KAHIBARO
Discord Login Register

4.5.5. ساختارهای غیرشخصی

تعریف ساختارهای غیرشخصی در آلمانی

در آلمانی «ساختارهای غیرشخصی» به جمله‌هایی گفته می‌شود که در آن یک «فاعل واقعی و مشخص» وجود ندارد یا مهم نیست. در فارسی معمولاً این جملات را با «… می‌شود»، «… است»، «معمول است که…»، «گفته می‌شود که…»، «لازم است که…» و مانند آن ترجمه می‌کنیم.

در این ساختارها، یا اصلاً فاعل اسمی نمی‌آید، یا از ضمیر صوری و بی‌معنی it آلمانی یعنی «es» استفاده می‌شود که فقط جایگاه دستوری فاعل را پر می‌کند، نه این که به چیزی در دنیای واقعی اشاره کند.

قاعده کلّی
در ساختارهای غیرشخصی آلمانی، فاعل یا وجود ندارد (فعل در حالت معلوم/مجهول بدون فاعل به کار می‌رود) یا es به عنوان «فاعل صوری» استفاده می‌شود. این «es» معنای واقعی ندارد و فقط برای رعایت ساختار جمله می‌آید.

در سطح B2 شما باید بتوانید این ساختارها را در متن‌های رسمی، دانشگاهی و خبری تشخیص دهید، از آن‌ها برای کلی‌گویی، بیان قضاوت‌های عمومی و جدا کردن نظر شخصی از متن استفاده کنید و آن‌ها را درست به فارسی ترجمه کنید بدون آن که اسیر ترجمه کلمه به کلمه شوید.

کارکردهای اصلی ساختارهای غیرشخصی

ساختارهای غیرشخصی معمولاً برای هدف‌های زیر به کار می‌روند:

  1. بیان قوانین، هنجارها و عادت‌ها بدون اشاره به شخص مشخص
    مانند: «در آلمان زیاد کتاب خوانده می‌شود.»
  2. بیان نظرهای عمومی، شایعات و اطلاعاتی که منبع آن مشخص نیست
    مانند: «گفته می‌شود که قیمت‌ها باز هم افزایش خواهند یافت.»
  3. توصیف وضعیت هوا، زمان، فاصله و شرایط محیطی
    مانند: «امروز باران می‌بارد.»، «دیر شده است.»
  4. بیان ضرورت، امکان، اجازه یا ممنوعیت به صورت عمومی
    مانند: «اینجا نباید سیگار کشید.»، «در اینجا می‌توان اینترنت رایگان استفاده کرد.»
  5. ایجاد فاصله و بی‌طرفی در متن علمی و رسمی
    مانند: «در این تحقیق نشان داده می‌شود که…»

این کارکردها اغلب با ساختارهای مجهول هم‌پوشانی دارند، اما تمرکز ما در این فصل روی غیرشخصی بودن فاعل است، نه فقط مجهول بودن جمله.

ضمیر صوری «es» به عنوان فاعل

یکی از مهم‌ترین ابزارها برای ساخت جمله‌های غیرشخصی در آلمانی ضمیر «es» است که در اینجا معنی «آن» ندارد، بلکه فقط جایگاه فاعل را در جمله پر می‌کند.

1. «es» در توصیف هوا و محیط

در فارسی برای هوا معمولاً اصلاً فاعل نمی‌آوریم: «باران می‌بارد»، «گرم است». اما در آلمانی معمولاً باید از «es» استفاده شود.

مثال‌ها:

آلمانیترجمهٔ طبیعی فارسی
Es regnet.باران می‌بارد.
Es schneit.برف می‌بارد.
Es ist kalt.هوا سرد است.
Es ist sehr windig.خیلی باد است.

نکته مهم
در توصیف هوا، زمان و شرایط کلی محیط، استفاده از es بسیار رایج و اغلب ضروری است. حذف «es» در این موارد، جمله را نادرست یا دست‌کم غیرطبیعی می‌کند.

2. «es» برای زمان و فاصله

در مورد ساعت، تاریخ، فاصله و مانند آن هم در آلمانی از «es» استفاده می‌شود، در حالی که در فارسی عموماً فاعل نمی‌آوریم.

نمونه‌ها:

آلمانیترجمهٔ طبیعی فارسی
Es ist spät.دیر شده است. / دیر است.
Es ist schon neun Uhr.ساعت دیگر شده نه.
Es ist Montag.امروز دوشنبه است.
Es ist weit bis zur Uni.تا دانشگاه راه زیادی است.

اینجا «es» فقط از نظر دستوری لازم است، اما ترجمهٔ آن در فارسی لازم نیست.

3. «es» در ساختارهای با صفت و عبارت‌های ارزشیابی

در آلمانی برای بیان قضاوت‌ها و ارزیابی‌ها به شکل غیرشخصی معمولاً از «es ist + Adjektiv + zu / dass …» استفاده می‌شود. در فارسی این ساختار را معمولاً با «… است که…»، «خوب است که…» و مانند آن ترجمه می‌کنیم.

مثال:

آلمانیترجمهٔ طبیعی فارسی
Es ist wichtig, regelmäßig zu üben.مهم است که مرتب تمرین کنید.
Es ist sinnvoll, früh zu kommen.منطقی است که زود بیایید.
Es ist erlaubt, hier zu parken.اجازه هست اینجا پارک کنید.
Es ist verboten, hier zu rauchen.سیگار کشیدن اینجا ممنوع است.

در این نمونه‌ها «es» هیچ مرجع مشخصی ندارد و فقط جمله را از نظر دستوری کامل می‌کند.

ساختارهای غیرشخصی با فعل «es gibt»

یکی از پرکاربردترین ساختارهای غیرشخصی در آلمانی «es gibt» است که تقریباً معادل «وجود دارد» در فارسی است. بعد از «gibt» مفعول در حالت آکوزاتیو می‌آید.

الگوی پایه:

$$
\text{es gibt} + \text{مفعول در آکوزاتیو}
$$

مثال‌ها:

آلمانیترجمهٔ طبیعی فارسی
Es gibt ein Problem.یک مشکل وجود دارد.
Es gibt viele Möglichkeiten.امکان‌های زیادی وجود دارد.
In dieser Stadt gibt es viele Parks.در این شهر پارک‌های زیادی هست.

در گذشته از حالت Präteritum استفاده می‌کنیم:

آلمانیترجمهٔ فارسی
Früher gab es hier ein Kino.قبلاً اینجا یک سینما بود.

نکته مهم برای سطح B2 این است که «es gibt» در متن‌های رسمی گاهی با ساختارهای جایگزین عوض می‌شود، مثل «es existieren …» یا «es stehen … zur Verfügung» که آن‌ها هم به شکل غیرشخصی استفاده می‌شوند، ولی سبک را رسمی‌تر می‌کنند.

ساختارهای غیرشخصی با «man»

ضمیر «man» فاعل مبهم است، معادل تقریبی «آدم»، «مردم»، «ما»، «شما» یا «به طور کلی» در فارسی. این ضمیر همیشه با صرف سوم شخص مفرد می‌آید.

مثال:

آلمانیترجمهٔ طبیعی فارسی
In Deutschland trinkt man viel Kaffee.در آلمان زیاد قهوه می‌خورند.
Man sagt, dass er sehr streng ist.می‌گویند که او خیلی سخت‌گیر است.
Hier darf man nicht parken.اینجا نباید پارک کرد.

در سطح B2 توجه کنید که استفاده از «man» لحن را عمومی و نسبتاً بی‌طرف می‌کند. اگر بخواهید متن را رسمی‌تر کنید، می‌توانید «man» را با ساختارهای غیرشخصی دیگر جایگزین کنید، مانند:

با «man»جایگزین رسمی‌تر
Man sagt, dass…Es wird gesagt, dass…
Hier darf man nicht parken.Hier ist das Parken nicht erlaubt.

استفاده از این جایگزین‌ها، شما را از «صحبت از طرف همه» دور می‌کند و متن را عینی‌تر نشان می‌دهد.

غیرشخصی‌سازی به کمک مجهول

یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای غیرشخصی‌کردن جمله استفاده از ساختارهای مجهول است که در فصل‌های دیگر به طور کامل بررسی می‌شود. اینجا فقط به شکل استفادهٔ غیرشخصی از مجهول اشاره می‌کنیم.

در بسیاری از متن‌های خبری، علمی و اداری، به جای این که بگویند «ما/آن‌ها انجام دادند»، از مجهول استفاده می‌کنند تا انجام دهنده حذف شود و تمرکز روی عمل یا نتیجه باشد.

مثال:

جملهٔ شخصیساختار غیرشخصی با مجهولترجمهٔ فارسی
Die Regierung erhöht die Steuern.Die Steuern werden erhöht.دولت مالیات‌ها را افزایش می‌دهد. → مالیات‌ها افزایش می‌یابند.
Man diskutiert das Thema.Das Thema wird diskutiert.دربارهٔ این موضوع بحث می‌کنند. → موضوع مورد بحث است.
Die Forscher haben eine Lösung gefunden.Es wurde eine Lösung gefunden.پژوهشگران راه‌حلی پیدا کردند. → یک راه‌حل پیدا شده است.

در این مثال آخر، «es wurde eine Lösung gefunden» هم مجهول است و هم «es» در آن نقش صوری دارد، پس یک ساختار غیرشخصی کامل است.

نکته کلیدی در سبک رسمی
برای غیرشخصی کردن متن و بی‌طرف کردن لحن، به جای ضمیرهایی مثل «wir» یا «ich» در متن‌های علمی و گزارش‌ها، اغلب از مجهول و es غیرشخصی استفاده می‌شود.
مثال:
«In dieser Arbeit zeigen wir, dass…»
غیرشخصی‌تر: «In dieser Arbeit wird gezeigt, dass…»

«es» غیرشخصی در ساختارهای با «zu + Infinitiv»

در زبان علمی و رسمی، ترکیب «es ist + Adjektiv + zu + Infinitiv» و همچنین «es ist + Substantiv + zu + Infinitiv» بسیار رایج است. این ساختار اجازه می‌دهد بدون اشاره به شخص، دربارهٔ امکان، ضرورت یا دشواری کاری صحبت کنیم.

الگوهای مهم:

  1. $$ es\ ist\ + \text{Adjektiv} + \text{zu} + \text{Infinitiv} $$
  2. $$ es\ ist\ + \text{Substantiv} + \text{zu} + \text{Infinitiv} $$

نمونه‌ها:

آلمانیترجمهٔ فارسی طبیعی
Es ist schwierig, eine Wohnung zu finden.پیدا کردن خانه سخت است.
Es ist leicht, diese Regel zu verstehen.فهمیدن این قاعده آسان است.
Es ist notwendig, die Daten genau zu analysieren.لازم است داده‌ها دقیق تحلیل شوند.
Es ist meine Aufgabe, die Ergebnisse zu präsentieren.وظیفهٔ من ارائهٔ نتایج است.

در این ساختارها، می‌توان آن را در فارسی با مصدر یا جملهٔ «این … است که…» ترجمه کرد، بدون این که به فاعل خاصی اشاره شود.

ساختار «es» پیش‌افتاده و جابه‌جایی اجزای جمله

در سبک نوشتاری سطح B2، «es» گاهی فقط برای پر کردن جایگاه اول جمله می‌آید تا فاعل یا بخش مهم‌تر جمله به بعد موکول شود. این هم نوعی استفادهٔ غیرشخصی است که بیشتر برای تنظیم ریتم و تأکید جمله به کار می‌رود.

الگو:

$$
Es\ + \text{فعل}\ + \text{بخش‌های دیگر جمله}\ + \text{فاعل واقعی}
$$

مثال:

آلمانیتوضیح
Es arbeiten heute viele Mitarbeiter im Homeoffice.«es» در جایگاه اول فقط جای پرکن است، فاعل واقعی «viele Mitarbeiter» است.
Es haben viele Studierende an der Umfrage teilgenommen.فاعل واقعی «viele Studierende» است.

در این حالت دیگر «es» کاملاً غیرشخصی نیست، چون فاعل واقعی وجود دارد، اما از نظر ترجمه، اغلب نیازی به برگرداندن «es» به فارسی نیست و باید فقط فاعل واقعی را ترجمه کرد:

«امروز کارمندان زیادی از خانه کار می‌کنند.»
«دانشجویان زیادی در نظرسنجی شرکت کردند.»

این نوع «es» بیشتر مربوط به نظم واژگانی و آهنگ جمله است، اما دانستن آن در سطح B2 کمک می‌کند تا متن‌های خبری و علمی را بهتر درک کنید.

مقایسه ساختارهای غیرشخصی آلمانی و فارسی

از دید یک فارسی‌زبان، مهم‌ترین تفاوت این است که ما در فارسی به فاعل صوری نیاز نداریم و راحت می‌گوییم:

«گفته می‌شود که…»، «شنیده می‌شود…»، «معلوم نیست…»، «ممکن است…»، «لازم است…»، «گرم است…»

در حالی که آلمانی معمولاً یکی از این سه کار را انجام می‌دهد:

  1. استفاده از «es» به عنوان فاعل صوری
    Es heißt, dass… / Es ist möglich, dass…
  2. استفاده از «man» به عنوان فاعل مبهم
    Man sagt, dass…
  3. استفاده از مجهول
    Es wird gesagt, dass… / Es wird angenommen, dass…

چند تطبیق نمونه:

فارسیآلمانی غیرشخصیتوضیح
می‌گویند که او رفته است.Man sagt, dass er gegangen ist.استفاده از «man»
Es wird gesagt, dass er gegangen ist.مجهول غیرشخصی با «es»
معلوم نیست که او می‌آید یا نه.Es ist nicht klar, ob er kommt oder nicht.«es» + صفت
لازم است این کار امروز انجام شود.Es ist notwendig, dass diese Arbeit heute gemacht wird.ساختار با «dass»
Es ist notwendig, diese Arbeit heute zu machen.ساختار با «zu + Infinitiv»
اینجا نباید سیگار کشید.Hier darf man nicht rauchen.«man»
Hier ist das Rauchen nicht erlaubt.مجهول اسمی (Das Rauchen ist nicht erlaubt.)

اصل ترجمه‌ای مهم
در ترجمهٔ ساختارهای غیرشخصی آلمانی به فارسی، لزومی ندارد «es» را حتماً به «آن» ترجمه کنید. بیشتر وقت‌ها اصلاً ترجمه نمی‌شود و جمله به صورت طبیعی فارسی بیان می‌شود. تمرکز شما باید روی معنا و نقش غیرشخصی جمله باشد، نه روی تک تک کلمات.

کاربرد ساختارهای غیرشخصی در متن علمی و رسمی

در متن‌های دانشگاهی، گزارش‌های تحقیقاتی و نوشته‌های رسمی، ساختارهای غیرشخصی چند کاربرد مهم دارند:

  1. بیان هدف و ساختار کار
    به جای «ما در این تحقیق نشان می‌دهیم که…» ترجیح می‌دهند بنویسند:
    «In dieser Arbeit wird gezeigt, dass…»
  2. بیان نتایج بدون دخیل کردن نویسنده
    به جای «ما به این نتیجه رسیدیم که…»
    «Es wird deutlich, dass…» یا «Es lässt sich zeigen, dass…»
  3. بیان محدودیت‌ها و پیشنهادها
    «Es ist zu beachten, dass…»
    «Es wäre sinnvoll, weitere Studien durchzuführen.»
  4. بیان نظر با فاصله و احتیاط
    «Es scheint, dass…»
    «Es ist möglich, dass…»
    «Es ist anzunehmen, dass…»

این گونه ساختارها باعث می‌شوند متن کمتر شخصی، عینی‌تر و از نظر علمی پذیرفته‌تر به نظر برسد، چیزی که در سطح B2 و بالاتر بسیار مهم است.

جمع‌بندی

ساختارهای غیرشخصی در آلمانی به شما اجازه می‌دهند:

  1. دربارهٔ قوانین، عادت‌ها، امکان‌ها و ضرورت‌ها صحبت کنید بدون این که فاعل مشخصی را نام ببرید.
  2. متن خود را عینی‌تر و علمی‌تر کنید، مخصوصاً با استفاده از es صوری، man و مجهول غیرشخصی.
  3. جمله‌های هوا، زمان، فاصله و ارزیابی‌های کلی را به شکل درست و طبیعی بسازید.
  4. در ترجمه، به جای چسبیدن به «es»، بر رساندن معنی کلی در فارسی تمرکز کنید، معمولاً با ساختارهای «… می‌شود»، «… است»، «لازم است که…»، «می‌گویند…» و مانند آن.

در ادامهٔ فصل‌های مربوط به مجهول، می‌توانید این آگاهی را کامل‌تر کنید و در متن‌های طولانی‌تر B2، به شکل فعال ساختارهای غیرشخصی را به کار ببرید تا نوشته و گفتار شما حرفه‌ای‌تر و طبیعی‌تر به نظر برسد.

Views: 2

Comments

Please login to add a comment.

Don't have an account? Register now!