1.7.6. منفیسازی با kein
Table of Contents
مفهوم کلی منفیسازی با «kein»
در زبان آلمانی برای منفی کردن اسمها همراه با حرف تعریف نامعین یا بدون حرف تعریف، از واژه «kein» استفاده میشود. «kein» شبیه ترکیب «هیچ / هیچگونه» در فارسی است و همیشه همراه با یک اسم میآید.
اگر جملهای مثل «Ich habe ein Auto» به معنی «من یک ماشین دارم» باشد، برای منفی کردن آن و گفتن «من هیچ ماشینی ندارم» میگوییم:
«Ich habe kein Auto.»
اینجا «kein» جای «ein» را گرفته است و نشان میدهد که این اسم را به طور کلی نفی میکنیم، نه فقط یک مورد خاص را.
قاعده مهم:
وقتی اسم با «ein / eine» یا بدون هیچ حرف تعریفی بیاید، برای منفی کردن آن از «kein» استفاده میکنیم، نه از «nicht».
تفاوت «kein» و «nicht» به صورت ساده
در این سطح لازم نیست همه کاربردهای «nicht» را بدانید، فقط باید یک تفاوت بسیار مهم را بشناسید:
«kein» اسم را منفی میکند.
«nicht» جمله، فعل، صفت یا قید را منفی میکند.
به مثالهای زیر توجه کنید:
- من در خانه کتابی ندارم.
Ich habe kein Buch.
اینجا «Buch» یک اسم است که قبلا هیچ حرف تعریفی ندارد، پس با «kein» منفی میشود. - این کتاب جالب نیست.
Das Buch ist nicht interessant.
اینجا «interessant» یک صفت است، پس از «nicht» استفاده میکنیم. - او یک خواهر ندارد. / او هیچ خواهری ندارد.
Er hat keine Schwester.
اسم «Schwester» با «keine» منفی شده است. - او خسته نیست.
Er ist nicht müde.
«müde» صفت است، پس «nicht» میآید.
قاعده مهم:
منفیسازی اسم با «kein»
منفیسازی صفت، قید، فعل و کل جمله با «nicht»
تغییر شکل «kein» با توجه به جنس و حالت اسم
«kein» مثل حرف تعریف نامعین «ein / eine» تغییر شکل میدهد. در این فصل در چارچوب حالت آکوزاتیو (مفعولی) و نومیناتیو (فاعل) با آن آشنا میشوید، اما لازم نیست کل جدولهای گرامری را حفظ باشید. کافی است شکلهای پرکاربرد را بشناسید.
در حالت پایه (نومیناتیو) و در حالت آکوزاتیو (برای بسیاری از اسمها) شکلهای «kein» دقیقا مانند «ein» است، فقط با یک k در ابتدای آن.
جدول زیر، مقایسهای ساده در حالت مفرد است:
| جنس اسم | حرف تعریف نامعین | شکل منفی با «kein» | مثال مثبت | مثال منفی |
|---|---|---|---|---|
| مذکر (der) | ein | kein | Ich habe ein Hund. | Ich habe keinen Hund. |
| مؤنث (die) | eine | keine | Ich habe eine Schwester. | Ich habe keine Schwester. |
| خنثی (das) | ein | kein | Ich habe ein Auto. | Ich habe kein Auto. |
برای جمع، چون حرف تعریف نامعین وجود ندارد، مستقیما از «keine» استفاده میکنیم:
| عدد | حرف تعریف نامعین | شکل منفی با «kein» | مثال مثبت | مثال منفی |
|---|---|---|---|---|
| جمع | ندارد | keine | Ich habe Freunde. | Ich habe keine Freunde. |
در این سطح تمرکز شما بیشتر روی ساختهای پرکاربرد است، به خصوص در ترکیب با فعل «haben» در جملات روزمره.
منفیسازی داشتن و نداشتن با «haben» و «kein»
یکی از رایجترین کاربردهای «kein» در سطح A1 همراه با فعل «haben» است. با این ساختار میتوانید به راحتی درباره داشتن یا نداشتن چیزها، پول، وقت، حیوان خانگی، خواهر و برادر و غیره صحبت کنید.
الگوی کلی جمله به صورت زیر است:
فاعل + شکل مناسب فعل «haben» + «kein / keine / keinen …» + اسم
نمونهها:
- من پول ندارم.
Ich habe kein Geld.
«Geld» خنثی است، پس از «kein» استفاده میکنیم. - ما وقت نداریم.
Wir haben keine Zeit.
«Zeit» مؤنث است، پس «keine» آمده است. - او هیچ برادر یا خواهری ندارد.
Er hat keine Geschwister.
«Geschwister» جمع است، پس «keine» به کار رفته است. - او سگ ندارد.
Er hat keinen Hund.
در اینجا «Hund» مذکر و مفعول است، برای همین «keinen» استفاده شده است. با ادامه دوره و حالت آکوزاتیو این تفاوت را بهتر یاد میگیرید. در این مرحله کافی است جمله را به صورت یک عبارت ثابت به خاطر بسپارید. - من ماشین ندارم.
Ich habe kein Auto. - آنها خانه ندارند.
Sie haben kein Haus.
الگوی مهم:
برای گفتن «ندارم، نداری، ندارد …» و منفی کردن اسم بعد از «haben» از «kein» و شکلهایش استفاده میکنیم، نه از «nicht»:
Ich habe kein Auto.
نه: Ich habe nicht ein Auto.
منفیسازی اسمهای بدون حرف تعریف
خیلی وقتها اسم در جمله اصلا حرف تعریف ندارد، مخصوصا وقتی به صورت کلی درباره چیزی صحبت میکنیم، مثل «من قهوه مینوشم» یا «او گوشت میخورد». در آلمانی به این حالت میگویند اسم بدون حرف تعریف.
برای منفی کردن چنین اسمهایی هم از «kein» استفاده میکنیم.
مقایسه کنید:
- من قهوه مینوشم.
Ich trinke Kaffee. - من قهوه نمینوشم.
Ich trinke keinen Kaffee.
در این مثال «Kaffee» یک اسم مذکر است که بدون حرف تعریف آمده و نقش مفعول را دارد، پس با «keinen» منفی شده است.
چند نمونه دیگر:
Ich esse Fleisch.
من گوشت میخورم.
Ich esse kein Fleisch.
من گوشت نمیخورم. / من اصلا گوشت نمیخورم.
Sie kauft Brot.
او نان میخرد.
Sie kauft kein Brot.
او نان نمیخرد. / او اصلا نان نمیخرد.
Er trinkt Bier.
او آبجو مینوشد.
Er trinkt kein Bier.
او آبجو نمینوشد.
در فارسی معمولا این نوع منفیسازی را با «نمیخورم / نمینوشم / نمیخرم» و گاهی با «اصلا» یا «هیچ» ترجمه میکنیم.
قاعده مهم:
اگر یک اسم بدون حرف تعریف در جمله بیاید و بخواهید آن را منفی کنید، باید از «kein» استفاده کنید.
«kein» و حرف تعریف معین: چه زمانی «kein» نمیآید؟
اگر اسم با حرف تعریف معین «der / die / das» یا شکلهای جمع «die» بیاید، دیگر از «kein» استفاده نمیکنیم. در این حالت برای منفی کردن جمله معمولا از «nicht» استفاده میشود، چون حالا داریم چیزی مشخص را منفی میکنیم نه «هیچ چیزی» را.
مقایسه کنید:
Ich habe ein Auto.
Ich habe kein Auto.
من یک ماشین دارم.
من هیچ ماشینی ندارم.
اما:
Ich habe das Auto.
من آن ماشین را دارم.
اینجا اگر بخواهیم منفی بگوییم، معمولا جمله را این طور میگوییم:
Ich habe das Auto nicht.
من آن ماشین را ندارم.
در این جمله درباره یک ماشین مشخص صحبت میکنیم، برای همین از «nicht» استفاده شده است.
نمونه دیگر:
Ich kaufe ein Brot.
من یک نان میخرم.
Ich kaufe kein Brot.
من هیچ نانی نمیخرم.
در مقابل:
Ich kaufe das Brot nicht.
من آن نان را نمیخرم.
در این مثال هم «das Brot» به یک نان مشخص اشاره دارد و منفیسازی با «nicht» انجام میشود.
در سطح A1 تمرکز شما بیشتر روی ساختهای رایج با «kein» برای کلیگویی است. تفاوتهای دقیقتر کاربرد «nicht» در فصلهای دیگر توضیح داده میشود.
«kein» در جملات مربوط به غذا و خرید
در بخش «غذا و خرید» از سطح A1، «kein» بسیار پرکاربرد است، چون شما زیاد لازم دارید بگویید چیزی را نمیخواهید، ندارید یا نمیخورید. در اینجا چند الگوی آماده و ساده برای موقعیتهای روزمره کافه، رستوران و خرید میبینید.
- گفتن این که چیزی را نمیخواهید:
Ich möchte keinen Kaffee.
من قهوه نمیخواهم.
Ich möchte keinen Wein.
من شراب نمیخواهم.
Ich möchte kein Bier.
من آبجو نمیخواهم.
Ich möchte keine Suppe.
من سوپ نمیخواهم.
- گفتن این که چیزی در خانه ندارید:
Wir haben kein Brot.
ما نان نداریم.
Wir haben keine Milch.
ما شیر نداریم.
Ich habe keinen Zucker.
من شکر ندارم.
- گفتن این که چیزی نمیخورید یا نمینوشید:
Ich esse kein Fleisch.
من گوشت نمیخورم.
Ich trinke keinen Alkohol.
من الکل نمینوشم.
Ich trinke keine Cola.
من نوشابه نمینوشم.
- در مکالمه ساده خرید:
Kunde: Haben Sie Brot?
مشتری: نان دارید؟
Verkäufer: Nein, wir haben kein Brot.
فروشنده: نه، ما نان نداریم.
یا:
Kunde: Haben Sie Milch?
Verkäufer: Nein, wir haben keine Milch.
این الگوها را میتوانید مستقیم حفظ کنید و در مکالمههای روزمره استفاده کنید.
نقش «kein» در معنی: «هیچ» و «اصلا»
در فارسی برای ترجمه «kein» معمولا از واژههایی مثل «هیچ»، «هیچگونه» و گاهی «اصلا» استفاده میکنیم. «kein» معمولا اشاره به نبودنِ کلیِ چیزی دارد، نه فقط منفی کردن یک مورد خاص.
مقایسه کنید:
Ich habe kein Auto.
من ماشین ندارم. / من هیچ ماشینی ندارم.
در فارسی اگر بگوییم «من ماشین ندارم» معمولا همین معنی کلی را میدهد، حتی اگر کلمه «هیچ» را نگوییم.
در جمله:
Ich trinke kein Bier.
اگر آن را «من آبجو نمینوشم» ترجمه کنید، در واقع منظور بیشتر «من اصولا آبجو نمینوشم» است، چه در این لحظه خاص، چه به طور کلی به عنوان عادت. درک این تفاوت ظریف به شما کمک میکند جملههای طبیعیتری بسازید.
نکته معنایی:
«kein» معمولا نبودن کلی چیزی را میرساند و در فارسی اغلب با «هیچ / هیچگونه / اصلا» قابل بیان است.
جمعبندی کاربردهای اصلی «kein» در این سطح
در سطح A1 لازم است بتوانید این موارد را با «kein» بگویید:
- گفتن «ندارم / نداری / ندارد …» همراه با اسم، به ویژه با فعل «haben»:
Ich habe kein Geld.
Er hat keine Zeit.
Wir haben keinen Hund. - منفی کردن اسمهای بدون حرف تعریف، به خصوص در موضوع «غذا و خرید»:
Ich esse kein Fleisch.
Ich trinke keinen Kaffee.
Ich kaufe kein Brot. - تشخیص تفاوت ساده بین منفیسازی اسم با «kein» و منفیسازی صفت و فعل و جمله با «nicht»:
Das ist kein Auto.
Das ist nicht teuer.
اگر این سه نکته را در جملههای روزمرهتان تمرین و تکرار کنید، به مرور کاربرد «kein» برایتان طبیعی میشود و در فصلهای بعدی میتوانید شکلهای دقیقتر آن را در حالتهای مختلف یاد بگیرید.
Views: 2
KAHIBARO