3.12.4. درک مصاحبهها و گزارشها
Table of Contents
مقدمه
در سطح B1 شما دیگر فقط با گفتوگوهای روزمره ساده سروکار ندارید. در آزمون و در دنیای واقعی، زیاد با «مصاحبهها» و «گزارشها» روبهرو میشوید، مخصوصا در رادیو، تلویزیون، پادکست، یوتیوب و شبکههای اجتماعی. هدف این فصل این است که یاد بگیرید چطور بدون فهمیدن صددرصد واژهها، پیام اصلی و نکات مهم این نوع متنهای شنیداری و خواندنی را در زبان آلمانی درک کنید.
در این فصل توجه ما روی «روش فهمیدن» است، نه روی مرور کل دستور زبان. یعنی تمرکز میکنیم چه طور از دانستههای B1 خود در عمل استفاده کنید تا با متنهای نسبتا طولانیتر مثل گزارشهای خبری، مصاحبههای کوتاه و گزارشهای رادیویی کنار بیایید.
تفاوت مصاحبه و گزارش
قبل از تمرین درک، باید بدانید اصلا مصاحبه و گزارش چه ویژگیهایی دارند و از روی چه نشانههایی آنها را تشخیص دهید.
مصاحبه معمولا گفتوگوی دو نفر یا بیشتر است که در آن یک نفر سؤال میپرسد و دیگری جواب میدهد. ساختار مصاحبه اغلب پرسش و پاسخ است. در آلمانی شما بارها این نشانهها را میشنوید: «Frage», «Antwort», «Wie finden Sie …?», «Was denken Sie über …?» و در جوابها زیاد از «ich denke», «meiner Meinung nach», «ich finde», «ich glaube» استفاده میشود. بنابراین مصاحبه اغلب نظرها، تجربهها، احساسات و توضیحات شخصی را نشان میدهد.
گزارش معمولا متن پیوستهتری است که در آن یک نفر یا یک گوینده اصلی، اطلاعاتی را به شکل نسبتاً منظم و ساختاریافته ارائه میکند. گزارش خبری یا گزارش مستند معمولا شامل این بخشها است: معرفی موضوع، دادن اطلاعات زمینهای، توصیف رویداد یا وضعیت، آوردن مثال یا آمار، و در پایان نتیجهگیری یا جمعبندی کوتاه. در آلمانی در گزارشها زیاد عباراتی مثل «zunächst», «danach», «außerdem», «insgesamt», «zum Schluss» را میشنوید که متن را مرتب میکنند.
درک این تفاوت مهم است، چون استراتژی گوشدادن شما در هرکدام کمی فرق دارد. در مصاحبه بیشتر باید تمرکز کنید چه کسی چه نظری دارد، چه تجربهای را توضیح میدهد و پرسشها دقیقا درباره چه چیزی هستند. در گزارش باید بیشتر دنبال ساختار کلی، «چه اتفاقی افتاده»، «کجا»، «کی»، «چرا» و «چه پیامدی» بگردید.
انواع مصاحبهها و گزارشها در سطح B1
در سطح B1 با متنهای پیچیده دانشگاهی روبهرو نمیشوید، ولی متنها کاملا ساده هم نیستند. معمولاً با چند نوع متداول سر و کار دارید.
مصاحبههای کوتاه روزمره، مثلا گفتوگوی یک خبرنگار خیابانی با چند نفر در مورد یک موضوع اجتماعی ساده مثل «استفاده از دوچرخه»، «خرید اینترنتی»، «آموزش آنلاین» یا «کار پارهوقت». این مصاحبهها معمولا جملات نسبتا کوتاه و واژگان روزمره دارند، اما گویندهها لزوما واضح و آهسته صحبت نمیکنند. در آنها زیاد از زمان گذشته و حال استفاده میشود، و گاهی Konjunktiv II برای بیان آرزو یا نظر ملایم میآید.
مصاحبههای نیمه رسمی، مثلا گفتوگو با یک کارشناس، معلم، پزشک یا مسئول یک سازمان. در این نوع مصاحبهها، ساختار جمله کمی طولانیتر است و از واژگان کمی رسمیتر استفاده میشود، مانند «Verantwortung», «Maßnahme», «Vorteil», «Nachteil». در اینجا باید بتوانید ایده اصلی هر پاسخ را بگیرید، حتی اگر بعضی اصطلاحات فنی را در دیکشنری بعدا چک کنید.
گزارشهای خبری ساده، مثل گزارش درباره یک رویداد شهری، یک مشکل ترافیکی، یک جشنواره فرهنگی، یا نتایج یک نظرسنجی. این متنها معمولا زمان گذشته (Perfekt یا Präteritum ساده برای افعال پرکاربرد مثل «war», «hatte») را با زمان حال ترکیب میکنند. ساختار زمانی و ترتیب رویداد در این نوع متنها مهم است.
گزارشهای موضوعی یا مستند کوتاه، مثلا درباره تغذیه سالم، محیط زیست، آموزش، یا سبک زندگی. در این گزارشها معمولا توصیف وضعیت کنونی، مقایسه با گذشته، و گاهی پیشنهاد راه حل وجود دارد. شما در این متنها اغلب فعلهای مجهول در زمان حال و گذشته را میبینید، مثل «es wird gemacht», «es wurde gezeigt».
نشانههای زبانی مهم در مصاحبهها
در مصاحبهها، برای فهمیدن بهتر، باید روی چند گروه واژگان و ساختار خاص تمرکز کنید که به شما کمک میکند متوجه نقش سخنگو، نوع جمله و منظور او شوید.
اول نشانههای آغاز سؤال. معمولاً سؤالها با واژههای پرسشی شروع میشوند، مثل: «Wie», «Was», «Warum», «Wann», «Wo», «Wer», «Welche», «Wohin», «Woher». همچنین ممکن است سؤالهای بله یا خیر با جابهجایی فعل و فاعل آغاز شوند، مثل: «Sind Sie zufrieden mit …?», «Haben Sie oft …?». وقتی در شنیدن این نشانهها حساس شوید، بهتر میفهمید از طرف مقابل چه نوع اطلاعاتی خواسته شده است.
دوم عبارتهای ابراز نظر. بیشتر پاسخهای مصاحبهها شامل نظر شخصی است. در آلمانی برای نظر دادن عبارتهای ثابتی زیاد تکرار میشوند، مثل:
| آلمانی | معنی تقریبی |
|---|---|
| Ich denke, dass … | فکر میکنم که … |
| Meiner Meinung nach … | به نظر من … |
| Ich finde es wichtig, dass … | من مهم میدانم که … |
| Ich bin der Meinung, dass … | من این نظر را دارم که … |
| Ehrlich gesagt … | راستش را بخواهید … |
سوم نشانههای توافق و مخالفت. در مصاحبه ممکن است چند نفر نظر مشابه یا متفاوت داشته باشند. واژههایی مثل «ja, genau», «stimmt», «ich stimme zu» برای موافقت و «nein», «nicht unbedingt», «ich sehe das anders», «ich bin dagegen» برای مخالفت، مسیر صحبت را روشن میکنند.
چهارم نشانههای بیان تجربه شخصی. در مصاحبهها زیاد از ساختارهای زمانی مربوط به گذشته استفاده میشود، مخصوصا Perfekt. عبارات شروعکننده مثل «Früher …», «Als ich Kind war …», «Vor ein paar Jahren …», «Damals …» نشان میدهند که فرد دارد تجربه گذشته خود را توضیح میدهد. در پایان، معمولا نتیجهگیریهای شخصی با «Deshalb …», «Darum …», «Aus diesem Grund …» بیان میشوند.
نشانههای زبانی مهم در گزارشها
گزارشها معمولا رسمیتر و ساختیافتهتر از مصاحبهها هستند. برای درک آنها، باید به «واژهها و ساختارهای سازماندهنده متن» توجه کنید.
اول، قیدها و عبارات سازماندهنده زمان و ترتیب. این واژهها به شما کمک میکنند رویدادها را به ترتیب قرار دهید:
| آلمانی | کاربرد |
|---|---|
| zuerst | اول، در ابتدا |
| zunächst | در آغاز، ابتدا |
| dann | سپس |
| danach | بعد از آن |
| später | بعدا |
| am Ende / zum Schluss | در پایان |
همچنین قیدهایی برای افزودن اطلاعات وجود دارد، مثل «außerdem», «darüber hinaus», «zusätzlich», که نشان میدهند گوینده در حال اضافهکردن نکته جدید است.
دوم، واژههای بیان علت و نتیجه. در گزارشها زیاد لازم است بفهمید «چرا» و «با چه پیامدی». برای سبب و نتیجه، اینها بسیار مهماند:
| علت | نتیجه |
|---|---|
| weil, da | deshalb, deswegen, darum |
| aufgrund + Genitiv | daher |
| wegen + Dativ/Genitiv | infolgedessen (رسمیتر) |
اگر مثلا در گزارشی بشنوید: «Es gibt immer mehr Verkehr, weil viele Menschen mit dem Auto fahren. Deshalb …»، میدانید جمله دوم نتیجه جمله اول است، حتی اگر همه واژهها را ندانید.
سوم، ساختارهای مجهول. در گزارشها، بهویژه خبری و علمی، از مجهول برای تمرکز بر عمل یا وضعیت و نه بر فاعل استفاده میشود، مانند «Es wird berichtet, dass …», «In der Studie wurden 1000 Personen befragt». در سطح B1 لازم نیست همه شکلهای مجهول را کاملا حفظ کنید، اما باید بتوانید تشخیص دهید که این جملهها درباره چه عملی صحبت میکنند و اصل پیام آنها چیست.
چهارم، واژههای ارزشگذاری و تفسیر. بعضی گزارشها فقط اطلاعات نمیدهند، بلکه آنها را تفسیر میکنند. واژههایی مثل «wichtig», «problematisch», «interessant», «erfolgreich», «kritisch» نشان میدهند که گوینده در حال ارزیابی است. این تفاوت دارد با زمانی که فقط واقعیت محض گزارش میشود.
استراتژیهای کلی برای درک شنیداری
برای درک مصاحبهها و گزارشها، دو مهارت همزمان لازم دارید، مهارت زبانی و مهارت شنیداری. در این بخش روی «روش گوشدادن» تمرکز میکنیم، نه روی ترجمه تک تک کلمات.
مرحله اول، پیشبینی موضوع. قبل از گوش دادن، اگر عنوان، تصویر، توضیح کوتاه یا سؤالهای مربوط به متن را دارید، از آنها استفاده کنید تا حدس بزنید متن درباره چیست. حدس زدن فعال ذهن شما را آماده میکند و احتمال درک را زیاد میکند. مثلا اگر عنوان گزارش «Gesunde Ernährung im Alltag» است، قبل از شنیدن به آلمانی یا حتی فارسی برای خودتان حدس بزنید چه واژگانی ممکن است بیاید: «Gemüse», «Obst», «Sport», «Fett», «Zucker».
مرحله دوم، گوشدادن کلی. در بار اول تلاش نکنید هر واژه را درک کنید. تمرکز کنید روی اینکه: موضوع اصلی چیست، چه کسی صحبت میکند، در مورد چه مسئلهای بحث میشود، و آیا نظرها مثبتاند یا منفی. اگر در امتحان هستید، معمولا سؤالها به ترتیب متن پیش میروند، پس از ترتیب سؤالها هم برای جهتدهی به گوشدادن استفاده کنید.
مرحله سوم، گوشدادن برای جزئیات مهم. در شنیدن دوم یا سوم، حالا روی اطلاعات دقیقتر تمرکز کنید، مثلا اعداد، زمانها، مکانها، اسمها و دلایل. در گزارشها معمولا به این عناصر نیاز دارید تا به سؤالهای امتحان پاسخ دهید. اگر یک یا دو کلمه را از دست دادید، آرامش خود را حفظ کنید و سعی کنید از بافت کلی جمله حدس بزنید.
مرحله چهارم، استفاده از تکرار و توقف. در تمرینهای خانگی، فایلها را متوقف کنید، بخشی را دوباره گوش دهید، جملهها را بنویسید و بعد با متن اصلی مقایسه کنید. این کار شاید در امتحان ممکن نباشد، اما برای تمرین تدریجی بسیار مؤثر است.
قاعده مهم: در شنیدن مصاحبهها و گزارشها، «فهمیدن ۶۰ تا ۷۰ درصد واژهها» معمولا برای «فهمیدن ۹۰ درصد پیام» کافی است. تلاش برای ترجمه کلمه به کلمه هنگام شنیدن، باعث میشود بخش بعدی متن را از دست بدهید.
مهارت تشخیص ایده اصلی و جزئیات
در گزارشها و مصاحبهها، دو نوع اطلاعات مهماند: «ایده اصلی» و «جزئیات». برای موفقیت در سطح B1 باید از هم تفکیکشان کنید و بدانید در هر لحظه به کدام یکی نیاز دارید.
ایده اصلی عبارت است از پاسخ به سؤال «این بخش، در یک جمله، چه میگوید؟». معمولا در مصاحبه، هر پاسخ یک ایده اصلی دارد، مثلا: «این شخص از کار پارهوقت راضی است» یا «این فرد با استفاده از تلفن همراه در کلاس آنلاین مخالف است». در گزارشها هر پاراگراف یا بخش، یک ایده اصلی دارد، مثل «در چند سال اخیر تعداد دوچرخهسواران زیاد شده است».
برای تشخیص ایده اصلی، به این موارد دقت کنید: واژههای تکرارشونده، جایگاه جمله در آغاز یا پایان یک بخش، و لحن گوینده که هنگام بیان نتیجه یا نکته مهم معمولا واضحتر و تاکیددارتر میشود.
جزئیات شامل اطلاعاتی مثل زمان دقیق، اعداد، مثالها، نام شهرها یا اشخاص و توضیحهای فرعی است. در آزمون B1 معمولا سؤالهایی میآید مثل: «Wie viele Personen …?», «Seit wann …?», «In welcher Stadt …?», «Was genau macht Herr X?». در این نوع سؤالها باید هنگام شنیدن به طور ویژه روی آن بخشها تمرکز کنید. اگر سؤالات امتحان را قبل از شنیدن خوانده باشید، دقیقا میدانید دنبال چه جزئیاتی بگردید.
تمرین خوب این است که پس از گوش دادن، سعی کنید برای هر بخش متن، یک جمله کوتاه به آلمانی یا فارسی بنویسید که ایده اصلی آن بخش را خلاصه کند، و بعد دو یا سه جزئیات مهم را زیرش اضافه کنید.
مقابله با سرعت و لهجهها
یکی از بزرگترین چالشها در مصاحبهها و گزارشهای واقعی، سرعت طبیعی گفتار و تفاوت لهجهها است. گویندگان بعضی مناطق آلمانیزبان، مثل سوییس یا اتریش، یا حتی شهرهای مختلف آلمان، ممکن است کمی متفاوت تلفظ کنند. در سطح B1 قرار نیست همه لهجهها را کامل بفهمید، ولی باید چند روش برای مقابله با این مشکل بدانید.
اول، تمرین منظم با منابع استاندارد. اگر گوش شما به آلمانی معیار (Hochdeutsch) عادت کند، در اکثر امتحانها و رسانههای رسمی دچار مشکل جدی نمیشوید. هدف اصلی این است که الگوی آهنگ جمله، کاهش صداها و اتصال واژهها در گفتار معمولی را بشناسید.
دوم، تمرکز روی واژههای کلیدی و ساختارهای آشنا، نه روی هر کلمه. اگر گوینده سریع صحبت میکند، شما نمیتوانید هر چیز را بفهمید. اما اگر «کلمات مهم» مانند اسمها، فعلهای اصلی، عددها و واژههای ربط را بگیرید، میتوانید حدس بزنید بقیه جمله چه بوده است.
سوم، آشنایی با شکلهای گفتاری غیررسمی. در مصاحبههای خیابانی یا گفتوگوهای نیمه غیررسمی، مردم از شکلهای کوتاه استفاده میکنند، مثل «hab’» به جای «habe», یا «ich bin’s» به جای «ich bin es». شناختن این شکلها کمک میکند کمتر تعجب کنید. در حد B1 لازم نیست همه اینها را تولید کنید، اما خوب است آنها را تشخیص دهید.
چهارم، آرامماندن و استفاده از سیگنالهای دیگر. در یک ویدئو، تصویر، حرکت دستها و حالات چهره به فهم کمک میکند. در رادیو یا فایل صوتی، لحن صدا و تاکید روی واژهها به شما سرنخ میدهد. استفاده از این اطلاعات غیرزبانی هم بخشی از «درک شنیداری» است.
درک ساختار گزارشهای خبری
گزارشهای خبری معمولا ساختار نسبتاً ثابتی دارند. اگر این ساختار را بشناسید، حتی قبل از شنیدن جزئیات، میتوانید حدس بزنید در هر بخش تقریبا چه خواهید شنید.
بخش اول، لید یا مقدمه کوتاه. در این قسمت معمولا در دو یا سه جمله، مهمترین اطلاعات جواب «چه کسی، چه چیزی، کجا، چه وقت» داده میشود. مثلا: «In Berlin hat gestern Abend ein großes Konzert stattgefunden. Mehr als 10.000 Menschen waren dabei.»
بخش دوم، پسزمینه. در این جا خبرنگار توضیح میدهد چرا این رویداد مهم است، چه سابقهای دارد، یا چه مشکلاتی پشت آن است. عبارات سازماندهنده مثل «Hintergrund ist …», «Schon seit Jahren …», «Bereits im letzten Jahr …» نشان میدهند وارد بخش پسزمینه شدهاید.
بخش سوم، جزئیات و مثالها. در این بخش معمولا گفتوگوهای کوتاه با افراد مختلف آورده میشود، آمار و عددها داده میشود، و بخشهای جالب گزارش ارائه میشود. ارتباطات علت و نتیجه نیز اینجا بیشتر دیده میشود.
بخش چهارم، جمعبندی یا نتیجهگیری. در پایان، گزارشگر گاهی در یک یا دو جمله نتیجه کلی یا چشمانداز آینده را بیان میکند، مثل: «Insgesamt zeigen die Ergebnisse, dass …», «Wie es weitergeht, ist noch offen.»
اگر این چهارچوب را در ذهن داشته باشید، هنگام گوش دادن میتوانید تشخیص دهید در کدام بخش هستید و چه نوع اطلاعاتی در ادامه خواهید شنید. این پیشبینی بار ذهنی شما را کم میکند.
استفاده از مهارت خواندن برای تقویت درک شنیداری
بسیاری از مصاحبهها و گزارشها متن نوشتاری هم دارند، مثلا نسخه نوشتاری یک پادکست یا خبر آنلاین. استفاده هوشمندانه از این متنها میتواند مهارت شنیداری شما را سریعتر تقویت کند.
یک روش مفید این است که ابتدا فقط گوش دهید، بدون متن، و سعی کنید ایده اصلی را بگیرید و به چند سؤال ساده پاسخ دهید. سپس، در مرحله دوم، همان متن را با کمک نسخه نوشتاری دوباره گوش دهید. در این مرحله میتوانید واژههای ناآشنا را علامت بزنید، ساختار جملهها را بررسی کنید و ببینید کجا را اشتباه فهمیده بودید.
در مرحله سوم، متن را بدون گوش دادن، مثل یک «گزارش نوشتاری» بخوانید و سعی کنید ساختار آن را تحلیل کنید. قیدهای زمانی، واژههای علت و نتیجه، و نشانههای تغییر موضوع را رنگی کنید. این کار باعث میشود وقتی در آینده متن مشابهی را میشنوید، مغز شما به دنبال همان نشانهها بگردد.
در نهایت، میتوانید سعی کنید خلاصه کوتاهی از مصاحبه یا گزارش بنویسید، ابتدا به فارسی برای اطمینان از درک، و سپس به آلمانی در حد توان خودتان. در این مرحله از واژهها و عبارتهایی که در متن شنیدهاید بهره بگیرید.
قاعده مهم: برای تقویت درک مصاحبهها و گزارشها، «ترکیب شنیدن و خواندن همان متن» بسیار مؤثرتر از فقط شنیدن یا فقط خواندن است. ابتدا گوش دهید، بعد با متن مکتوب مقایسه کنید، و در پایان خلاصهنویسی کنید.
آمادگی برای بخش شنیداری آزمون B1
در آزمون B1 (مثل آزمونهای گوته یا telc)، معمولا بخشی وجود دارد که باید مصاحبهها و گزارشهای کوتاه را بشنوید و به پرسشهایی پاسخ دهید. برای موفقیت در این بخش، چند نکته عملی مهم است.
اول، آشنایی با فرمت آزمون. بدانید چند بار فایل پخش میشود، چند سؤال برای هر متن دارید، و چه نوع گزینههایی خواهید دید (درست/نادرست، چندگزینهای، انتخاب تصویر و مانند آن). این آشنایی استرس شما را کم میکند و فرصت بیشتری برای تمرکز بر شنیدن میدهد.
دوم، خواندن سؤالها قبل از شنیدن. این کار خیلی مهم است، چون دقیقا مشخص میکند که باید دنبال چه نوع اطلاعاتی باشید. برای هر سؤال، زیر واژههای مهم را خط بکشید، مثلا «Wer», «Wann», «Warum». اگر چند گزینه وجود دارد، اختلافهای کلیدی بین آنها را پیدا کنید تا هنگام شنیدن به آن نقاط حساس توجه بیشتری کنید.
سوم، عدم توقف روی یک سؤال. اگر در حین گوش دادن جواب یک سؤال را از دست دادید، برای آن افسوس نخورید. سوال بعدی را دنبال کنید. توجه شما در لحظه مهم است، نه پشیمانی از لحظهای که گذشته است. گاهی اطلاعات مشابه در جای دیگری تکرار میشوند، یا از طریق فهم کلی میتوانید بعدا حدس منطقی بزنید.
چهارم، بعد از تمرینهای آزمایشی، تحلیل خطا. فقط به نمره تمرین توجه نکنید، بلکه ببینید چرا اشتباه کردید. آیا واژه کلیدی را نشناختید؟ آیا به واژه فارسی شبیه اشتباه اعتماد کردید؟ آیا به علت و نتیجه توجه نکردید؟ شناختن الگوی اشتباهها کمک میکند هدفمندتر تمرین کنید.
با بهکارگیری روشهایی که در این فصل توضیح داده شد، میتوانید قدمبهقدم از سطح «فهمیدن فقط گفتوگوی ساده» به سطح «درک مصاحبهها و گزارشهای کوتاه و نسبتا پیچیده» برسید، که دقیقا همان چیزی است که برای B1 و ورود به استفاده واقعی از زبان آلمانی در زندگی روزمره نیاز دارید.
Views: 2
KAHIBARO