3.11.4. جملات امتیازی و تضادی
Table of Contents
مقدمه
در این فصل با نوعی از جملههای پیچیده در آلمانی آشنا میشوید که برای «تضاد» و «امتیاز» به کار میروند. این جملهها به شما کمک میکنند بگویید: «با وجود این که …، اما …»، «اگرچه …»، «با این حال …» و مانند آن. در سطح B1 توانایی استفاده درست از این ساختارها برای فهم متون و بیان نظر بسیار مهم است.
تفاوت «امتیازی» و «تضادی»
در دستور زبان، «جملات امتیازی» به موقعیتی اشاره میکنند که یک مانع یا دلیل مخالف وجود دارد، اما عمل یا نتیجه باز هم اتفاق میافتد. در فارسی معمولا با «با وجود این که»، «اگرچه»، «هرچند»، «با این که» بیان میشوند.
«جملات تضادی» بیشتر بر مقایسه و اختلاف دو وضعیت تأکید میکنند، مثل «اما»، «در حالی که»، «برعکس». در عمل، این دو نوع در آلمانی بسیار به هم نزدیکاند و در بسیاری از کتابها زیر عنوان کلی «Konzessiv- und Kontrast-Sätze» بررسی میشوند.
در این فصل تمرکز روی واژههای پرکاربردی است که در سطح B1 لازم دارید: مخصوصا although / though / even though آلمانی، و بیان تضاد در جملههای همپایه و وابسته.
واژهها و ساختارهای مهم در جملات امتیازی
در آلمانی چند حرف ربط و قید مهم برای بیان امتیاز و تضاد وجود دارد که باید آنها را خوب بشناسید. در این بخش فقط با آنهایی کار میکنیم که در سطح B1 ضروریاند و به ساختارهای پیچیدهتر سطوح بالاتر وارد نمیشویم.
obwohl برای «با وجود این که / اگرچه»
مهمترین حرف ربط امتیازی در سطح B1 «obwohl» است. معنی آن در فارسی معمولا «با وجود این که»، «اگرچه» یا «هرچند» است.
قاعده مهم با obwohl
«obwohl» یک حرف ربط وابستهساز است. در جملهای که با «obwohl» آغاز میشود، فعل صرفشده در پایان جمله میآید.
الگو:
$$
\text{Obwohl} + \text{جمله وابسته (فعل در آخر)} , \text{جمله اصلی (فعل در جایگاه دوم)}.
$$
یا:
$$
\text{جمله اصلی (فعل در جایگاه دوم)} , \text{obwohl} + \text{جمله وابسته (فعل در آخر)}.
$$
نمونهها:
Obwohl es regnet, gehen wir spazieren.
با این که باران میبارد، ما پیادهروی میرویم.
Wir gehen spazieren, obwohl es regnet.
ما پیادهروی میرویم، با این که باران میبارد.
هر دو جمله از نظر معنی یکی هستند، فقط تأکید اندکی عوض میشود. اگر جمله را با «obwohl» شروع کنید، معمولا روی «شرطِ مانع» تأکید بیشتری میکنید.
trotzdem به عنوان قید: «با این حال»
«trotzdem» یک قید ربطی است، نه حرف ربط. یعنی خودش جمله را وابسته نمیکند و پس از آن باید یک جمله اصلی کامل با فعل در جایگاه دوم بیاید. معنی آن «با این حال»، «با این وجود» است و معمولا بعد از جملهای میآید که «دلیلِ مخالف» را بیان میکند.
ساختار:
جمله ۱ (دلیل مخالف). Trotzdem + فعل + بقیه جمله.
نمونه:
Es regnet. Trotzdem gehen wir spazieren.
باران میبارد. با این حال، ما پیادهروی میرویم.
در اینجا «Es regnet» اطلاعاتِ مانع را میدهد و «Trotzdem gehen wir spazieren» نشان میدهد که با وجود این مانع، عمل هنوز انجام میشود.
قاعده جایگاه فعل با trotzdem
در جملهای که با «trotzdem» شروع میشود، «trotzdem» در جایگاه اول قرار میگیرد و فعل صرفشده باید در جایگاه دوم بیاید:
$$
\text{Trotzdem} + \text{فعل} + \text{سایر اجزای جمله}.
$$
مثال:
Es ist spät. Trotzdem arbeitet er weiter.
دیر شده است. با این حال او به کار ادامه میدهد.
Trotzdem arbeitet er weiter.
با این حال او به کار ادامه میدهد.
ترکیب obwohl و trotzdem
در فارسی معمولا تضاد امتیازی را با یک جمله واحد بیان میکنیم: «با این که خسته بود، کار کرد.»
در آلمانی هم میتوان همین کار را با «obwohl» انجام داد، ولی یک روش دیگر این است که «دلیل» را در یک جمله با «obwohl» بیاورید و سپس نتیجه را با «trotzdem» در جمله بعدی تأکید کنید.
مثال:
Obwohl er müde ist, arbeitet er.
با این که خسته است، کار میکند.
Er ist müde. Trotzdem arbeitet er.
او خسته است. با این حال کار میکند.
در دومی تضاد با «trotzdem» بسیار برجستهتر میشود، چون هر دو جمله مستقلاند و میتوانید در گفتوگو با مکث و لحن روی آن تأکید کنید.
مقایسه obwohl و trotzdem
برای تسلط بهتر، تفاوت «obwohl» و «trotzdem» را میتوان در یک جدول خلاصه کرد:
| واژه | نقش دستوری | جایگاه فعل | نمونه کوتاه | ترجمه تقریبی |
|---|---|---|---|---|
| obwohl | حرف ربط وابستهساز | فعل در آخر جمله وابسته | Obwohl es regnet, … | با وجود این که / اگرچه |
| trotzdem | قید ربطی | فعل در جایگاه دوم در جمله اصلی | Trotzdem gehen wir … | با این حال / با این وجود |
از نظر معنی، هر دو نوع ساختار یک رابطه «امتیاز» را بیان میکنند، یعنی چیزی باید مانع باشد اما نیست. از نظر ساختار اما باید دقت کنید:
Obwohl er krank ist, geht er zur Arbeit.
با این که او مریض است، سر کار میرود.
Er ist krank. Trotzdem geht er zur Arbeit.
او مریض است. با این حال سر کار میرود.
اگر جایگاه فعل را بعد از «trotzdem» اشتباه کنید، جمله شما نادرست میشود. برای تمرین ذهنی میتوانید در فارسی هم آن را جملهبهجمله ببینید:
«مریض است. با این حال میرود سر کار.» نه «با این حال که او میرود سر کار» که ساختار متفاوتی دارد.
جملات تضادی با aber، doch و jedoch
برای بیان «تضاد ساده» در آلمانی، معمولا از «aber» استفاده میشود. این تضاد لزوما «امتیازی» نیست، فقط دو واقعیت را که در جهت مخالفاند کنار هم میگذارد. در فارسی اغلب به صورت «اما»، «ولی»، «در عوض» ترجمه میشود.
aber
«aber» رایجترین حرف ربط همپایه برای تضاد است. این حرف ربط دو جمله اصلی را به هم وصل میکند یا دو عبارت همپایه را مقابل هم قرار میدهد و مانند دیگر حروف ربط همپایه (و، یا) نمیتواند جای فعل را تغییر دهد.
ساختار:
جمله ۱. جمله ۲ با aber (فعل در جایگاه دوم).
مثال:
Ich bin müde, aber ich muss arbeiten.
من خستهام، اما باید کار کنم.
در اینجا بر خلاف «obwohl»، هیچ جمله وابستهای نداریم. هر دو جمله اصلیاند.
doch
«doch» چند کاربرد دارد، اما در این فصل فقط نقش آن به عنوان «حرف ربط تضادی» مهم است. در این نقش، معنی آن شبیه «اما»، «با این حال» است و اغلب وقتی استفاده میشود که جمله دوم تا حدی خلاف انتظار از جمله اول است.
مثال:
Er hat wenig Geld, doch er ist zufrieden.
او پول کمی دارد، اما راضی است.
از نظر ساختار، «doch» هم مثل «aber» یک حرف ربط همپایه است و فعل در جمله بعدی در جایگاه دوم میماند.
jedoch
«jedoch» بیشتر در متنهای رسمیتر و نوشتاری دیده میشود و معنی آن «اما»، «با این حال» است. این واژه هم معمولا جایگاه فعل را تغییر نمیدهد، اما میتواند هم مانند «aber» بین دو جمله بیاید و هم در ابتدای جمله دوم به صورت قید ربطی به کار رود. در سطح B1 کافی است بدانید از نظر معنی نزدیک به «aber» و «doch» است.
مثال:
Es war kalt, jedoch gingen wir schwimmen.
هوا سرد بود، اما ما رفتیم شنا.
یا:
Es war kalt. Jedoch gingen wir schwimmen.
هوا سرد بود. با این حال رفتیم شنا.
در هر دو صورت، فعل جمله دوم در جایگاه دوم میآید: gingen wir.
مقایسه aber با obwohl و trotzdem
گاهی زبانآموزان «aber»، «obwohl» و «trotzdem» را به جای هم استفاده میکنند، چون در فارسی معمولا «اما» و «با وجود این که» را به صورت آزادتر جابهجا میکنیم. نکته مهم در آلمانی نوع رابطه معنایی و نوع ساختار است.
اگر بخواهیم رابطه را دقیقتر ببینیم:
| ساختار | نوع رابطه | نمونه | ترجمه تقریبی |
|---|---|---|---|
| obwohl + جمله وابسته | امتیازی (با وجود این که) | Obwohl ich müde bin, arbeite ich. | با این که خستهام، کار میکنم. |
| جمله ۱. Trotzdem + جمله ۲ | امتیازی در دو جمله مستقل | Ich bin müde. Trotzdem arbeite ich. | خستهام. با این حال کار میکنم. |
| جمله ۱, aber + جمله ۲ | تضاد ساده | Ich bin müde, aber ich arbeite. | خستهام، اما کار میکنم. |
از نظر معنی، هر سه تقریبا همان پیام را میدهند، اما:
در «obwohl» تأکید بر شرایطِ مانع است که اجازه نمیدهد نتیجه به سادگی رخ دهد.
در «trotzdem» تأکید روی این است که نتیجه «بر خلاف انتظار» هنوز رخ میدهد.
در «aber» فقط دو واقعیت متضاد کنار هم قرار میگیرند، بدون تمرکز زیاد روی «مانع بودن» یکی برای دیگری.
جملات تضادی با während و درک تفاوت آن با obwohl
«während» معمولا در سطح B1 به عنوان حرف ربط زمانی با معنی «در حالی که / وقتی که» آموزش داده میشود. اما گاهی در جملهها کاربردی نزدیک به تضاد دارد، یعنی علاوه بر زمان، مقایسه دو وضعیت مختلف را هم نشان میدهد.
مثال تضادی:
Während er sehr sportlich ist, bin ich eher faul.
در حالی که او خیلی ورزشکار است، من بیشتر تنبل هستم.
در اینجا «während» دو وضعیت را که در تضاد هستند مقایسه میکند. از نظر ساختار، این هم یک حرف ربط وابستهساز است، پس فعل جملهای که با «während» شروع میشود در پایان قرار میگیرد.
در سطح B1 کافی است بدانید که:
اگر «während» را با معنی «در حالی که» استفاده کنید، جمله همزمانی و اغلب تضاد ملایمی را هم نشان میدهد.
اگر میخواهید صرفا امتیاز و مانعی را که مانع نشده است بیان کنید، بهتر است از «obwohl» استفاده کنید، نه «während».
مقایسه:
Obwohl er müde ist, spielt er Fußball.
با این که او خسته است، فوتبال بازی میکند.
(امتیاز: خستگی باید مانع شود، اما نمیشود.)
Während er müde ist, spielt er Fußball.
در حالی که او خسته است، فوتبال بازی میکند.
(تمرکز بیشتر روی همزمانی دو وضعیت است، جمله از نظر معنایی کمی عجیب به نظر میرسد و معمولا گویا نیست.)
به همین دلیل، برای بیان امتیاز «با وجود این که» در سطح شما، انتخاب اصلی همیشه «obwohl» است و «während» را بیشتر برای زمان و مقایسه ملایم استفاده میکنید.
ساختارهای رایج تضاد در گفتوگوی روزمره
در گفتوگوی روزمره آلمانیها از چند الگوی ساده برای بیان تضاد و امتیاز استفاده میکنند که میتوانید مستقیما آنها را الگو بگیرید.
الگوی ۱: با وجود این که …، اما …
Obwohl ich wenig Zeit habe, treibe ich Sport.
با وجود این که وقت کمی دارم، ورزش میکنم.
الگوی ۲: …، اما …
Ich habe wenig Zeit, aber ich treibe Sport.
من وقت کمی دارم، اما ورزش میکنم.
الگوی ۳: … . با این حال …
Ich habe wenig Zeit. Trotzdem treibe ich Sport.
من وقت کمی دارم. با این حال ورزش میکنم.
هر سه از نظر سطح زبان مناسب B1 هستند و فقط از نظر لحن و تأکید کمی تفاوت دارند. اگر بخواهید جملهسازی خود را متنوع کنید، میتوانید در نوشتار و گفتار این سه نوع را جابهجا به کار ببرید، به شرط آن که جای فعل و نوع حرف ربط را درست نگه دارید.
ترکیب جملات تضادی با سایر ساختارهای پیچیده
در سطح B1 شما همزمان در فصلهای دیگر با جملات زمانی، علّی و موصولی آشنا میشوید. مهم است که هنگام ساخت جملههای امتیازی و تضادی، همه قواعد جایگاه فعل در جملات وابسته و جملههای اصلی را با هم ترکیب کنید.
به عنوان نمونه، در یک متن کوتاه میتوانید چند نوع جمله مختلف را کنار هم ببینید:
Obwohl ich gestern lange gearbeitet habe, bin ich heute früh aufgestanden. Trotzdem bin ich noch müde, weil ich schlecht geschlafen habe.
با این که دیروز مدت زیادی کار کردم، امروز زود از خواب بیدار شدم. با این حال هنوز خستهام، چون بد خوابیدهام.
در این مثال:
Obwohl ich gestern lange gearbeitet habe …
جمله امتیازی است، فعل «habe gearbeitet» در پایان قرار گرفته است.
Trotzdem bin ich noch müde …
«trotzdem» در جایگاه اول و فعل «bin» در جایگاه دوم است.
…, weil ich schlecht geschlafen habe.
«weil» جمله علّی ساخته و فعل «habe geschlafen» را به آخر برده است.
نکته مهم این است که بدون نیاز به ساختارهای بسیار پیچیده میتوانید فقط با سه حرف ربط اصلی (obwohl، weil، aber) و یک قید تضادی (trotzdem) متنهای روان و طبیعی بسازید.
جمعبندی
در این فصل با «جملات امتیازی و تضادی» در آلمانی آشنا شدید که به شما اجازه میدهند تضاد، غافلگیری، و «برخلاف انتظار بودن» یک نتیجه را بیان کنید. برای سطح B1 کافی است موارد زیر را به خوبی تمرین کنید:
استفاده از obwohl برای جملههای وابسته امتیازی، با فعل در پایان.
استفاده از trotzdem در جمله اصلی با فعل در جایگاه دوم، برای بیان «با این حال».
بهکارگیری aber، doch، jedoch برای تضاد ساده بین دو جمله اصلی.
شناخت کاربرد تضادی während وقتی دو وضعیت متضاد را مقایسه میکند، بدون این که آن را با «obwohl» اشتباه بگیرید.
اگر این ساختارها را در خواندن متنها و گوش دادن به گفتوگوها تشخیص دهید و خودتان هم چند جمله کوتاه روزمره با آنها بسازید، قدم مهمی در جهت تسلط بر «جملات پیچیده» در سطح B1 برداشتهاید.
Views: 2
KAHIBARO