5.1.1. اصطلاحات دستوری آلمانی و فارسی
Table of Contents
هدف این فصل
در این فصل یک «واژهنامهٔ کوچک» از اصطلاحات دستوری آلمانی و معادلهای رایج فارسی آنها میسازیم. متن، مرجع سادهای برای زبانآموز سطح A1 تا B2 است، نه یک کتاب نظری پیچیده. روی اصطلاحاتی تمرکز میکنیم که در فصلهای مختلف این دوره زیاد به آنها ارجاع داده میشود.
هر اصطلاح را با شکل آلمانی، معادل فارسی و یک توضیح کوتاه میآوریم. وقتی لازم باشد نمونهٔ آلمانی بسیار ساده اضافه میشود تا فقط «نوع ساخت» را نشان دهد، نه اینکه همهٔ جزئیات آن در این فصل توضیح داده شود.
نکتهٔ مهم درباره معادلگذاری
گاهی برای یک اصطلاح آلمانی در فارسی چند ترجمه وجود دارد. در این دوره، برای یکدست ماندن، تا حد ممکن از یک معادل ثابت استفاده میکنیم و اگر معادل دیگری هم رایج باشد، آن را در پرانتز میآوریم.
قانون کلی در این دوره:
هر جا در فصلهای دیگر اصطلاح دستوری دیدید، شکل اصلی آلمانی آن را در پرانتز میآوریم، مثلا: «جملهٔ خبری (Aussagesatz)».
واحدهای پایهای جمله
در این بخش اصطلاحاتی را میبینید که برای صحبت کردن دربارهٔ ساخت جمله لازماند.
Satz / Nebensatz / Hauptsatz
| آلمانی | فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| der Satz | جمله | واحد کامل زبانی با فعل صرفشده |
| der Hauptsatz | جملهٔ پایه | جملهای که مستقل میتواند بیاید |
| der Nebensatz | جملهٔ وابسته | جملهای که به جملهٔ دیگر وابسته است |
مثال ساده:
«Ich lerne Deutsch, weil ich in Deutschland studieren möchte.»
جملهٔ اول Hauptsatz است، بخش «weil …» یک Nebensatz است.
Satzglied
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Satzglied | جزء جمله | بخشی از جمله که نمیتوان آن را بدون تغییر معنی آزادانه جابهجا کرد |
در این دوره گاهی به جای Satzglied میگوییم «جزء جمله» یا «عنصر جمله».
Satzart: Aussagesatz, Fragesatz, Aufforderungssatz
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| der Aussagesatz | جملهٔ خبری | برای بیان خبر یا نظر |
| der Fragesatz | جملهٔ پرسشی | برای پرسیدن سوال |
| der Aufforderungssatz | جملهٔ امری | برای دستور یا خواهش |
در فصلهای «پرسشها» و «حالت امری» این اصطلاحات زیاد بهکار میروند.
Wortart
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| die Wortart | نوع کلمه / مقولهٔ دستوری | دستهای که یک واژه به آن تعلق دارد، مثل اسم، فعل و … |
در فارسی اصطلاح «مقولهٔ دستوری» هم برای Wortart بهکار میرود، ولی در این دوره معمولا میگوییم «نوع کلمه».
اسم و وابستههای آن
Nomen / Substantiv
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Nomen / das Substantiv | اسم | نام انسان، مکان، شیء، مفهوم |
در آلمانی همیشه با حرف بزرگ شروع میشود، مثلا: «das Haus».
Genus (Maskulinum, Femininum, Neutrum)
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Genus | جنس دستوری | مذکر، مؤنث، خنثی در آلمانی |
| das Maskulinum | اسم مذکر | مثلا: der Tisch |
| das Femininum | اسم مؤنث | مثلا: die Lampe |
| das Neutrum | اسم خنثی | مثلا: das Buch |
در فارسی «جنس دستوری» نداریم، ولی در این دوره از عبارت «جنسیت اسم» هم استفاده میشود.
Numerus (Singular, Plural)
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| der Numerus | شمار | مفرد یا جمع بودن |
| der Singular | مفرد | یک چیز، مثل: das Kind |
| der Plural | جمع | چند چیز، مثل: die Kinder |
Artikel
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| der Artikel | حرف تعریف | واژهٔ کوتاهی که قبل از اسم میآید |
گونهها:
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| bestimmter Artikel | حرف تعریف معین | der, die, das |
| unbestimmter Artikel | حرف تعریف نامعین | ein, eine |
| Nullartikel | بدون حرف تعریف | وقتی اصلا حرف تعریفی نمیآید |
Kasus: Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv
| آلمانی | فارسی | توضیح تقریبی |
|---|---|---|
| der Kasus | حالت دستوری | تغییری که نقش اسم را نشان میدهد |
| der Nominativ | حالت فاعلی | معمولا برای فاعل جمله |
| der Akkusativ | حالت مفعولی مستقیم | معمولا مفعول مستقیم |
| der Dativ | حالت مفعولی غیرمستقیم | گیرنده یا ذینفع عمل |
| der Genitiv | حالت اضافی | برای مالکیت رسمیتر |
در فارسی برای مقایسه گاهی میگوییم «حالت فاعلی»، «حالت مفعولی» و «حالت اضافی»، اما دقیقا با فارسی یکی نیست.
در این دوره هر وقت «حالت آکوزاتیو» یا «حالت داتیو» میبینید، منظور همان Kasus مربوط به اسم، ضمیر یا عبارت اسمی است، نه ترجمهٔ تحتاللفظی «مفعول» یا «غیرمستقیم».
Deklination
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| die Deklination | صرف اسم / صرف وابستهها | تغییر شکل اسم، ضمیر، صفت و حرف تعریف بر اساس حالت، جنس و شمار |
در فارسی معمولا میگوییم «صرف اسم» یا «صرف صفت» و کمتر واژهٔ «دکلیناسیون» را به کار میبریم.
فعل و ساختهای مربوط به آن
Verb
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Verb | فعل | بیانکنندهٔ کار، حالت یا رویداد |
Infinitiv
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| der Infinitiv | مصدر | شکل پایهٔ فعل، مثل: machen, sein |
در فارسی برای مصدر علامت «ـن» داریم، ولی در آلمانی «مصدر با zu» ساخت جداگانهای است که در سطحهای بالاتر توضیح میشود.
Konjugation
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| die Konjugation | صرف فعل | تغییر شکل فعل بر اساس شخص، زمان و شمار |
مثلا: ich gehe, du gehst, er geht.
در فارسی هم میگوییم «صرف فعل» و هم از واژهٔ «کونیوگاسیون» استفاده میکنند، اما در این دوره فقط «صرف فعل» را به کار میبریم.
Person und Numerus beim Verb
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| die Person | شخص | اول، دوم، سوم |
| der Numerus | شمار | مفرد و جمع |
ترکیب رایج:
«1. Person Singular» = اول شخص مفرد = ich
«2. Person Plural» = دوم شخص جمع = ihr
Tempus
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Tempus | زمان دستوری | زمان فعل، مثل حال و گذشته |
زمانهای مهم در این دوره:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| Präsens | زمان حال |
| Perfekt | ماضی نقلی / گذشتهٔ نقلی |
| Präteritum | ماضی ساده / گذشتهٔ ساده |
| Plusquamperfekt | ماضی بعید |
| Futur I | آیندهٔ ساده |
| Futur II | آیندهٔ کامل |
در متنهای آموزشی ممکن است برای سادهسازی، فقط بگوییم «زمان حال» یا «گذشتهٔ کامل» و شکل آلمانی را در پرانتز بیاوریم.
Modus
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| der Modus | وجه فعل | حالت خبری، امری، فرضی و غیره |
وجههای مهم:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| der Indikativ | وجه اخباری (عادی) |
| der Imperativ | وجه امری |
| der Konjunktiv I | وجه التزامی نوع اول |
| der Konjunktiv II | وجه التزامی نوع دوم / شرطی، فرضی |
در این دوره برای Konjunktiv II بیشتر از عبارتهای «ساخت فرضی» یا «حالت شرطی» استفاده میشود.
Hilfsverb und Vollverb
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Hilfsverb | فعل کمکی | برای ساخت زمانها یا مجهول |
| das Vollverb | فعل اصلی | فعل با معنی مستقل در جمله |
افعال کمکی اصلی آلمانی: sein, haben, werden.
Modalverb
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Modalverb | فعل وجهی / فعل کمکی وجهی | فعلهایی مثل können, wollen, müssen که حالت عمل را نشان میدهند |
در فارسی هر دو عبارت «فعل وجهی» و «فعل کمکی وجهی» دیده میشود. در این دوره کوتاهتر میگوییم «فعل وجهی».
Trennbares / untrennbares Verb
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das trennbare Verb | فعل جداشدنی | فعلی با پیشوندی که در جمله جدا میشود |
| das untrennbare Verb | فعل جدانشدنی | فعل با پیشوندی که جدا نمیشود |
در فصل «افعال جداشدنی» این اصطلاحات به طور کاربردی توضیح داده شدهاند.
Reflexives Verb
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das reflexive Verb | فعل انعکاسی | فعلی همراه با ضمیر انعکاسی، مثل: sich waschen |
صفت، قید و ساختهای وابسته
Adjektiv
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Adjektiv | صفت | واژهای که اسم را توصیف میکند |
دو کاربرد مهم:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| attributives Adjektiv | صفت پیشین (قبل از اسم) |
| prädikatives Adjektiv | صفت در خبر جمله، معمولا بعد از sein/werden/bleiben |
در این دوره برای سادگی معمولا نمیگوییم «صفت پیشین»، بلکه میگوییم «صفتی که قبل از اسم میآید و صرف میشود».
Adverb
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Adverb | قید | واژهای که فعل، صفت یا جمله را توصیف میکند |
در فارسی هم همین اصطلاح «قید» بهکار میرود، مثلا قید زمان، قید مکان، قید حالت.
Steigerung
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| die Steigerung | مقایسه / تفضیلبندی | تغییر صفت برای مقایسه |
در آلمانی سه درجه داریم:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| Positiv | حالت پایهٔ صفت |
| Komparativ | صفت تفضیلی (تر) |
| Superlativ | صفت عالی (ترین) |
در فصل «صفت تفضیلی و عالی» این ساختها با جزئیات بررسی میشوند.
ضمایر گوناگون
Pronomen
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Pronomen | ضمیر | واژهای که به جای اسم میآید |
انواع پرکاربرد:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| Personalpronomen | ضمیر شخصی |
| Possessivpronomen | ضمیر ملکی |
| Reflexivpronomen | ضمیر انعکاسی |
| Demonstrativpronomen | ضمیر اشاره |
| Relativpronomen | ضمیر موصولی |
| Indefinitpronomen | ضمیر نامعین |
| Fragepronomen | ضمیر پرسشی |
در فارسی ممکن است ضمیر اشاره و صفت اشاره یا ضمیر ملکی و صفت ملکی با هم اشتباه شوند. در این دوره تلاش میکنیم هر جا لازم است توضیح دهیم که یک واژه «جای اسم» آمده یا «وابستهٔ اسم» است.
تفاوت مهم در این دوره:
«Possessivartikel» را وقتی به عنوان حرف تعریف ملکی قبل از اسم میآید، معمولا «حرف تعریف ملکی» مینامیم، ولی وقتی به تنهایی به جای اسم بیاید، «ضمیر ملکی» میگوییم.
حروف اضافه، ربط و دیگر واژههای پرکاربرد
Präposition
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| die Präposition | حرف اضافه | واژهای که قبل از اسم یا ضمیر میآید و حالت آن را مشخص میکند |
مثال: in, auf, mit, ohne.
ترکیبهای مهم:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| Präposition mit Dativ | حرف اضافه با حالت داتیو |
| Präposition mit Akkusativ | حرف اضافه با حالت آکوزاتیو |
| Wechselpräposition | حرف اضافه دوحالته |
Konjunktion
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| die Konjunktion | حرف ربط | واژهای که جملهها یا اجزای همارز را به هم وصل میکند |
دو گروه اصلی که در این دوره زیاد میبینید:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| nebenordnende Konjunktion | حرف ربط همپایه |
| unterordnende Konjunktion | حرف ربط وابستهساز |
مثالهای رایج: und, aber, oder, sondern, denn (همپایه) ، weil, dass, wenn, obwohl (وابستهساز).
Adverbialkonnektor / Konnektor
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| der Konnektor | رابط جمله / واژهٔ پیونددهنده | واژهای مانند trotzdem, deshalb که جملهها را از نظر معنایی وصل میکند |
اینها از نظر دستوری معمولا قید هستند، اما در متون آموزشی به آنها «رابط» هم گفته میشود.
Artikelwort / Determinativ
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Determinativ | گروه کلمات تعیینی | واژههایی که قبل از اسم میآیند و آن را مشخص میکنند |
در متون سادهتر این واژهها معمولا در یکی از گروههای «حرف تعریف»، «ضمیر ملکی»، «ضمیر اشاره» توضیح داده میشوند و کمتر از واژهٔ عمومی «Determinativ» استفاده میشود.
جمله، فعل و جایگاهها
Subjekt
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Subjekt | نهاد / فاعل | کسی یا چیزی که کار فعل را انجام میدهد یا حالتی را دارد |
در این دوره معمولا همان «فاعل» میگوییم، چون برای زبانآموز آشناتر است، ولی شکل آلمانی Subjekt هم آورده میشود.
Prädikat
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Prädikat | گزاره / گروه فعلی | جزء جمله که فعل صرفشده در آن قرار دارد |
در آلمانی Prädikat معمولا فقط «فعل صرفشده» یا «گروه فعلی» است، نه کل خبری که دربارهٔ فاعل میگوییم، اما در فارسی مفهوم سنتی «گزاره» کمی گستردهتر است. در این دوره تاکید میکنیم که در آلمانی، برای بحث جایگاه فعل، منظور از Prädikat معمولا همان «فعل صرفشده» است.
Objekt
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Objekt | مفعول | جزء جملهای که عمل فعل بر آن واقع میشود یا گیرندهٔ عمل است |
انواع پرکاربرد:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| Akkusativobjekt | مفعول آکوزاتیو |
| Dativobjekt | مفعول داتیو |
| Genitivobjekt | مفعول در حالت Genitiv (نسبتاً نادر) |
| Präpositionalobjekt | مفعول حرف اضافهای |
Ergänzung und Angabe
دو اصطلاحی که در دستور مدرن آلمانی بهکار میرود:
| آلمانی | فارسی | توضیح ساده |
|---|---|---|
| die Ergänzung | متمم اجباری | عنصری که فعل برای کامل شدن به آن نیاز دارد |
| die Angabe | قید اختیاری | عنصری که میتوان آن را حذف کرد و جمله باز هم «درست» است |
در این دوره بیشتر از واژهٔ معمول «قید» برای Angabe استفاده میکنیم و وارد بحث نظری تمایز Ergänzung / Angabe نمیشویم، فقط در سطح B1 و B2 گاهی از این اصطلاحات نام برده میشود.
Feldermodell: Vorfeld, Mittelfeld, Nachfeld
در دستور آلمانی مدرن، جمله را به چند «میدان» تقسیم میکنند. دانستن نام این میدانها برای توضیح جایگاه فعل و اجزای دیگر مفید است.
| آلمانی | فارسی | توضیح ساده |
|---|---|---|
| das Vorfeld | پیشمیدان | بخشی قبل از فعل صرفشده در جملهٔ خبری |
| das Mittelfeld | میانمیدان | بین فعل صرفشده و بخش پایانی |
| das Nachfeld | پسمیدان | بعد از بخش پایانی جمله |
در سطح A1 و A2 معمولا فقط میگوییم «جایگاه اول»، «جایگاه دوم»، «پایان جمله». در سطحهای بالاتر ممکن است لفظ «Vorfeld» و «Mittelfeld» هم دیده شود، اما همیشه همراه با مثال و توضیح ساده.
قاعدهٔ بسیار مهم که در کل دوره تکرار میشود:
در جملهٔ خبری اصلی آلمانی، فعل صرفشده در جایگاه دوم میآید، حتی اگر جمله با قید، مفعول یا عبارت دیگری شروع شود.
جملات وابسته و ساختهای خاص
Relativsatz
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| der Relativsatz | جملهٔ موصولی | جملهٔ وابستهای که اسم را توضیح میدهد و با ضمیر موصولی شروع میشود |
مثال: «Der Mann, der dort steht, ist mein Lehrer.»
Temporalsatz, Kausalsatz, Konditionalsatz, Konzessivsatz
اینها نام انواع جملات وابسته بر اساس نقش معناییاند:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| der Temporalsatz | جملهٔ زمانی |
| der Kausalsatz | جملهٔ علّی (بیان علت) |
| der Konditionalsatz | جملهٔ شرطی |
| der Konzessivsatz | جملهٔ امتیازی / تضادی (با وجود اینکه) |
در فصل «ساختار جملات پیچیده» این دستهها با مثال توضیح داده میشوند.
indirekte Rede
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| die indirekte Rede | نقلقول غیرمستقیم | بازگویی گفتهٔ دیگران بدون نقل مستقیم کلمهبهکلمه |
در سطح B2 این ساخت با Konjunktiv I و ساختهای جایگزین بررسی میشود.
Passiv
| آلمانی | فارسی | توضیح |
|---|---|---|
| das Passiv | حالت مجهول | ساختی که تمرکز را از فاعل انجامدهنده به مفعول یا رویداد منتقل میکند |
دو نوع مهم:
| آلمانی | فارسی |
|---|---|
| Vorgangspassiv | مجهول فرایندی (تمرکز بر خود عمل) |
| Zustandspassiv | مجهول حالتی (تمرکز بر نتیجهٔ عمل) |
تفاوتها و نکات مقایسهای آلمانی و فارسی
در طول دوره، مرتب اصطلاحاتی دربارهٔ تفاوتهای ساختی دو زبان به کار میبریم. اینجا مهمترینشان را جمعبندی میکنیم، ولی توضیح کامل در فصلهای مربوطه آمده است.
موضع فعل
در فارسی معمولا فعل در آخر جمله میآید، در حالی که در آلمانی جای فعل وابسته به نوع جمله است. برای اشاره به این تفاوت، از اصطلاحاتی مثل «زبان با ساخت SOV» (فاعل، مفعول، فعل) برای فارسی و «V2-Sprache» (زبان با فعل در جای دوم) برای آلمانی استفاده میشود. در خود متن فارسی دوره، معمولا همین مفهوم را با عبارت «جایگاه فعل در آلمانی» بیان میکنیم و اصطلاح فنی آلمانی را فقط گاهی در پرانتز میآوریم.
حروف تعریف و جنسیت
در فارسی مفهوم «حرف تعریف» نداریم و اسمها جنس دستوری ندارند. برای توضیح این تفاوت از عبارتهایی مثل «جنسیت اسمها در آلمانی» و «لزوم حفظکردن der/die/das همراه با اسم» استفاده میکنیم. در توضیح علمیتر ممکن است از دو واژهٔ «Genus» (جنس دستوری) و «Sexus» (جنس طبیعی) هم نام ببریم، اما در این دوره بیشتر روی Genus تمرکز میشود.
ساخت موصولی
در فارسی جملهٔ موصولی اغلب با «که» ساخته میشود، در آلمانی با ضمیر موصولی که از نظر جنس، شمار و حالت صرف میشود. در متن آموزشی اگر نیاز باشد، به این تفاوت با عبارت «موصول سادهٔ فارسی در برابر موصول صرفشوندهٔ آلمانی» اشاره میکنیم.
حالتهای دستوری
فارسی امروز سیستم حالت صرفی مشخصی مانند آلمانی ندارد، گرچه در گذشته و در زبان رسمیتر، نشانههایی از آن دیده میشد. برای کمک به درک زبانآموزان، در این دوره معمولاً Kasus آلمانی را با نقشهای معنایی شبیه در فارسی (فاعل، مفعول، مالکیت و…) مقایسه میکنیم، اما همیشه تأکید میکنیم که این یک مقایسهٔ تقریبی است، نه برابری کامل.
جمعبندی کاربردی
هدف این فصل حفظکردن اصطلاحات برای خودِ آنها نیست، بلکه:
هرجا در طول دوره با یک اصطلاح آلمانی مثل Perfekt, Akkusativ, Nebensatz, trennbares Verb و… روبهرو شدید، میتوانید به این فصل برگردید و معادل فارسی و توضیح کوتاه آن را ببینید.
در فصلهای اصلی، هر ساخت با مثالها و تمرینهای زیاد تمرین میشود، در حالی که اینجا فقط «نقشهٔ اصطلاحات» را در اختیار دارید تا مسیر برایتان روشنتر باشد.
Views: 2
KAHIBARO