KAHIBARO
Discord Login Register

3.12.3. خواندن متن‌های طولانی‌تر

اهمیت مهارت خواندن در سطح B1

در سطح B1 شما دیگر فقط با جمله‌ها و متن‌های خیلی کوتاه سروکار ندارید. در این سطح باید بتوانید متن‌های طولانی‌تر را بخوانید و «ایده اصلی»، «نکات مهم» و «هدف نویسنده» را درک کنید، حتی اگر همه واژه‌ها را ندانید. متن‌های طولانی‌تر می‌تواند شامل ایمیل‌های چند پاراگرافی، مقاله‌های ساده اینترنتی، گزارش‌های خبری کوتاه، متن‌های اطلاع‌رسانی رسمی، توضیحات محصولات، بخش‌هایی از کتاب‌های ساده یا بروشورهای چندصفحه‌ای باشد.

در این فصل تمرکز روی این است که چطور با استفاده از راهبردهای خواندن، ساختار متن و سرنخ‌های معنایی، متن‌های طولانی‌تر آلمانی را بخوانید و بفهمید، بدون آن که مجبور باشید تک‌تک کلمات را ترجمه کنید.

تفاوت متن کوتاه و متن طولانی‌تر

متن کوتاه معمولا یک ایده اصلی دارد و خیلی مستقیم است، مثل یک پیام کوتاه، یک اعلان، یا یک پاراگراف ساده. در متن طولانی‌تر، اطلاعات در چندین پاراگراف پخش شده است و هر پاراگراف نقش مشخصی در ساختار کلی متن دارد.

در متن‌های طولانی‌تر معمولا این اجزا را می‌بینید:

جدول زیر یک ساختار رایج برای متن‌های ساده سطح B1 را نشان می‌دهد.

بخش متنمعمولاً چه کار می‌کندنشانه‌های زبانی رایج
مقدمهمعرفی موضوع، طرح پرسشHeute geht es um…, Immer mehr…, Viele Leute…
بدنه (بخش ۱)توضیح یا مثال اولZuerst…, Zum Beispiel…, Ein Grund ist…
بدنه (بخش ۲)توضیح یا مثال بعدیAußerdem…, Ein weiterer Punkt…, Darüber hinaus…
بدنه (بخش ۳)جنبه متفاوت، مشکل یا نتیجهAuf der einen Seite…, Auf der anderen Seite…, Allerdings…
نتیجه‌گیریجمع‌بندی، نظر نویسنده یا توصیهZusammenfassend…, Abschließend…, Deshalb…, Darum…

در سطح B1 هدف شما این است که هنگام خواندن یک متن چندپاراگرافی، بتوانید این ساختار کلی را تشخیص دهید، هرچند تمام جزئیات واژگانی را ندانید.

راهبردهای کلی برای خواندن متن‌های بلند

برای موفقیت در خواندن متن‌های طولانی‌تر، چند راهبرد کلی بسیار مهم است. این راهبردها کمک می‌کند متن را «هوشمندانه» بخوانید و انرژی خود را روی مهم‌ترین بخش‌ها متمرکز کنید.

خواندن کلی (Skimming)

در اولین برخورد با یک متن بلند، لازم نیست همه چیز را بفهمید. در مرحله اول، فقط می‌خواهید «تصویر کلی» را بگیرید. در آلمانی به این نوع خواندن می‌گویند Skimming.

در این مرحله:

عنوان و زیرعنوان‌ها را می‌خوانید. معمولا عنوان‌ها و زیرعنوان‌ها بهترین راهنما برای فهم موضوع و ساختار متن هستند. اگر متن پاراگراف‌بندی شده است، یک بار سریع ابتدای هر پاراگراف را بخوانید. آغاز هر پاراگراف اغلب ایده اصلی آن پاراگراف را معرفی می‌کند.

به واژه‌های تکرارشونده توجه کنید. اگر یک واژه چند بار تکرار شده است احتمالا برای موضوع متن مهم است.

به تصاویر، جدول‌ها، نمودارها یا کلمات پررنگ شده دقت کنید. این‌ها معمولا نکات کلیدی را نشان می‌دهند.

هدف در Skimming فقط فهمیدن این است که متن «درباره چیست» و نه «دقیقا چه می‌گوید». مثلا بعد از Skimming باید بتوانید بگویید: «این متن درباره مزایا و معایب خرید آنلاین است» یا «این متن تجربه نویسنده از زندگی در آلمان را توضیح می‌دهد.»

خواندن انتخابی (Scanning)

پس از این که موضوع کلی را فهمیدید، گاهی لازم است فقط اطلاعات خاصی را در متن پیدا کنید، مثلا یک تاریخ، یک عدد، نام یک شهر، یا پاسخ یک سؤال مشخص. این نوع خواندن در آلمانی Scanning نام دارد.

در Scanning شما:

به دنبال شکل و ظاهر اطلاعات می‌گردید، مثل اعداد، حروف بزرگ (نام‌ها)، درصدها، یا کلمات خاص. جمله‌ها را کلمه به کلمه نمی‌خوانید، بلکه چشم‌هایتان روی متن حرکت می‌کند تا شکل اطلاعات مورد نظر را پیدا کند. وقتی چیزی را پیدا کردید، کمی قبل و بعد آن را با دقت بیشتری می‌خوانید تا مطمئن شوید درست فهمیده‌اید.

Scanning برای متن‌هایی مثل برنامه قطار، جدول زمان‌بندی کلاس‌ها، بروشور سفر، یا متن‌های امتحان که سؤال مشخص دارند بسیار مفید است.

خواندن دقیق (Detailed reading)

وقتی موضوع کلی را فهمیدید و اطلاعات خاص را پیدا کردید، حالا نوبت آن است که بخش‌هایی را که مهم‌ترند با دقت بیشتری بخوانید. این بخش‌ها می‌تواند مقدمه یا جمله‌های خلاصه در پایان پاراگراف‌ها باشد، یا بخش‌هایی که به سؤال‌های امتحانی مربوط هستند.

در خواندن دقیق، روی ارتباط بین جمله‌ها، حرف‌های ربط، و ترتیب ایده‌ها تمرکز می‌کنید. این جا است که دانش شما از ساختار جمله‌های پیچیده سطح B1 به کمک می‌آید، اما در این فصل آن‌ها را توضیح نمی‌دهیم و فقط از آن‌ها استفاده می‌کنیم.

قاعده مهم: در متن‌های طولانی‌تر، همیشه ابتدا Skimming، بعد Scanning و در پایان خواندن دقیق را انجام دهید. هیچ وقت از ابتدا سعی نکنید همه جمله‌ها را کامل ترجمه کنید.

استفاده از ساختار پاراگراف برای درک متن

هر پاراگراف معمولا یک ایده اصلی دارد. اگر بتوانید آن ایده را پیدا کنید، درک متن بسیار ساده‌تر می‌شود، حتی اگر بعضی کلمات ناشناخته بماند.

در بیشتر پاراگراف‌ها:

جمله اول «موضوع» پاراگراف را معرفی می‌کند. به این جمله می‌گویند Topic sentence. بقیه جمله‌ها مثال، توضیح، دلیل، یا نتیجه مربوط به همان موضوع هستند. گاهی یک جمله پایانی هم وجود دارد که نتیجه یا جمع‌بندی پاراگراف را بیان می‌کند.

برای تمرین، می‌توانید هنگام خواندن هر پاراگراف، بعد از خواندن، یک جمله کوتاه به فارسی یا آلمانی بنویسید که بگوید: «این پاراگراف درباره چه چیزی است.» مثلا:

این پاراگراف توضیح می‌دهد که چرا مردم امروز کمتر کتاب کاغذی می‌خوانند.

اگر بتوانید برای هر پاراگراف چنین جمله‌ای بنویسید، یعنی ساختار کلی متن را خوب فهمیده‌اید، حتی اگر بعضی جزئیات را ندانید.

سرنخ‌های متنی و حدس‌زدن معنی کلمات

در متن‌های طولانی‌تر طبیعی است که کلمات زیادی را ندانید. مهارت مهم در سطح B1 این است که بتوانید معنی حدودی برخی کلمات را «حدس» بزنید، بدون استفاده مداوم از دیکشنری. برای این کار، باید از سرنخ‌های متنی و زبانی استفاده کنید.

سرنخ‌های درون جمله و پاراگراف

اغلب متن‌ها به شما کمک می‌کنند کلمات جدید را بفهمید، چون آن‌ها را توضیح می‌دهند، با مثال می‌آورند، یا با کلمات آشنا مقایسه می‌کنند. به الگوهای زیر توجه کنید:

عبارت‌های توضیحی مثل: das heißt, also, zum Beispiel, wie, nämlich, besonders, vor allem. اگر بعد از یک واژه ناشناخته چنین عبارتی بیاید، جمله بعدی معمولا توضیح آن واژه است.

عبارت‌های مقایسه‌ای مثل: wie, ähnlich wie, im Gegensatz zu, anders als. اگر یک واژه ناشناخته با چیزی مقایسه شود، می‌توانید با توجه به آن چیز آشنا، معنی را حدس بزنید.

واژه‌های متضاد مثل: aber, jedoch, trotzdem, obwohl. اگر بعد از این حروف ربط، یک جمله مخالف بیاید، می‌توانید از تضاد دو جمله برای فهمیدن جهت کلی معنی کلمه استفاده کنید.

استفاده از پیشوندها و پسوندها

در سطح B1 شما با بعضی پیشوندها و پسوندهای رایج آلمانی آشنا هستید. این‌ها در واژه‌سازی کمک زیادی می‌کنند. برای حدس معنی، ببینید کلمه به شما یاد کدام کلمه دیگر می‌افتد.

مثلا:

benutzen → Gebrauch (استفاده)
gebrauchen → استفاده کردن

یا:

lesen → lesen
Leser → خواننده
Leserbrief → نامه خواننده

یا:

freundlich → مهربان
unfreundlich → نامهربان

اگر معنی یک قسمت از واژه را بدانید، می‌توانید معنی کلی را حدس بزنید. مهم نیست حدس شما کاملا دقیق باشد، کافی است جهت کلی را بفهمید، مثلا این که «مثبت است یا منفی»، «کاری است یا حالت است»، «شخص است یا چیز».

شباهت با زبان‌های دیگر

گاهی واژه‌های آلمانی به انگلیسی یا واژه‌های بین‌المللی شبیه‌اند. اگر شما انگلیسی را کم یا زیاد می‌دانید، می‌توانید از آن استفاده کنید. البته باید مراقب «واژه‌های گمراه‌کننده» باشید که در جای دیگر این دوره توضیح داده می‌شوند، اما در بیشتر موارد این شباهت‌ها کمک می‌کنند.

مثلا:

informieren → inform
Situation → situation
Probleme → problems

در خواندن متن، اگر کلمه‌ای را دیدید که به یک واژه بین‌المللی شبیه است، ابتدا همان معنی را امتحان کنید و ببینید آیا در متن منطقی به نظر می‌رسد.

قاعده مهم: در متن‌های طولانی، لازم نیست معنی «دقیق» هر واژه را بدانید. کافی است معنای «کلی» و «نقش» آن در جمله را حدس بزنید تا ایده اصلی متن را بفهمید.

درک هدف نویسنده و نوع متن

در سطح B1 شما باید بتوانید فقط کلمات و جمله‌ها را نخوانید، بلکه بفهمید نویسنده چرا این متن را نوشته است و این متن چه نوع متنی است. نوع متن روی شیوه خواندن شما تاثیر دارد.

انواع رایج متن در سطح B1

برخی از انواع متن که در امتحان‌ها و کتاب‌های سطح B1 زیاد دیده می‌شوند از این نوع‌اند:

ایمیل یا نامه نیمه رسمی، که معمولا ساختار مشخص سلام، مقدمه کوتاه، بدنه، و خداحافظی دارد.
متن اطلاعاتی، مثل بروشور، متن وب‌سایت، مقاله راهنمایی. هدف این نوع متن معمولا توضیح دادن، اطلاع‌رسانی، یا توصیه کردن است.
گزارش خبری کوتاه، که درباره یک رویداد است و اغلب به پرسش‌های Wer, Was, Wann, Wo, Warum پاسخ می‌دهد.
متن نظر و بحث ساده، که نویسنده نظر خود را درباره یک موضوع روزمره بیان می‌کند و چند دلیل می‌آورد.
داستان یا روایت شخصی، که یک اتفاق در گذشته را به ترتیب زمانی توضیح می‌دهد.

اگر از همان ابتدا نوع متن را تشخیص دهید، حدس زدن ساختار و هدف متن برای شما آسان‌تر می‌شود. مثلا در یک گزارش خبری انتظار دارید اطلاعات زمانی و مکانی دقیق ببینید، اما در یک متن نظر شخصی بیشتر به دنبال واژه‌های بیان نظر هستید.

تشخیص هدف نویسنده

با توجه به واژه‌ها و ساختار متن، می‌توانید حدس بزنید هدف نویسنده چیست:

آیا می‌خواهد فقط «اطلاع» بدهد؟ (مثلا در یک متن رسمی از اداره)
آیا می‌خواهد «قانع» کند یا نظر خود را ثابت کند؟ (مثلا در یک متن نظر شخصی)
آیا می‌خواهد «توصیه» کند؟ (مثلا در یک متن درباره تغذیه سالم)
آیا می‌خواهد «تجربه شخصی» را تعریف کند؟ (مثلا در یک وبلاگ یا نامه دوستانه)

نشانه‌های زبانی هدف نویسنده می‌تواند این‌گونه باشد:

در متن‌های نظر شخصی، زیاد می‌بینید: ich denke, ich finde, meiner Meinung nach, ich bin dafür/dagegen.
در متن‌های توضیحی، بیشتر می‌بینید: man, viele Leute, oft, normalerweise, zum Beispiel, besonders.
در متن‌های توصیه‌ای، می‌بینید: sollte, kann, es ist besser, es ist wichtig, empfehlenswert.
در متن‌های داستانی، افعال در گذشته، قیدهای زمانی و ترتیب رویدادها مهم هستند.

درک هدف نویسنده کمک می‌کند بدانید در هنگام خواندن باید روی چه بخش‌هایی تمرکز بیشتری داشته باشید.

مدیریت زمان و تمرکز هنگام خواندن

در امتحان B1 و همچنین در زندگی واقعی، همیشه زمان شما محدود است. برای خواندن متن‌های طولانی‌تر باید یاد بگیرید زمان خود را مدیریت کنید و تمرکز خود را حفظ کنید.

تقسیم زمان به مراحل

یک روش ساده این است که زمان را به سه مرحله تقسیم کنید:

ده تا بیست درصد زمان را برای Skimming و آشنایی با متن بگذارید.
چهل تا پنجاه درصد زمان را برای خواندن دقیق بخش‌هایی که به سؤال‌ها یا هدف مطالعه شما مربوط است، استفاده کنید.
باقی زمان را برای چک‌کردن پاسخ‌ها، مرور بخش‌های نامطمئن، و در صورت لزوم استفاده محدود از دیکشنری نگه دارید.

اگر در امتحان هستید، همیشه اول نگاهی به همه سؤال‌ها بیندازید. بعد متن را بخوانید و هنگام خواندن، جاهایی را که به سؤال‌ها مربوط است علامت بزنید. این کار باعث می‌شود هنگام خواندن، ذهن شما فعالانه به دنبال اطلاعات مرتبط باشد، نه این که فقط منفعلانه متن را از بالا تا پایین بخواند.

حفظ تمرکز و جلوگیری از خستگی

گاهی متن‌های طولانی خستگی می‌آورند، مخصوصاً اگر سطح زبان هنوز B1 باشد. چند نکته برای حفظ تمرکز:

هر پاراگراف را مانند یک واحد مستقل ببینید. بعد از هر پاراگراف یک مکث کوتاه کنید و در یک جمله، ایده اصلی آن را در ذهن یا روی کاغذ خلاصه کنید.
اگر روی یک جمله سخت گیر کرده‌اید و چند بار خواندید و هنوز نمی‌فهمید، آن را علامت بزنید و ادامه دهید. وقتی بعد از خواندن کل متن برگردید، متن کلی به شما کمک می‌کند آن جمله را بهتر بفهمید.
کمتر به ترجمه کلمه به کلمه فکر کنید. به جای آن سعی کنید سؤال‌های کلی از خود بپرسید، مثل: «چه کسی؟ کجا؟ چه زمانی؟ چرا؟ چه نتیجه‌ای؟» این کار توجه شما را به «محتوا» جلب می‌کند، نه فقط «کلمات».

قاعده مهم: اگر در یک متن طولانی گیر کردید، از جمله سخت عبور کنید و ابتدا بقیه متن را بخوانید. همیشه از «کل» به «جزء» برگردید، نه برعکس.

آمادگی برای بخش خواندن در آزمون B1

در آزمون‌های استاندارد B1، معمولاً چند متن با طول و نوع‌های مختلف وجود دارد، مثلا یک بروشور، یک متن اینترنتی، چند اعلان، و یک متن بلندتر. سؤال‌ها می‌توانند به شکل درست/نادرست، چندگزینه‌ای، یا تطبیق متن با عنوان باشند.

برای آمادگی:

با متن‌های واقعی ساده کار کنید، مثل مقالات کوتاه از سایت‌های آلمانی ساده، بروشورهای شهر، وب‌سایت‌های حمل‌ونقل عمومی، یا وبلاگ‌های سطح متوسط.
هنگام تمرین، خودتان را در محدودیت زمانی قرار دهید، مثلا برای یک متن و ده سؤال بیست دقیقه وقت بگذارید.
بعد از هر تمرین، اشتباه‌های خود را بررسی کنید و ببینید مشکل از کجا بوده است: نفهمیدن واژه، نادیده گرفتن یک کلمه مهم مثل nicht، یا نخواندن تا انتهای پاراگراف.

سعی کنید هنگام تمرین، همیشه خودتان را مجبور کنید که ابتدا Skimming انجام دهید، بعد سؤال‌ها را ببینید، و بعد متن را دوباره به شکل دقیق‌تر بخوانید. با تکرار این روش، مغز شما به طور خودکار این الگو را در امتحان هم به کار می‌برد.

تمرین‌های پیشنهادی برای تقویت خواندن

برای تقویت مهارت خواندن متن‌های طولانی‌تر در سطح B1، می‌توانید چند نوع تمرین را به صورت منظم انجام دهید. در این فصل فقط روش تمرین را توضیح می‌دهیم، نه متن‌ها را.

تمرین اول: «سه دقیقه، سه سؤال»
یک متن انتخاب کنید، سه دقیقه وقت بگیرید، فقط Skimming انجام دهید، و بعد به سه سؤال پاسخ دهید:
موضوع کلی چیست؟ نوع متن چیست؟ (اطلاع‌رسانی، نظر، داستان و غیره) نویسنده مثبت است یا منفی یا خنثی؟

تمرین دوم: «نقشه پاراگراف‌ها»
یک متن چهار تا شش پاراگرافی انتخاب کنید. بعد از خواندن، برای هر پاراگراف یک عنوان خیلی کوتاه بنویسید، مثلا: «دلیل اول»، «مشکل‌ها»، «تجربه شخصی»، «نتیجه‌گیری». این تمرین درک ساختار متن را قوی می‌کند.

تمرین سوم: «حدس واژه‌ها»
هنگام خواندن، سه یا چهار واژه ناشناخته را انتخاب کنید، دیکشنری را باز نکنید، و فقط با کمک متن معنی آن‌ها را حدس بزنید. حدس خود را روی کاغذ بنویسید. بعد از پایان خواندن، آن‌ها را در دیکشنری چک کنید و ببینید حدس شما چقدر نزدیک بوده است.

تمرین چهارم: «خلاصه‌نویسی»
بعد از خواندن یک متن طولانی‌تر، سعی کنید در پنج تا هشت جمله ساده آلمانی، ایده‌های اصلی آن را بازنویسی کنید. نیازی نیست جملات را از متن کپی کنید. مهم این است که بتوانید محتوای متن را با زبان خودتان بیان کنید.

اگر این تمرین‌ها را به طور منظم انجام دهید، مهارت خواندن شما به تدریج از سطح «جمله به جمله» به سطح «متن کامل» ارتقا پیدا می‌کند که دقیقا همان چیزی است که در سطح B1 لازم است.

Views: 2

Comments

Please login to add a comment.

Don't have an account? Register now!