآید و ساختاری مثل یک جمله خبری ساده دارد. بعد از ویرگول، جمله با obwohl میآید و فعل آن در آخر قرار میگیرد.
ساختار:
فاعل + فعل + ...، obwohl + فاعل + ... + فعل صرفشده
مثالها:
Ich gehe ins Kino, obwohl ich müde bin.
من به سینما میروم، اگرچه خسته هستم.
Er kauft ein neues Handy, obwohl er kein Geld hat.
او یک گوشی جدید میخرد، اگرچه پولی ندارد.
Sie macht ein Picknick, obwohl es kalt ist.
او پیکنیک میکند، اگرچه هوا سرد است.
هر دو ساختار از نظر معنا یکی هستند، فقط تأکید و ریتم جمله فرق میکند. در گفتار روزمره هر دو را زیاد میشنوید.
قاعده مهم با obwohl:
۱. جمله با obwohl همیشه جمله وابسته است و فعل صرف شده در پایان جمله میآید.
۲. اگر جمله با obwohl را در ابتدای جمله بزرگ بیاورید، در جمله اصلی بعد از ویرگول فعل باید در جای دوم باشد، یعنی معمولاً قبل از فاعل.
مقایسه aber، trotzdem و obwohl
این سه ابزار را میتوانید برای بیان تضاد به کار ببرید، اما ساختار و نقش هر کدام متفاوت است. برای اینکه تفاوت را بهتر ببینید، به یک مثال واحد نگاه کنیم.
وضعیت: «خسته هستم، اما به سینما میروم.»
۱. با aber:
Ich bin müde, aber ich gehe ins Kino.
ساختار ساده با دو جمله اصلی.
۲. با trotzdem:
Ich bin müde. Trotzdem gehe ich ins Kino.
دو جمله مستقل. در جمله دوم، trotzdem در ابتدا میآید و بعد از آن فعل میآید.
۳. با obwohl:
Obwohl ich müde bin, gehe ich ins Kino.
یا
Ich gehe ins Kino, obwohl ich müde bin.
یک جمله وابسته با obwohl و یک جمله اصلی.
جدول خلاصه:
| ابزار | نوع | جای فعل | مثال خلاصه |
|---|---|---|---|
| aber | حرف ربط همپایه | در هر دو جمله، فعل در جای دوم | Ich bin müde, aber ich gehe ins Kino. |
| trotzdem | قید ربطی | در جمله با trotzdem، فعل بلافاصله بعد از آن | Ich bin müde. Trotzdem gehe ich ins Kino. |
| obwohl | حرف ربط جمله وابسته | فعل در جمله obwohl در آخر میآید | Obwohl ich müde bin, gehe ich ins Kino. |
از نظر معنا، هر سه بیان تضاد میکنند، اما از نظر سبک و ساختار متفاوت هستند. در سطح A2 مهم است که این تفاوتهای ساختاری را بشناسید و به ویژه جای فعل را درست قرار دهید.
گسترش واژگان برای بیان تضاد
در کنار aber، doch، trotzdem، obwohl، کلمات و ساختارهای دیگری هم برای تضاد وجود دارد، اما در سطح A2 بهتر است خودتان را روی همین چند مورد متمرکز کنید تا آنها را به صورت خودکار و بدون فکر زیاد به کار ببرید.
چند عبارت مفید که میتوانید کمکم به کار ببرید:
در ابتدای جمله اصلی برای مقابل آنچه قبلاً گفته شده است:
Im Gegensatz dazu
برعکس این
Auf der einen Seite …, auf der anderen Seite …
از یک طرف …، از طرف دیگر …
این دو ساختار رسمیتر هستند و بیشتر در سطح بالاتر استفاده میشوند، اما آشنایی کلی با آنها بد نیست. فعلاً تمرکز اصلی شما باید روی aber، doch، trotzdem، obwohl باشد.
نکات کاربردی برای فارسیزبانان
چند اشتباه رایج فارسیزبانان در بیان تضاد در آلمانی را بشناسید تا از آنها پرهیز کنید.
یک، فراموش کردن جای فعل بعد از trotzdem. وقتی در فارسی میگوییم «با این حال من میروم»، طبیعی است که بعد از «با این حال» فاعل را بگوییم. ولی در آلمانی باید بگویید: «Trotzdem gehe ich», نه «Trotzdem ich gehe».
دو، آوردن فعل در وسط جمله با obwohl. چون در فارسی جملههایی مثل «اگرچه خستهام، میروم» ساختار ثابتی دارد، برخی زبانآموزان ناخودآگاه فعل را زودتر میآورند. اما در آلمانی همیشه باید در جمله obwohl فعل را به آخر ببرید: «obwohl ich müde bin»، نه «obwohl ich bin müde».
سه، استفاده کردن از aber به جای obwohl در جملات وابسته. اگر ساختار جمله را وابسته میسازید و فعل را به آخر میبرید، باید از obwohl استفاده کنید، نه از aber. جمله «*Aber ich müde bin, gehe ich ins Kino.» اشتباه است. یا باید بگویید: «Ich bin müde, aber ich gehe ins Kino.» یا «Obwohl ich müde bin, gehe ich ins Kino.»
چهار، استفاده از اماهای پشت سر هم. در فارسی گاهی میگوییم: «من خستهام، ولی با این حال میروم.» در آلمانی معمولاً یکی از این ابزارها کافی است. یا بگویید: «Ich bin müde, aber ich gehe ins Kino.» یا بگویید: «Ich bin müde. Trotzdem gehe ich ins Kino.» ترکیب «aber trotzdem» در یک جای واحد معمولاً لازم نیست و در سطح A2 بهتر است از آن پرهیز کنید.
خلاصه عملی برای استفاده روزمره:
برای شروع، این چهار الگو را خوب حفظ کنید و تمرین کنید:
۱. Ich bin müde, aber ich gehe ins Kino.
۲. Er hat keine Zeit, doch er hilft mir.
۳. Es regnet. Trotzdem gehen wir spazieren.
۴. Obwohl ich wenig Geld habe, mache ich Urlaub.
اگر بتوانید این چهار الگو را راحت و بدون فکر زیاد به کار ببرید، در مکالمات روزمره آلمانی به راحتی میتوانید تضاد را بیان کنید و جملههایتان طبیعیتر و کاملتر میشوند.
Views: 2
KAHIBARO