KAHIBARO
Discord Login Register

4.5.4. جایگزین‌های ساختار مجهول

نگاهی کلی به جایگزین‌های ساختار مجهول

در سطح B2 فقط یادگرفتن ساختار مجهول کافی نیست. در متن‌های خوب آلمانی، نویسنده و گوینده معمولا دائم از ساختار مجهول استفاده نمی‌کنند، چون متن را سنگین، مبهم و گاهی غیرطبیعی می‌کند. در این فصل یاد می‌گیرید که در موقعیت‌های مختلف، چه ساختارهای دیگری می‌توانید به جای مجهول به کار ببرید تا هم معنی «تمرکز بر عمل و نتیجه» حفظ شود و هم زبانتان طبیعی و سیال بماند.

ایده اصلی این است که: در آلمانی همیشه لازم نیست بگوییم «چیزی توسط کسی انجام شد». گاهی می‌توانیم فاعل را عوض کنیم، ساختار جمله را تغییر دهیم، یا حتی فعل را عوض کنیم تا بدون استفاده از «werden + Partizip II» همان منظور را برسانیم.

قاعده‌ی کلیدی:
برای طبیعی‌تر کردن متن در سطح B2، هرجا «مجهول» فقط به خاطر رسمیت یا ندانستن فاعل استفاده شده، بررسی کنید آیا می‌توانید
1) فاعل مناسب انتخاب کنید،
2) از ساختارهای غیرشخصی،
3) از اسم‌سازی،
4) از فعل‌های «خودمجهول‌ساز»
به عنوان جایگزین استفاده کنید.

در ادامه، مهم‌ترین جایگزین‌ها را با مثال مقایسه‌ای می‌بینید.

جایگزینی با ساختارهای کنشی (فاعل‌دار)

اولین و طبیعی‌ترین راه، این است که به جای جمله مجهول، یک فاعل مشخص معرفی کنیم و جمله را کنشی بسازیم. در فارسی هم وقتی می‌گوییم «کتاب چاپ شد» می‌توانیم بگوییم «ناشر کتاب را چاپ کرد». در آلمانی هم همین تغییر کاملا رایج است.

مقایسه کنید:

نوع جملهساختار آلمانیترجمه تقریبی
مجهولDas Problem wurde gelöst.مشکل حل شد.
کنشیDie Firma hat das Problem gelöst.شرکت مشکل را حل کرد.

در جمله مجهول، تمرکز روی «Das Problem» و نتیجه است، و فاعل یا مهم نیست یا ناشناس. اما اگر فاعل برایتان مهم است، یا متن زیاد رسمی شده، بهتر است یک فاعل واقعی بگذارید.

چند الگوی مفید برای تبدیل مجهول به کنشی:

  1. اگر فاعل مشخص است، او را به ابتدای جمله بیاورید:
    مجهول: Der Vertrag wurde unterschrieben.
    کنشی: Der Chef hat den Vertrag unterschrieben.
  2. اگر فاعل دقیقا مشخص نیست، می‌توانید از گروهی کلی استفاده کنید:
    مجهول: In Deutschland wird viel recycelt.
    کنشی: Die Deutschen recyceln viel.
  3. در متون علمی یا خبری، اغلب از «Forscher, Experten, Ärzte, die Polizei» و غیره به عنوان فاعل عمومی استفاده می‌شود:
    مجهول: Es wird untersucht, wie …
    کنشی: Forscher untersuchen, wie …

نکته مهم:
هرجا فاعل مشخص، منطقی و مرتبط دارید، استفاده از جمله کنشی معمولا طبیعی‌تر و واضح‌تر از مجهول است.

ساختارهای غیرشخصی با «man» و «es»

یکی از مهم‌ترین رقیب‌های مجهول در آلمانی، ضمیر «man» است. این ضمیر شخص خاصی را مشخص نمی‌کند، بلکه معنی «آدم‌ها، مردم، معمولاً» می‌دهد. بسیاری از جمله‌های مجهول را می‌توان با «man» بازنویسی کرد.

مقایسه کنید:

ساختارجملهترجمه تقریبی
مجهولIn Deutschland wird viel Kaffee getrunken.در آلمان خیلی قهوه نوشیده می‌شود.
manIn Deutschland trinkt man viel Kaffee.در آلمان مردم خیلی قهوه می‌نوشند.

در زبان گفتاری و در متن‌های کمتر رسمی، ساختار با «man» بسیار رایج است. این ساختار در فارسی تقریبا همیشه با «آدم، مردم، معمولاً» یا فعل سوم‌شخص جمع ترجمه می‌شود.

یک تفاوت ظریف:
مجهول تمرکز را روی «Kaffee» می‌گذارد، یعنی روی چیزی که اتفاق برایش می‌افتد.
«man» تمرکز را روی «رفتار عمومی مردم» می‌گذارد.

الگوی پایه:

$$
man + صرف\ فعل\ در\ شخص\ سوم\ مفرد
$$

مثال‌ها:

Man sagt, dass Deutsch schwer ist.
می‌گویند آلمانی سخت است.

Hier darf man nicht rauchen.
اینجا کسی حق سیگار کشیدن ندارد.

برای ساختارهای غیرشخصی دیگر، می‌توان از «es» استفاده کرد که معمولا فقط جایگاه دستوری را پر می‌کند:

Es wird getanzt.
رقص انجام می‌شود. / در حال رقصیدن هستند.

معادل غیرمجهول رایج‌تر در زبان طبیعی:

Man tanzt.
همه در حال رقص هستند.

یا:

Es wird viel über dieses Thema diskutiert.
درباره این موضوع خیلی بحث می‌شود.

معادل با «man»:

Man diskutiert viel über dieses Thema.

قاعده توصیه‌ای:
در متن‌های نیمه رسمی و گفتاری، برای بیان کارهای عمومی و نامشخص، ساختار «man + فعل» معمولا طبیعی‌تر و رایج‌تر از ساختار مجهول است.

سبک اسمی و فعل‌های اسمی‌شده

در آلمانی پیشرفته، مخصوصا در متن‌های اداری و دانشگاهی، به جای مجهول از «سبک اسمی» استفاده می‌شود. یعنی به جای تاکید بر فعل، آن را به اسم تبدیل می‌کنند و سپس از افعال عمومی مثل «erfolgen, stattfinden, erfolgen, erfolgen» استفاده می‌شود. این هم نوعی فاصله‌گرفتن از فاعل واقعی است، اما جمله دیگر مجهول نیست.

مقایسه کنید:

مجهول: Die Anträge werden geprüft.
درخواست‌ها بررسی می‌شوند.

سبک اسمی:
Die Prüfung der Anträge erfolgt morgen.
بررسی درخواست‌ها فردا انجام می‌شود.

در اینجا «prüfen» به اسم «Prüfung» تبدیل شده است و دیگر نیازی به ساختار «werden + Partizip II» نداریم.

یک الگوی رایج:

$$
اسم\ عمل\ (auf\ -ung,\ -ung,\ -ion\ و...) + فعل\ عمومی\ مثل\ erfolgen,\ stattfinden,\ erfolgen
$$

مثال‌ها:

Die Bewerbung wird bearbeitet.
درخواست کار پردازش می‌شود.

Die Bearbeitung der Bewerbung erfolgt innerhalb von zwei Wochen.
پردازش درخواست کار ظرف دو هفته انجام می‌شود.

Der Vertrag wird unterschrieben.
قرارداد امضا می‌شود.

Die Unterschrift des Vertrags erfolgt am Montag.
امضای قرارداد روز دوشنبه انجام می‌شود.

هم‌چنین می‌توان از فعل «sein» همراه با اسم استفاده کرد:

Die Lieferung ist erfolgt.
تحویل انجام شده است.

به جای:

Die Ware ist geliefert worden.
کالا تحویل داده شده است.

الگوی مهم در سبک اسمی:
فعل را به اسم فعال تبدیل کنید، سپس از فعل‌های خنثی مانند «erfolgen, stattfinden, erfolgen, kommen zu» استفاده کنید تا بدون ساختار مجهول، روی «فرایند» تمرکز کنید.

افعال با معنای «خودمجهول‌ساز» مثل «sich lassen»

برخی از ساختارها با «lassen» و «sich» عملا همان معنی مجهول را می‌دهند، اما از نظر دستوری مجهول نیستند. این ساختارها به ویژه برای بیان «امکان‌پذیر بودن» یا «قابل انجام بودن» کاری بسیار رایج‌اند.

مقایسه کنید:

مجهول: Das Problem kann gelöst werden.
مشکل می‌تواند حل شود.

جایگزین با «lassen»:

Das Problem lässt sich lösen.
این مشکل قابل حل است.

هر دو جمله به فارسی تقریبا یکسان ترجمه می‌شوند، اما در آلمانی جمله با «lässt sich» طبیعی‌تر و کمی ظریف‌تر به نظر می‌رسد.

الگوی اصلی:

$$
Subjekt + lässt\ sich + Infinitiv
$$

چند مثال متداول:

Die Tür kann leicht geöffnet werden.
در می‌تواند به آسانی باز شود.

Die Tür lässt sich leicht öffnen.
در به آسانی باز می‌شود / قابل باز شدن است.

Das Thema kann nicht einfach erklärt werden.
این موضوع نمی‌تواند به سادگی توضیح داده شود.

Das Thema lässt sich nicht einfach erklären.
این موضوع به سادگی قابل توضیح نیست.

این ساختار نوعی «مجهول معنایی» است، اما از نظر گرامری فعل در حالت معلوم باقی می‌ماند. برای زبان طبیعی سطح B2 دانستن و استفاده از این الگو بسیار مهم است.

گاهی جایگزین دیگری هم داریم:

Dieses Problem ist schwer zu lösen.
حل این مشکل سخت است.

که در بخش‌های دیگر کتاب (مصدر با zu) توضیح داده می‌شود، اما از نظر کارکرد معنایی رقیب مستقیم مجهول است.

الگوی بسیار پرکاربرد:
«sich lassen + Infinitiv» اغلب معادل «können + Partizip II + werden» است و در سبک‌های رسمی و نیمه رسمی، طبیعی‌تر از مجهول ساده به نظر می‌رسد.

فعل‌های غیرشخصی و ساختارهای بدون فاعل واقعی

در آلمانی برخی فعل‌ها ذاتا غیرشخصی‌اند، یعنی فاعل واقعی ندارند یا فاعلشان «es» صرفا یک پرکننده است. این افعال اغلب کاری می‌کنند که شما بدون نیاز به مجهول، عملی را توصیف کنید.

مثال ساده:

Hier wird gebaut.
اینجا در حال ساخت و ساز است.

جایگزین غیرمجهول:

Hier wird gerade gebaut.
(همچنان مجهول است، فقط با «gerade».)
اما می‌توانیم با فعل غیرشخصی این حالت را تقریبا این گونه بیان کنیم:

Hier entsteht ein neues Gebäude.
اینجا یک ساختمان جدید در حال شکل‌گیری است.

فعل «entstehen» فاعل انسانی ندارد، فرایند را توصیف می‌کند و نیازی به مجهول نیست.

نمونه‌هایی از فعل‌ها و ساختارهایی که کمک می‌کنند از مجهول دور شویم:

Es gibt viele Möglichkeiten.
امکانات زیادی هست.

به جای: Viele Möglichkeiten werden angeboten. (امکانات زیادی ارائه می‌شوند.)

Es kommt zu Verzögerungen.
تاخیرهایی پیش می‌آید.

به جای: Verzögerungen werden verursacht. (تاخیرها ایجاد می‌شوند.)

Es herrscht Chaos.
هرج و مرج حاکم است.

به جای: Chaos wird verursacht. (هرج و مرج ایجاد می‌شود.)

در اینجا، زبان آلمانی با استفاده از افعال و عبارت‌های غیرشخصی، معنی‌ای نزدیک به مجهول می‌سازد، اما از نظر گرامری مجهول به کار نمی‌برد.

نکته سبک‌شناسانه:
هر وقت می‌خواهید «وقوع یک وضعیت» را توصیف کنید و نه «انجام دادن کاری توسط کسی»، بررسی کنید آیا می‌توانید از افعال غیرشخصی مانند «es gibt, es kommt zu, es herrscht, entstehen, passieren» استفاده کنید.

استفاده از فعل‌های وجهی و ساختارهای جایگزین

افعال وجهی همراه با مجهول معمولا ساختارهای سنگینی ایجاد می‌کنند، به خصوص در زمان‌های ترکیبی. در این موارد، پیدا کردن جایگزین می‌تواند جمله را خواناتر و طبیعی‌تر کند.

برای مثال:

Die Regeln müssen eingehalten werden.
قوانین باید رعایت شوند.

دو جایگزین مهم:

Die Regeln sind einzuhalten.
قوانین باید رعایت گردند / رعایت‌شدنی هستند.

Man muss die Regeln einhalten.
باید قوانین را رعایت کرد.

سه ساختار بالا از نظر معنا بسیار نزدیک‌اند، اما آخری، یعنی «man muss + فعل»، معمولا ساده‌ترین و در متن‌های عمومی طبیعی‌ترین است.

نمونه دیگر:

Das Formular soll ausgefüllt werden.
فرم باید پر شود.

جایگزین‌ها:

Das Formular ist auszufüllen.
فرم باید پر گردد.

Man soll das Formular ausfüllen.
باید فرم را پر کرد.

در سطح B2، شما باید بتوانید تشخیص دهید کجا ساختار «Modalverb + Passiv» متن را سنگین می‌کند و می‌توانید آن را به یکی از الگوهای زیر تبدیل کنید:

  1. Modalverb + man + فعل در معلوم
  2. sein + zu + Infinitiv
  3. müssen/sollen + مصدر ساده بدون مجهول، در صورتی که فاعل مشخص است

جدول مقایسه‌ای:

ساختارمثالکارکرد
müssen + PassivDie Regeln müssen eingehalten werden.رسمی، نسبتا سنگین
man + müssen + AktivMan muss die Regeln einhalten.عمومی، طبیعی در گفتار
sein + zu + InfinitivDie Regeln sind einzuhalten.بسیار رسمی، اداری و کتبی

هنگام ترکیب «افعال وجهی + مجهول»، همیشه بررسی کنید که آیا می‌توانید از ساختار «man + Modalverb + Aktiv» یا «sein + zu + Infinitiv» به عنوان جایگزین استفاده کنید تا جمله روان‌تر شود.

جمع‌بندی کاربردی

برای استفاده حرفه‌ای از آلمانی در سطح B2، دانستن خودِ ساختار مجهول کافی نیست. شما باید بتوانید بسته به موقعیت، بین این گزینه‌ها انتخاب کنید:

  1. جمله کنشی با فاعل مشخص، برای وضوح و سادگی.
  2. ساختار غیرشخصی با «man»، برای بیان عادت‌ها، قوانین و رفتارهای عمومی.
  3. سبک اسمی، برای متن‌های رسمی، علمی و اداری.
  4. ساختار «sich lassen + Infinitiv»، برای بیان امکان‌پذیری کاری به شکل طبیعی.
  5. افعال غیرشخصی و ساختارهای «es gibt / es kommt zu / entstehen» برای توصیف وضعیت‌ها و رویدادها بدون تاکید بر فاعل انسانی.
  6. ترکیب‌های مناسب با افعال وجهی، معمولا با تبدیل مجهول به معلوم همراه با «man» یا «sein + zu + Infinitiv».

رویکرد حرفه‌ای این است که هر بار که یک جمله مجهول می‌سازید، از خود بپرسید:

آیا فاعل مهم است؟
آیا می‌توانم از «man» استفاده کنم؟
آیا سبک اسمی مناسب‌تر است؟
آیا «sich lassen» یا «sein + zu + Infinitiv» جمله را روان‌تر می‌کند؟

این پرسش‌ها به شما کمک می‌کند زبان آلمانی‌تان از سطح صرفا درست بودن، به سطح طبیعی و بومی‌گونه نزدیک شود.

Views: 3

Comments

Please login to add a comment.

Don't have an account? Register now!