1.9.1. ورزشها و سرگرمیها
Table of Contents
شروع کار با واژگان مربوط به تفریح
در این بخش با مهمترین واژهها و ساختارهای پایهای برای صحبتکردن درباره «ورزشها و سرگرمیها» در سطح A1 آشنا میشوید. هدف این فصل فقط آشنایی و استفاده ساده در جملههای خیلی کوتاه است و توضیح دقیق ساختارها در فصلهای بعدی خواهد آمد.
واژگان پایه برای ورزشها
در زبان آلمانی بسیاری از نامهای ورزشها با حروف کوچک نوشته میشوند، چون «فعل» یا «صفت» هستند، اما وقتی اسمسازی شوند با حرف بزرگ آغاز میشوند. در سطح A1 فعلا لازم است شکل ساده و رایج آنها را بشناسید.
جدول زیر چند ورزش رایج را نشان میدهد:
| آلمانی | نوع نوشتن | معنای فارسی |
|---|---|---|
| Fußball | اسم با F بزرگ | فوتبال |
| Basketball | اسم | بسکتبال |
| Volleyball | اسم | والیبال |
| Tennis | اسم | تنیس |
| Handball | اسم | هندبال |
| Tischtennis | اسم مرکب | تنیس روی میز |
| Schwimmen | معمولا به صورت فعل یا اسمسازیشده | شنا |
| Joggen | فعل | دویدن سبک / جوجینگ |
| Laufen | فعل | دویدن |
| Rad fahren | ترکیب فعل | دوچرخهسواری |
| Reiten | فعل | سوارکاری |
| Tanzen | فعل | رقصیدن |
| Yoga | اسم | یوگا |
| Fitness | اسم | فیتنس / بدنسازی سبک |
| wandern | فعل | پیادهروی در طبیعت / کوهپیمایی سبک |
چند نکته ساده در تلفظ:
در کلمه Fußball حرف ß مثل «س» کشیده تلفظ میشود. Tischtennis دو بخش دارد: Tisch به معنی «میز»، Tennis همان «تنیس» است و «sch» در آلمانی صدای «ش» میدهد. در Rad fahren حرف d در بسیاری از تلفظها خیلی نرم شنیده میشود و تقریبا مثل «رات» است.
واژگان پایه برای سرگرمیها
سرگرمیها فقط ورزش نیستند. فعالیتهای آرام داخل خانه هم جزو Freizeit یا «اوقات فراغت» هستند. چند واژه مهم:
| آلمانی | نوع | معنای فارسی |
|---|---|---|
| Freizeit | اسم | اوقات فراغت |
| Hobby | اسم | سرگرمی / علاقه ثابت |
| lesen | فعل | کتاب خواندن |
| Musik hören | ترکیب فعل | موسیقی گوش دادن |
| fernsehen | فعل جداشدنی | تلویزیون تماشا کردن |
| Filme sehen | ترکیب | فیلم دیدن |
| Serien sehen | ترکیب | سریال دیدن |
| spielen | فعل | بازی کردن / ساز زدن (با اسم مناسب) |
| Gitarre spielen | ترکیب | گیتار زدن |
| Klavier spielen | ترکیب | پیانو زدن |
| Computerspiele spielen | ترکیب | بازیهای کامپیوتری انجام دادن |
| kochen | فعل | آشپزی کردن |
| backen | فعل | کیک و نان پختن |
| malen | فعل | نقاشی کردن |
| fotografieren | فعل | عکاسی کردن |
| reisen | فعل | سفر کردن |
| spazieren gehen | ترکیب | قدمزدن |
در آلمانی معمولا میگویند Musik hören، یعنی «موسیقی شنیدن»، نه «Musik hören gehen» در سطح A1. برای تماشای تلویزیون از فعل fernsehen استفاده میشود که جداشدنی است، اما ساختار افعال جداشدنی در فصل دیگری توضیح داده میشود.
پرسیدن «چه ورزشی / چه سرگرمی دوست داری؟»
در این سطح چند سوال خیلی پرکاربرد برای صحبت درباره ورزش و سرگرمی استفاده میکنیم. ساختار کامل زمان حال در فصل «صرف فعل در زمان حال» توضیح داده میشود، اینجا فقط با شکلهای آماده آشنا میشوید تا بتوانید از آنها استفاده کنید.
چند نمونه پرسش ساده:
| آلمانی | معنی فارسی |
|---|---|
| Was machst du in deiner Freizeit? | در اوقات فراغتت چه کار میکنی؟ |
| Was sind deine Hobbys? | سرگرمیهایت چیست؟ |
| Treibst du Sport? | ورزش میکنی؟ |
| Welchen Sport magst du? | چه ورزشی را دوست داری؟ |
| Spielst du Fußball? | فوتبال بازی میکنی؟ |
به دو پرسش بسیار پرکاربرد توجه کنید:
- Was machst du in deiner Freizeit?
- Was sind deine Hobbys?
یادگرفتن و حفظکردن این دو سوال برای مکالمه در سطح A1 بسیار مهم است.
در سطح رسمی به جای du از Sie استفاده میشود، اما جزئیات رسمی و غیررسمی در فصل «خطاب رسمی و دوستانه: du و Sie» بررسی میشود.
پاسخهای ساده درباره ورزش و سرگرمی
برای پاسخدادن، در این سطح از جملههای خیلی کوتاه استفاده میکنیم. چند الگوی ساده:
| آلمانی | ترجمه ساده |
|---|---|
| Ich treibe Sport. | من ورزش میکنم. |
| Ich spiele Fußball. | من فوتبال بازی میکنم. |
| Ich schwimme gern. | من با علاقه شنا میکنم / شنا را دوست دارم. |
| Ich jogge gern. | من جوجینگ دوست دارم. |
| Ich gehe oft spazieren. | من اغلب قدم میزنم. |
| Ich lese Bücher. | من کتاب میخوانم. |
| Ich höre Musik. | من موسیقی گوش میدهم. |
| Ich sehe fern. | من تلویزیون تماشا میکنم. |
| Ich spiele Gitarre. | من گیتار میزنم. |
| Ich koche gern. | من آشپزی دوست دارم. |
| Ich reise gern. | من سفر دوست دارم. |
واژه gern بسیار مهم است، چون به سادگی نشان میدهد کاری را «دوست دارید» انجام دهید. توضیح کاملتر درباره بیان علاقه در فصل «بیان علاقه و عدم علاقه» خواهد آمد. فعلا کافی است به یاد بسپارید:
فرمول بسیار پرکاربرد:
Ich + فعل صرفشده + gern.
مثال:
Ich schwimme gern.
Ich lese gern.
در بسیاری از مکالمههای ساده، همین الگوها برای معرفی سرگرمیها کافی است.
ترکیب ورزشها و سرگرمیها در معرفی کوتاه
حال میتوانید از ورزشها و سرگرمیها در معرفی خیلی کوتاه خود استفاده کنید. هدف در سطح A1 این است که چند جمله پشت سر هم بسازید، هر جمله بسیار ساده.
یک نمونه معرفی:
Ich treibe Sport.
Ich spiele Fußball und Tennis.
Ich schwimme auch gern.
In meiner Freizeit lese ich und höre Musik.
ترجمه:
من ورزش میکنم.
من فوتبال و تنیس بازی میکنم.
همچنین شنا را دوست دارم.
در اوقات فراغتم کتاب میخوانم و موسیقی گوش میدهم.
در این مثالها از واژههای پایهای استفاده شده است که در ادامه دوره بارها با آنها روبهرو میشوید. در این فصل فقط آشنایی اولیه مهم است، نه تسلط کامل بر دستور زبان.
Views: 3
KAHIBARO